دانشکده مدیریت، اقتصاد و علوم اجتماعی
گروه جامعهشناسی و برنامهریزی اجتماعی
پایاننامه
کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی – گرایش جمعیت شناسی
عنوان
مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (49 – 15 ساله ) در شهر شیراز
به کوشش
فاطمه روستا
استاد راهنما
دکتر علییار احمدی
شهریور ماه 1392

الهی …
الهی تا آموختن را آموختم، آموخته را جمله بسوختم، اندوخته را بینداختم و انداخته را بیندوختم، نیست را بفروختم تا هست بیفروختم.
الهی تا یگانگی بشناختم، در آرزوی شادی بگداختم، کی باشد که گویم پیمانه بینداختم و از علایق واپرداختم و بود خویش جمله درباختم.
الهی روی بنما تا در روی کسی ننگریم و در بگشا تا بر در کس نگذریم.
الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم و جانی ده که کار آن جهان سازیم.
الهی دانایی ده که در راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم .
الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوئیم و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوئیم .
خداوندا از آنجا که بودیم برخاستیم، لکن به آنجا نرسیدیم که خواستیم .
خواجه عبدا… انصاری
تقدیم به
پدرم، سایه سار زندگی ام
مادرم، همهی هستیام

پدرم که استوارتر از کوه و با سخاوتتر از آسمان است؛ او که حضورش امنیت خاطر من است.
مادرم که روشنتر از باران و مهربانتر از آفتاب است؛ او که وجود بخشندهاش، تمام خوبیهای دنیا را برایم به ارمغان میآورد.

سپاسگزاری

مدتی خوشه چین علم و فضیلت استادان گرانقدری بودم که نور هدایتشان همراه همیشگی من خواهد بود.ا کنون که این رساله به پایان رسیده ، لازم میدانم از استاد راهنمای ارجمندم، جناب آقای دکتر علییاراحمدی به پاس زحمات و تلاشهای بیدریغش در عرصهی علمآموزی و به ثمر رسیدن این رساله تشکر و قدردانی نمایم، او که برادرانه و گام به گام در تمام مراحل، همواره همراه بود. ازجناب آقای دکتر ایمان، استاد مشاور گرانقدر پایان نامه که با حوصله پاسخگوی سئوالات بودند، سپاسگزارم.
تشکر میکنم از جناب آقای دکتر حاتم حسینی، استادیار دانشگاه بوعلی سینا به پاس تمام زحماتش در طول سالهای کارشناسی و انگیزه ایی که برای پیمودن این راه به من دادند.
صمیمانه قدر دانم از خواهرانم و برادرانم، به پاس حمایتهای همیشگیشان و از همهی دوستان و همکلاسیهای عزیزم که همراه سالهای تحصیلم بودند.
چکیده
مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (49 – 15 ساله)
در شهر شیراز

به کوشش
فاطمه روستا

سبک زندگی سلامت محور، منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی و سازش با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت آن است. زنان نیمی از افراد جامعه را تشکیل میدهند و به عنوان یکی از اقشار آسیبپذیر در معرض آسیبهای بیشتری قرار دارند، از اینرو توجه به وضعیت سلامتی آنان از جمله سبک زندگی سالم بسیار حائز اهمیت میباشد. هدف از انجام این پژوهش، مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان سنین باروری میباشد. جامعهی آماری این تحقیق شامل زنان سنین باروری ساکن شهر شیراز است و حجم نمونه 392 نفر، با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه ساخت یافته از محلات انتخابی شیراز جمع آوری شد. و در دو سطح توصیفی و استنباطی با نرم افزارSPSS تجزیه و تحلیل شد. مطالعه بر پایهی مدل ارتقاء سلامت پندر با برخی تجدید نظرها انجام شد. نتایج ضریب آلفای کرونباخ برای آزمون روایی جنبههای مختلف سبک زندگی شامل مدیریت استرس، مسئولیت سلامتی، روابط اجتماعی، رشد روحی، تغذیه و فعالیت فیزیکی به ترتیب 46/0، 68/0، 62/0، 85/0، 76/0 و 83/0 است. یافته ها نشان داد که سبک زندگی سالم زنان شهر شیراز (متغیر وابسته) در سطح متوسط رو به بالایی میباشد و بین تحصیلات، میزان مطالعه در حوزهی سلامت، میزان استفاده از وسایل ارتباطی، هویت طبقاتی، حمایت اجتماعی، خودکارآمدی، سلامت عمومی خودگزارش شده، آگاهی از رفتار سلامتی با سبک زندگی سلامت محور رابطهی معناداری وجود دارد. مطالعه نشان داد بین سن پاسخگویان، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، بعد خانواده، درآمد و تجربه برخی بیماریهای خاص با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج مدل های رگرسیونی نشان داد 4 متغیر شامل خودکار آمدی سلامت، سلامت عمومی خود گزارش شده، مطالعه در حوزه سلامت و آگاهی از رفتار سلامتی توانستند 46 درصد از تغییرات واریانس سبک زندگی سلامت محور زنان سنین باروری را تبیین کنند که در این میان خودکارآمدی سلامت، موثرترین متغیر است.
واژههای کلیدی : ارتقاء سلامت، سبک زندگی سلامت محور، زنان، سنین باروری، شیراز.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 1
1-1- مقدمه2
1-2- بیان مسئله7
1-3- اهمیت و ضرورت10
1-4- اهداف تحقیق12
فصل دوم ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 13
2-1- تحقیقات داخلی14
2-2- تحقیقات خارجی19
فصل سوم …………………………………………………………………………………………………………………………………… 23
3-1- نظریات مرتبط با موضوع24
3-1- 1- مدل باور بهداشتی 25
3-1-2- نظریهی کنش منطقی و رفتار برنامهریزی شده 26
3-1-3- مدل تغییر رفتار 28
3-1-4- مدل قصد رفتاری29
3-1-5 – مدل ارتقاء دهنده سلامت 31
3-1-6- نظریهی شناخت اجتماعی32
3-1-7- نظریهی شبکه و حمایت اجتماعی 35
3-2- چارچوب نظری36
3-3- مدل مفهومی و تجربی تحقیق41
3-4- فرضیات تحقیق43
فصل چهارم …………………………………………………………………………………………………………………………………… 43
4-1- روش و تکنیک تحقیق45
4-2- ابزار جمع آوری اطلاعات46
4-3- جامعه آماری و واحد تحلیل46
4-4- حجم نمونه و شیوه نمونه گیری47
4-5- پایایی ابزار سنجش48
4-6- تکنیکهای آماری تحلیل دادهها49
4-7- تعاریف متغیرها49
4-7-1 – متغیرهای مستقل50
4-7-2 – متغیر وابسته52
4-7-3- متغیرهای بینابین52
فصل پنجم ………………………………………………………………………………………………………………………………….. 52
5-1- آمار توصیفی55
5-2- آمار استنباطی70
5-2-1- بررسی فرضیات71
5-2-2- تحلیلهای چند متغیره85
5-2-2-1- نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره85
5-2-2-2- مدل تحلیل مسیر88
فصل ششم …………………………………………………………………………………………………………………………………… 92
6-1- پیشنهادات105
6-2- محدودیتها106
منابع107
منابع فارسی108
منابع انگلیسی114
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-4 ضریب آلفای کرونباخ مقیاس های پرسشنامه ……………………………………………………………………………… 48
جدول 5-1-1 توزیع فراوانی و درصدی سن پاسخگویان و آمارههای توصیفی ………………………………………………. 56
جدول 5-1-2 توزیع فراوانی و درصدی وضعیت تاهل پاسخگویان ………………………………………………………………… 57
جدول 5-1-3 توزیع فراوانی و درصدی وضعیت اشتغال پاسخگویان …………………………………………………………….. 58
جدول 5-1-4 توزیع فراوانی و درصدی بعد خانوار پاسخگویان ……………………………………………………………………… 59
جدول 5-1-5 توزیع فراوانی و درصدی تحصیلات پاسخگویان ……………………………………………………………………… 60
جدول 5-1-6 توزیع فراوانی و درصدی درآمد ماهیانهی خانواده پاسخگویان ……………………………………………….. 61
جدول 5-1-7 توزیع فراوانی و درصدی مطالعه پاسخگویان در حوزهی سلامت…………………………………………….. 61
جدول 5-1-8 توزیع فراوانی و درصدی میزان استفادهی پاسخگویان از وسایل ارتباطی……………………………….. 62
جدول 5-1-9 توزیع فراوانی و درصدی هویت طبقاتی پاسخگویان ……………………………………………………………….. 63
جدول 5-1-10 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس حمایت اجتماعی و ابعاد آن ………………………………………….. 64
جدول 5-1-11 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن …………………………… 65
جدول 5-1-12 سطوح سبک زندگی سلامت محور زنان مورد مطالعه ………………………………………………………….. 66
جدول 5-1-13 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس سلامت عمومی خودگزارش شده …………………………………… 66
جدول 5-1-14 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس خودکارآمدی سلامت عمومی………………………………………….. 67
جدول 5-1-15 توزیع فراوانی و درصدی سابقهی بیماری………………………………………………………………………………. 68
جدول 5-1-16 توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان برحسب سابقهی بیماری ……………………………………………. 69
جدول 5-1-17 آمارههای توصیفی سابقهی بیماری ………………………………………………………………………………………. 69
جدول 5-1-18 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس آگاهی زنان از رفتار سلامتی ………………………………………….. 70
جدول 5-2-1 نتایج ضریب همبستگی سن پاسخگو و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن …………………….. 72
جدول 5-2-2 نتایج تحلیل واریانس آنوا سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن بر حسب وضعیت تاهل …… 73
جدول 5-2-3 نتایج تحلیل واریانس سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن بر حسب وضعیت اشتغال………… 75
جدول 5-2-4 نتایج ضریب همبستگی بعد خانواده و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن ………………………. 76
جدول 5-2-5 نتایج ضریب همبستگی تحصیلات پاسخگو و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن ………….. 77
جدول 5-2-6 نتایج ضریب همبستگی درآمد ماهیانه خانواده و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن ……… 77
جدول 5-2-7 نتایج تحلیل واریانس سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن برحسب میزان مطالعه در حوزه سلامت ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 78
جدول 5-2-8 نتایج ضریب همبستگی میزان استفاده از وسایل ارتباطی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 79
جدول 5-2-9 نتایج تحلیل واریانس سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن برحسب هویت طبقاتی …………… 80
جدول 5-2-10 نتایج ضریب همبستگی حمایت اجتماعی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن …………… 81
جدول 5-2-11 نتایج ضریب همبستگی سلامت عمومی خود گزارش شده و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 82
جدول 5-2-12 نتایج ضریب همبستگی خودکارآمدی سلامت و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن……… 83
جدول 5-2-13 نتایج ضریب همبستگی سابقهی بیماری و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن………………. 84
جدول 5-2-14 نتایج ضریب همبستگی آگاهی از رفتار سلامتی و سبک زندگی سلامت محور و ابعاد آن …. 84
جدول 5-2-15 نتایج رگرسیون گام به گام سبک زندگی سلامت محور………………………………………………………… 87
جدول 5-2-16 متغیرهای خارج شده از معادله رگرسیون در مرحلهی نهایی………………………………………………… 88
جدول 5-2-18 ضرایب رگرسیونی متغیرهای تاثیر گذار بر شاخص خودکارآمدی سلامت عمومی ……………… 89
جدول 5-2-19 ضرایب رگرسیونی متغیرهای تاثیر گذار بر شاخص سلامت عمومی خودگزارش شده…………. 89
جدول 5-2-20 ضرایب رگرسیونی متغیرهای تاثیر گذار بر شاخص آگاهی از رفتار سلامتی………………………… 90
جدول 5-2-21 میزان تاثیر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته ……………………….. 93
جدول 1-6 نتایج آزمون فرضیههای تحقیق…………………………………………………………………………………………………….. 98
فهرست نمودارها
عنوان فهرست
نمودار 3-1 : مدل نظریهی عمل منطقی و رفتار برنامهریزی شده ………………………………………………………………….. 28
نمودار 3-2 : طرح مدل قصد رفتاری ……………………………………………………………………………………………………………….. 31
نمودار 3-3 : اجزای اصلی نظریهی شناخت اجتماعی ……………………………………………………………………………………… 33
نمودار 3-4 : مدل ارتقاء سلامت پندر ………………………………………………………………………………………………………………. 40
نمودار 3- 5 : مدل مفهومی تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………….. 41
نمودار 3 – 6 : مدل تجربی تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………… 42
نمودار 5-1 مدل تحلیل مسیر- روند تاثیرگذاری متغیرهای جمعیتی، اجتماعی – اقتصادی و سلامتی بر سبک زندگی سلامت محور ………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 91
فصل اول

کلیات

1-1- مقدمه
یکی از ارکان عمده پیشرفت جوامع، ارتقاء بهداشت و تامین سلامت افراد میباشد. از آنجا که رفتار ارتقاءدهنده سلامت به عنوان یک موضوع کلیدی در مفهوم ارتقاء سلامت1 توجه ویژهای به خود جلب کرده است، لذا کاربرد الگوهای رفتاری مثبت در زندگی نه تنها در ارتقاء سلامت فردی بلکه در حفظ، بهبود و پیشبرد سلامت عمومی و برنامههای مرتبط با آن نقش به سزایی دارد.
تعریف سلامت در مرکز دیدگاه رفتار ارتقاء دهنده سلامت، قرار میگیرد. در این مرحله سلامتی با استفاده از کیفیتهای مثبت که توسط سازمان جهانی بهداشت2 پیشنهاد شده است، تعریف میشود. سلامتي به معني تحقق بخشي به پتانسيل انسان و حفظ تعادل و جهت گيري هدفدار در محيط است (طل و همکاران، 1390 : 443).
مهمترین جنبه اهداف و استراتژیهای سازمان جهانی بهداشت در طرح «سلامت برای همه» در سال 2000، تاکید بر «ارتقای سلامت» بود. این مفهوم در اولین کنفرانس بین المللی ارتقای سلامت که در سال 1986 در اتاوای کانادا برگزار شد، به عنوان جریانی تعریف شد که «طی آن مردم تلاش میکنند سلامت خود را افزایش دهند و کنترل بهتری بر آن داشته باشند» (سونمزر و دیگران3 ، 2012 : 1241). به عبارت دیگر این مفهوم اشاره میکند به «جریان توانمندسازی مردم برای افزایش کنترل و مدیریت سلامتشان و پیشرفت دادن آن جهت دستیابی به وضعیت بهزیستی کامل اجتماعی، فیزیکی و روانی. پس افراد و گروهها باید قادر به تشخیص آرزوها و مطلوبات خود برای جبران نیازها و تغییر یا انطباق با محیط باشند» (سازمان جهانی بهداشت : 1986).
ارتقاء سلامت با توجه به نقش محوری آن در مراقبتهای بهداشتی مورد توجه روز افزون است. امروزه با توجه به هزینه بالای مراقبتهای بهداشتی لزوم تغییر رویکرد درمانی به رویکرد پیشگیری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، سازمان جهانی بهداشت معتقد است ارتقاء سلامت شامل تشویق سبک زندگی سلامت محور، ایجاد محیطهای حمایتی برای سلامت، تقویت اقدام جامعه، جهتدهی مجدد خدمات بهداشتی و تعیین سیاستهای بهداشت عمومی است (آدامز4، 2000 : 23).
امروزه انجام رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت یکی از بهترین راههایی است که مردم توسط آن میتوانند سلامتی خود را حفظ و کنترل کنند (مروتی شریف آباد و دیگران 2003 : 24). زیرا تحقیقات بسیاری نشان داده است که علت بسیاری از بیماریهای مزمن، سبک زندگی و رفتارهای انسان است (شعبان، 2007 : 24).
سبک زندگی سلامت محور، عبارتی است که به وفور در مباحث ارتقای سلامت، سلامت همگانی و اجرای مداخلات مربوط به سلامت به کار میرود. سبک زندگی سلامتمحور، منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی، و نیز منبعی با ارزش برای ارتقای سلامت، سازش با عوامل استرسزای زندگی و بهبود کیفیت آن است (نوری، 1385 : 8).
مفهوم «سبک زندگی» متکی بر این ایده است که مردم به طور معمول الگوی قابل تشخیصی از رفتار (برای مثال، مسایل عادی کار، فراغت، زندگی اجتماعی و …) را در زندگی روزانهشان به نمایش میگذارند. شیوه زندگی به عنوان یکی از تعیین کنندههای سلامت و بیماری مورد تاکید قرار گرفته است. تعریفی که للوند5 از شیوه زندگی ارائه کرده است، به قرار زیر میباشد : «مجموعه تصمیمات اتخاذ شده توسط افراد که بر سلامتشان تاثیر می گذارد و از سوی دیگر کما بیش تحت کنترل خود آنهاست. عادات بد بهداشتی افراد، موجب ایجاد مخاطرات خود خواسته برای آنها میشود. وقتی مخاطرات مذکور موجب بیماری یا مرگ شود، میتوان شیوه زندگی قربانی را عامل مؤثر یا موجب بیماری یا مرگش دانست» (للوند، 1974؛ به نقل از نوری، 1385 : 8). همچنین سبک زندگی سلامت محور توسط والکر6 چنین تعریف شده است : «الگویی چند بعدی از ادراکات و اعمال آغاز شده با انگیزه خود شخص که به تدوام و تقویت سطح سلامت و خود شکوفایی شخصی کمک میکند» (والکر، 1990 : 270). پندر7 رفتارهای سبک زندگی سلامت محور را به 6 بخش تقسیم میکند : مسئولیت در قبال سلامتی، ورزش، تغذیه، روابط بین فردی، رشد روحی و مدیریت استرس (پندر، 1996؛ به نقل از آدامز، 2000 : 2 ).
تعریف سازمان جهانی بهداشت حاکی از آن است که الگوهای رفتاری به طور مداوم در پاسخ به شرایط متغیر اجتماعی و محیطی تعدیل میشوند. طبق تعریف مذکور، تلاش برای بهبود سلامت از طریق توانمندسازی مردم برای تغییر شیوه زندگیشان باید هم در راستای تغییر فرد و هم در راستای تغییر شرایط زیستی و اجتماعی موثر در رفتار یا شیوه زندگی تنظیم گردد. تعریف سازمان جهانی بهداشت بیشتر مؤید آن است که شیوه زندگی ایده آل یا حداکثری وجود ندارد و عوامل زیادی در تعیین راه مناسب برای زندگی هر فرد موثرند (نوری، 1385: 8).
اهمیت یافتن مبحث ارتقاء سلامت نتیجه تغییر در ماهیت مسایل سلامتی است که صاحب نظران علوم سلامت از آن با عنوان «انتقال اپیدمولوژیک»8 یاد میکنند. در گذشته عامل بسیاری از بیماریها و به تبع آن مرگ و میرها، عفونت بوده است، لذا در اواخر قرن نوزدهم با تغییراتی که در سبک زندگی افراد (تغذیه و بهداشت فردی) اتفاق افتاد، این نوع بیماریها کاهش یافته و جای خود را به بیماری های مزمن داده است، که نمی توان از طریق دارو درمان کرد. بیماریهای مزمن اغلب بر حسب شرایط زندگی ناسالم ایجاد شده اند. این بیماریها را می توان از طریق تغییر در سبک زندگی کاهش داد. با تغییر علل مرگ و میر از بیماریهای عفونی به بیماریهای مزمن، توجه مراقبان بهداشتی به سرچشمه این بیماریها، یعنی سبک زندگی و رفتار انسانها معطوف گشته است. عواملی مانند استعمال سیگار، الگوی تغذیه نامناسب، نداشتن فعالیت جسمی، صدمه دیدن و غیره از مهم ترین عوامل مرگ و میر بودهاند (قاسمی و دیگران، 1387 :184 – 183).
گزارش هاروارد از پیشگیری سرطان و کنترل علتهای آن در سال 1996 نشان می دهد که بیشتر علتهای عمده مرگ و میر و ناتوانی در جوامع مدرن، مربوط به سبک زندگی ناسالم مانند : سیگار کشیدن، شیوه زندگی راکد و عادات غذایی نامناسب میباشد (لام و دیگران9، 2006 : 1846).
دپارتمان خدمات انسانی و سلامتی آمریکا در سال 1996 و سازمان جهانی بهداشت در سال 2003 اعلام کردهاند که عدم فعالیت فیزیکی بهمراه غذا و سبزیجات ناکافی عوامل خطرآفرین بیماریهای قلبی-عروقی و نوع خاصی از سرطانها هستند. همچنین پژوهشهای بسیاری نشان میدهد که افراد ناسالم تمایل دارند که تعدادی از رفتارهای سبک زندگی ناسالم را انجام دهند. رفتارهایی که خطر برای سلامتیشان را افزایش میدهد (بین و برگ10،1990؛ سفتون و ونکل11، 1994؛ فروچارت و همکاران12، 1998؛ به نقل از لام و دیگران، 2006 : 1846).
انتقال اپیدمولوژیک بهمراه آگاهی از ارتباط بین وضعیت سلامتی و سبک زندگی و درک این مهم که مراقبت پزشکی لزوماً تواناییاش را به کنترل اختلالات در جوامع مدرن محدود کرده است- منجر به نوعی انتقال در مدل سلامت و بیماری از دههی 1970 به بعد شده است. در پی این تغییر، مدل ترکیب عوامل اجتماعی- روانی جایگزین مدل صرف پزشکی شده است (پل و توماس، 2002 :32). بدین ترتیب لزوم پرداختن به تعیین کنندههای اجتماعی سلامت و بیماری و رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت، از جمله سبک زندگی سلامت محور امری ضروری به نظر میرسد.
از آنجا که فعالیتهای ارتقاءدهنده سلامت و شیوه زندگی بهداشتی، استراتژیهای اصلی تسهیل و حفاظت از سلامتی هستند (محمدی زیدی و همکاران، 1390 : 104)، لذا توجه به سلامت و رفاه اجتماعی زنان که نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند، نه تنها به عنوان یک حق انسانی شناخته شده، بلکه تاثیر آن در سلامت خانواده و جامعه نیز اهمیت روزافزونی یافته است. سلامت زنان به طور کلی چارچوب مفهومی یک رویکرد مرتبط و موثر را در برنامههای ارتقاءسلامت و پیشگیری از بیماری ارائه می دهد و از آنجا که نقش زنان در مراقبت از خود و در منزل از کودکان، سالمندان، بیماران و سایر اعضای خانواه بسیار با اهمیت است (احمدی و همکاران، 1387 : 116)، بنابراین انتخاب هر نوع سبک زندگی به وسیله زنان، نه تنها بر زندگی شخصی خودشان، بلکه بر رفتارها و سبک زندگی سایر افراد نیز تاثیر می گذارد. زیرا این گروه از افراد جامعه میتوانند به عنوان یک مجرا و کانال ترویج دهنده مسایل مربوط به ارتقای سلامت خود، خانواده و جامعه باشند.
سنین باروری به دلیل تاثیرگذاری بر مجموعه تغییرات و انتقالهای عمده در زندگی زنان از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. لذا انتخاب نوع سبک زندگی و رفتارهای مرتبط با آن، نه تنها نقشی اساسی در سلامتی زنان دارد بلکه پیامدها و نتایجی در سالهای آینده خواهد داشت که می تواند بر عملکرد و بهزیستی جسمی، روانی- ذهنی و اجتماعی آنان موثر باشد. همچنین این امکان را به وجود میآورد که در آینده نسلهای سالمتری داشته باشیم.

1-2- بیان مسئله
با توجه به گذار اپیدمولوژیک و تغییر در ماهیت مسایل سلامتی و بیماریها، از حاد به مزمن، امروزه بیماریهای غیرواگیردار به علت پدیده نوسازی جوامع، پیشرفت فناوری و تراکم جمعیت در مناطق شهری، تغییر سبک و شیوه زندگی و گرایش افراد به عادات نامناسب شیوع گستردهای پیدا کرده است (پل و توماس، 2002 :7 ).
از آنجا که زنان بخش عمدهای از جمعیت را تشکیل میدهند و همواره از آنان به عنوان محور سلامت خانواده و جامعه یاد میشود، توجه به سلامت آنان و رفتارهای مرتبط با آن مانند سبک زندگی، به علت تاثیرگذاری بر سلامت سایر افراد، اهمیت بسزایی دارد.
کجرویک (1377: 21) در بررسی خود تحت عنوان «زنان در سلامت و بیماری» به این نتیجه میرسد که اگر چه زنان بیشتر از مردان عمر میکنند و ظاهراً از نظر ژنتیک بر مردان برتری دارند (با توجه به بعضی از بیماریهای مغلوب در زنان که در مردان غالب است)، اما اغلب بیش از مردان دچار بیماری میشوند.
مای13 در یک بررسی ابتدا به اهمیت موضوع سلامت برای مادر و جنین اشاره میکند و سپس نشان میدهد که رفتارهای ناسالم یا سبک زندگی ناسالم مثل سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و عدم استفاده صحیح از دارو، ممکن است هم سلامت مادر و هم سلامت جنین را به خطر بیاندازد (مای، 2001؛ لین و دیگران14، 2009 : 651).
لئون و لانگی15، سبکزندگی را، روشزندگی مردم معرفی میکنند که تحتتاثیر متقابل خصوصیات فردی و تعاملات اجتماعی و محیط زندگی قرار میگیرد. (لئون و لانگی،2000؛ به نقل از یداالهی و دیگران، 1385 : 82).
سلامتی مستلزم ارتقاء سبک زندگی بهداشتی است. از آنجا که سبک زندگی علاوه بر جنبه فردی، دارای جنبه و تاثیرات اجتماعی میباشد، لذا انتخاب نوع و کیفیت زندگی هر فردی میتواند اثرات عمدهای بر زندگی سایر افراد داشته باشد.
کاکرهام سبک زندگی سالم را اینگونه تعریف میکند : «سبک زندگی؛ الگوهای جمعی از رفتارهای سالم مبتنی بر انتخابهای مردم و مطابق با موقعیت زندگی آنان است. فعالیتهایی مثل استفاده از الکل، سیگارکشیدن، بستن کمربندایمنی و … میتوانند موفقیت زندگی یک شخص را تقویت یا تضعیف سازد». وی همچنین لزوم تحقیق در مورد سبک زندگی سالم را یادآوری میکند اما معتقد است اندازه گیری و تجزیه و تحلیل نباید در سطح فردی متوقف شود، بلکه بایستی با در نظر گرفتن الگوهای جمعی رفتار مربوط به سلامتی که سبک زندگی سلامت محور را تشکیل میدهد، گسترش یابد. سبک های زندگی مختلف باید در ارتباط با زمینهی اجتماعی که در آن رخ میدهند، مورد توجه قرار گیرند (قاسمی و دیگران، 1387 : 189).
در دهه گذشته سازمان جهانی بهداشت به میزان زیادی بر اهمیت سبک زندگی سالم تاکید کرده است. بحثهای اولیه در مورد سبک زندگی در درجه اول بر تغذیه، ورزش، سیگار و استفاده از الکل متمرکز بود درحالی که امروزه درک سبک زندگی و رابطه آن با سلامتی تغییر کرده است. در همین راستا یکی از اهداف تعیین شده سازمان جهانی بهداشت تا سال 2020 ارتقاء سبک زندگی سالم در بین افراد است که بر اساس آن تمامی کشورها باید تا سال2020 فعالانه راهبردهایی را که در بهبود زندگی فردی و اجتماعی مؤثر هستند در دستور کار خود قرار دهند و عواملی که به سلامتی افراد آسیب میرسانند مثل فعالیتهای فیزیکی نامناسب، تغذیه غلط، روابط فردی معیوب، استفاده از مواد مخدر و رابطه جنسی غیر ایمن را کاهش دهند. دارا بودن سبک زندگی خاص دلالت بر انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه یک سری از رفتارها دارد (یداللهی، 1385 : 82-81).
زنان به طور کلی حوادث و انتقالهای عمدهای همچون ازدواج، بارداری، مادر شدن و … را در زندگی خود تجربه میکنند لذا هر مرحله از این انتقالها و تجارب، مستلزم سبک زندگی خاصی است که نه تنها با مسئله سلامت زن که با کیفیت سلامت و سبک زندگی دیگر اعضای خانواده و در مرتبهی بالاتر، سایر افراد جامعه در ارتباط است. مثلاً میزان بهرهمندی یک زن تازه ازدواج کرده از سلامت جسمی، روحی- روانی و اجتماعی بر ادامه زندگی زناشویی وی بسیار مؤثر است یا سبک زندگی مادران در دوران بارداری و بعد از آن با میزان سلامت کودک در ارتباط است، همچنین با توجه به نقش همراهی زنان در دوران کهنسالی با شریک زندگی خود، سلامت و نوع سبک زندگی آنان از اهمیت روزافزونی برخوردار است. در نتیجه متناسب با احساس مسئولیت پذیری بیشتر زنان در قبال سایر اعضا و با توجه به نقش تعیینکنندگی آنان در خانواده و جامعه، از زنان انتظار بیشتری میرود که توجه عمدهای به سلامت خود و سایر اعضاء نشان دهند. بنابراین این برای زنان بسیار مهم است که سبک زندگی سالمی داشته باشند و پیگیری بیشتری جهت ارتقاءسلامت خود و سایر اعضاء نشان دهند.
از جمعیت 75149669 نفری کشور در سال 1390، 22390943 آن را زنان در سنین باروری تشکیل میدهند. با این وجود، تحقیقات بسیار اندکی به مطالعه سبک زندگی سلامت محور زنان در این سنین پرداختهاند.
با توجه به مباحث ذکر شده، درک بهتر از رفتارهای سلامتی زنان در سن باروری و تعیین کننده های جمعیتی و اجتماعی- اقتصادی آن این امکان را به وجود میآورد که سلامت این گروه اجتماعی در جنبههای متفاوتی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش یابد.
در این پژوهش تلاش شده است با توجه به تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت و رفتارهای ارتقاءدهنده آن مانند سبک زندگی سلامت محور، به موضوع پرداخته شود. لذا پژوهش حاضر به دنبال بررسی ابعاد سبک زندگی سلامت محور زنان است، این که سبک زندگی سلامت محور زنان در شهر شیراز به عنوان نمونه، چگونه است و تعیین کنندههای جمعیتی و اجتماعی – اقتصادی آن کدامند؟

1-3- اهمیت و ضرورت

با توجه به نقش کلیدی و عمده سلامت افراد در عملکرد و ایفای نقش فردی و اجتماعی آنها، سلامت و ابعاد مختلف آن اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. نگاه ویژه اندیشمندان از جمله جمعیت شناسان و ایجاد زیر شاخههایی مانند جمعیتشناسی سلامت، از پیامدهای چنین اهمیتی است.
همچنین از آنجا که سلامت و ارتقای آن به کانون مطالعات بسیاری از متفکران و متخصصان تبدیل شده است و در بعد عمومی، امروزه بیشتر افراد، سعی در انجام رفتارهای پیشگیرانه قبل از ابتلا به بیماری و ارتقای سلامت خود دارند، لذا پرداختن به رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت از اهم فعالیتهای روزمره هر فردی است (پل و توماس، 2002 : 7).
رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت به عنوان عامل زمینهای در عدم ابتلا به بسیاری از بیماریها شناخته شده است و ارتقاءسلامت و پیشگیری از بیماریها مستقیماً با این رفتارها در ارتباط میباشد (اندریو16، 2001؛ به نقل از حبیبی سولا و دیگران، 1386 : 333). آمار ارائه شده در مورد دلایل اصلی مرگ و میر، بیانگر آن است که 53 درصد از علل مرگ و میرها به سبک زندگی و رفتارهای غیر بهداشتی مربوط می باشد (استنهوپ و دیگران17، 2000 : 575). اهمیت سبک زندگی بیشتر از آن جهت است که برکیفیت زندگی و پیشگیری از بیماریها مؤثر میباشد. برای حفظ و ارتقای سلامتی، تصحیح و بهبود سبک زندگی ضروری است.
با توجه به تحولات عمده اجتماعی در کشور و تعریف و بازبینی مجدد نقش و جایگاه زنان در خانواده و جامعه و همچنین تغییر در وضعیت جمعیت کشور بخصوص تحولات ساختار سنی، احتمال مرگ و میر کمتر زنان، زنانه شدن هرم سنی در سنین کهنسالی و احتمال بیشتر ابتلای آنان به بیماریهای مزمن آشنایی با سبک زندگی سلامت محور زنان و تأثیر عوامل جمعیتی و اجتماعی- اقتصادی و سلامتی موثر بر آن ضرورت مییابد.
این آشنایی هم برای زنان و آگاهی از وضعیت خودشان مفید است و هم شناخت آن برای سایر گروههای اجتماعی و هم آمادهسازی برای یک نقش محوری مثبت در جامعه و برنامهریزی در مورد آنان مورد استفاده قرار میگیرد (زنجری، 1390 : 12). همچنین، وجود خلاءها وکمبودهای تحقیقاتی پیرامون موضوع سبک زندگی سلامت محور زنان و تعیین کنندههای اجتماعی- اقتصادی و جمعیتی آن در ایران با توجه به اینکه اکثر تحقیقات در حوزه سبک زندگی سلامت محور در ارتباط با سایر گروههای آسیب پذیر جامعه مانند کهنسالان صورت گرفته است و از آن جا که زنان به عنوان یکی از گروههای تعیینکننده سلامت جامعه در ارتباط با موضوع مورد بحث کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، ضرورت تحقیق و مطالعه درباره آن را افزایش می دهد.
از طرف دیگر، با توجه به دوره های مختلف زندگی زنان، گریز از عوامل استرس زا و دوری از مواجهه با تغییرات شتابنده امکان پذیر نیست. درچنین وضعی آنها می توانند خود را برای مقابله مؤثر با موقعیت پر استرس زندگی آماده کنند، که امکان بهزیستی و تامین سلامت جسمی و روانی را از پیش فراهم نموده باشند. تقویت قوای جسمی و روانی، استحکام بخشیدن به جان مایه های درونی و شخصیتی و همچنین ارتقاء کیفیت روابط، و حمایتهای اجتماعی از طریق تعمیق ارتباطها و تخفیف تعارضها، راهبردهای اساسی هستند که تا اندازه زیادی تندرستی انسان را تامین می کنند (پیروی، 1389 : 302).
1-4- اهداف تحقیق
هر تحقیقی دارای اهداف خاصی است که باید پژوهشگر بدان توجه کند، هدف باید صریح و روشن باشد و از تناقضگویی پرهیز شود، و طوری طراحی شود که قابل پژوهش و عملی باشد (ساروخانی، 1382 : 147) .
پژوهش با مشخص کردن اهداف، میتواند جهت و مسیر خود را نمایان سازد. اهداف این پژوهش به دو دستهی کلی و جزئی تقسیم میشود .
هدف کلی این پژوهش «بررسی سبک زندگی سلامت محور زنان واقع در سنین باروری (49-15 ساله) در شهر شیراز» میباشد.
با توجه به هدف کلی تحقیق، اهداف جزئی شامل موارد زیر میباشد :
– بررسی میزان برخورداری زنان از سبک زندگی سلامت محور.
– بررسی ارتباط عوامل جمعیتی (سن، بعد خانواده، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال) با سبک زندگی سلامت محور زنان.
– بررسی ارتباط عوامل اجتماعی- اقتصادی (تحصیلات، درآمد، هویت طبقاتی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، میزان مطالعه در حوزهی سلامت، حمایت اجتماعی) با سبک زندگی سلامت محور زنان.
– بررسی ارتباط عوامل سلامتی (سلامت عمومی خودگزارش شده، خودکارآمدی سلامت، سابقهی بیماری و آگاهی زنان از رفتار سلامتی) با سبک زندگی سلامت محور.
فصل دوم

پیشینهی تحقیق
یکی از اولین و مهم ترین مراحل در نوشتن تحقیق، اشاره به مطالعاتی است که قبلاً در این زمینه انجام شده است. آگاهی از پیشینه انجام شده، ضمن آشکار ساختن ابعاد جدید مسئله، از تکرار بیهوده تحقیق در مورد جنبههایی که دیگران بررسی کردهاند جلوگیری خواهد کرد. همچنین سئوالات یا فرضیه های تحقیق دقیقتر خواهند شد و امکان شراکت در تجربیات محققان قبلی فراهم میشود.

2-1- تحقیقات داخلی

مطالعات و تئوریهای مختلف، نشان دادهاند که عوامل گوناگونی بر سبک زندگی سلامت محور موثر است. که می توان آنها را به طور کلی به عوامل جمعیتی، اقتصادی- اجتماعی و عوامل مربوط با سلامتی تقسیم بندی کرد.
در ارتباط با عوامل جمعیتشناختی میتوان به بررسی رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت در بین گروه های مختلف سنی اشاره کرد. در این زمینه انجی زب و همکارانش (2012) به این نتیجه رسیدند که زنان میانسال ایرانی وضعیت مطلوبی در ابعاد سلامت ذهنی مانند مدیریت استرس، روابط بین فردی و رشدروحی دارند در حالی که رفتارهای آنان در ابعاد سلامت فیزیکی مانند مسئولیت سلامتی، فعالیت فیزیکی و تاحدودی تغذیه، بسیار نامطلوب است. بنابراین برای داشتن سالمندی مطلوب، آنها باید به بهبود سبک زندگیشان، در سنین میانسالی اولیه بپردازند. پژوهش میرغفوروند و همکارانش (2012) در مطالعهی ترکیبی از تجربهی زنان سنین باروری در ارتباط با رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت نشان داد بالاترین نمرهی پاسخگویان مربوط به روابط بینفردی و پایینترین امتیاز از آن فعالیت فیزیکی بود. آنها 7 نوع رفتار ارتقاءدهندهی سلامت (برقراری الگوی مناسب تغذیه، متعادل سازی الگوی استراحت/ فعالیت، معنویتگرایی، مدیریت استرس، حساسیت و مسئولیتپذیری فردی، برقراری الگوی تعاملات اجتماعی، پرداختن به تفریحات سالم مورد علاقه) را در بین زنان سنین باروری تشخیص دادند. زنجری (1390) در پژوهش خود اشاره میکند سبک زندگی سلامتمحور سالمندان شهر شیراز در سطح متوسطی میباشد. یافتههای وی نشان داد پایینترین نمرهی میانگین سالمندان مربوط به بعدهای فعالیت فیزیکی و مسئولیتسلامتی است، درحالی که تغذیهی سالمندان شهر شیراز، وضعیت مطلوبی داشته است. هر چند وی یادآوری میکند علت این امر، افزایش بیماریهایی مانند چربیخون در سنین بالا و عدم رعایت اصول تغذیهی سالم در طول زندگی افراد میباشد. مطلق و همکارانشان (1389) با بررسی رفتارهای ارتقاءدهندهی سلامت دانشجویان سنین (19 تا 23 سال) نشان دادند که دانشجویان مورد بررسی از نظر رشد روحی، روابط بین فردی، مدیریت استرس و تغذیه در سطح مطلوب و از نظر فعالیت فیزیکی و مسئولیت پذیری سلامتی در سطح نامطلوبی قرار داشتند.
وضعیت تاهل، یکی از عوامل جمعیتشناختی است که در مطالعات مختلف، تاثیرات متفاوتی بر رفتارهای سلامتی داشته است. طاهرپذیر و همکارانش (1391) در مطالعهی خود به این نتیجه رسیدند که افراد متاهل موانع بیشتری بر سر راه به کارگیری رفتارهای ارتقاءسلامت داشتند. گاه عدم پذیرش و همراهی همسر و حتی فرزندان در تغییرات صحیح شیوهی زندگی میتواند مانعی بر سر راه انجام رفتارهای ارتقاء سلامت باشد. نجیمی و عظیمی (1391) به این نتیجه رسیدند که وضعیت تاهل تاثیری بر سبک زندگی سالم سالمندان ندارد. آنان معتقدند حضور عواملی همچون سطح تحصیلات و خصوصیات اقتصادی و اجتماعی سبب میشود وضعیت تاهل سالمندان فاقد نقش تعیینکننده در سبک زندگی سالم آنان باشد. یافتههای دانش (1389) در این ارتباط نشان داد که سطح کلی سلامت جسمی- روانی و شادکامی در بین دانشجویان متاهل بیش از دانشجویان مجرد است. در مطالعهی وی نشانههای بدنی، علایم اضطراب و اختلال در خواب، میزان افسردگی و اختلال در کارکرد اجتماعی در دانشجویان متاهل کمتر از دانشجویان مجرد بوده است. عزیزی و عینی (1386) خطر بیماریهای غیر واگیردار را برای زنان متاهل بیش از زنان مجرد میدانند. با توجه به اینکه زنان متاهل مسئولیت بسیاری در انجام امور منزل دارند، معمولا با فعالیت بدنی محدود، تغذیهی ناسالم و عدم توجه به سلامت فردی مواجهاند که معمولاً ریشه در سبک زندگی ناسالم آنان دارد.
وضعیت اشتغال نیز میتواند به عنوان متغیر جمعیتی، تاثیرات مختلفی بر سلامت و رفتارهای سالم افراد داشته باشد. طاهرپذیر و همکارانش (1391) با مطالعهی بیماران مبتلا به بیماری قلبی- عروقی به این نتیجه رسیدند بیمارانی که در طبقهی شغلی کارمند مشغول به کار بودند درک بالاتری از منافع به کارگیری رفتارهای ارتقاءسلامتی داشتند. طبق نتایج به دست آمده از مطالعه کرمان ساروی و همکاران (1390)، زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار، بجز در عملکرد جسمانی، کلیهی مقیاسهای کیفیت زندگی مربوط به سلامت را در سطحی بالاتر و بهتر گزارش کردهاند. به طوری که این تفاوتها در مقیاسهای سلامت روانی و نشاط معنیدار بود. صادقی و همکاران (1390) با مقایسهی شیوهی زندگی سالم زنان خانهدار و شاغل دریافتند که زنان شاغل نسبت به افراد خانهدار وضعیت تغذیهی نامطلوب اما فعالیت فیزیکی مطلوبتری داشتند. همچنین فراوانی بیماریهای چربیخون، چاقی و دیابت در زنان خانهدار کمتر و خطر نسبی به طور مختصر در زنان شاغل بالاتر بود.
نتایج پژوهش زارعی پور و همکاران (1391) نشان داد که با افزایش



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید