دانشگاه آزاد اسلامي
واحد رشت
دانشكده علوم انساني
گروه آموزشي جغرافيا
پايان نامه تحصيلي جهت اخذ درجه كارشناسي ارشد
رشته:
كاربرد اقليم در برنامه ريزي محيطي
عنوان:
بررسي خشكسالي و ارايه راهكارها به منظور به حداقل رساندن آسيب هاي ناشي از آن بر مديريت آبي استان گيلان
استاد راهنما:
دكتر بهمن رمضاني گورابي
نگارش:
سيد حوريه رضوي
نيمسال تحصيلي
تابستان 1393
سپاسگزاري:
اكنون كه به لطف پروردگارم توفيق يافتم تا دوره اي از فراگيري علم و دانش را طي كنم، وظيفه خود مي دانم از كليه اساتيد ارجمند كه در طي اين دو سال به من آموختند تشكر كنم. اين پژوهش با كمك استاد ارجمند و بزرگوار جناب آقاي دكتر رمضاني ميسر گرديد، راهنمايي هاي خردمندانه ايشان در كليه مراحل پژوهش اين راه را آسان نمود. جناب آقاي دكتر رضايي و دكتر صبوري داوران محترم، كه در طول تحقيق از نظرات ارزشمندشان بهره بسيار بردم.
تقديم:
اين تحقيق پيكشي‌ست به محضر پدر و مادر عزيز و همسر گراميم كه به پاس عاطفه سرشار و گرماي اميدبخش وجودشان كه در اين سردترين روزگاران بهترين پشتيبان است، باشد كه حاصل تلاشم، نسيم گونه، غبار خستگيشان را بزدايد.
و تقديم به دختر مهربان و پسر عزيزم كه با همياري و راهنمايي هاي بي دريغشان بسياري از سختي ها را برايم آسان نموده اند.
و تقديم به همه‌ي آنان كه به من آموختند…
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چكيده1
فصل اول:كليات تحقيق2
1-1- مقدمه3
1-2- بيان مسأله4
1-3- پرسش اصلي تحقيق (مسائله تحقيق)6
1-4- اهداف تحقيق6
1-5- فرضيه6
1-6- هدف كاربردي6
1-7- جنبه نوآوري6
1-8- محدوديت هاي تحقيق6
فصل دوم:مرور منابع7
2-1- نكات مهم در تعريف خشكسالي8
2-2- تعاريف خشكسالي9
2-3- تعريف مفهومي خشكسالي11
2-4- تعريف عملي خشكسالي12
2-5- انواع خشكسالي12
2-5-1- خشكسالي هواشناسي13
2-5-3- خشكسالي هيدرولوژيكي15
2-5-4- خشكسالي اجتماعي ـ اقتصادي16
2-6- پيامد اثرات خشكسالي16
2-7- شدت و وسعت خشكسالي17
2-8- ملاحظات خشكسالي در رابطه با ايران18
2-9- تفاوت خشكي و خشكسالي19
2-10- سوابق تحقيق19
فصل سوم:روش اجراي تحقيق25
3-1- روش كار26
3-1-1- نوع روش تحقيق26
3-1-2- روش گردآوري اطلاعات (ميداني، كتابخانه اي و …)26
3-1-3- ابزار گردآوري اطلاعات26
3-1-4- روش تجزيه و تحليل اطلاعات26
3-2- موقعيت جغرافيايي محدوده مورد مطالعه26
فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده ها و يافته هاي تحقيق29
4-1- سابقه پديده خشكسالي در اروپا46
4-2- تجزيه و تحليل پديده خشكسالي47
4-3- شاخص هاي مختلف اندازه گيري اثرات خشكسالي47
4-4- اركان مديريت منابع آب48
4-5- راهبردهايي در زمينه مديريت منابع آب در شرايط خشكسالي51
4-6- موانع برنامه ريزي كارآمد براي خشكسالي52
4-7- راهكارهاي اصلي در مديريت آبي55
4-8- چارچوب اصلي جهت برنامه ريزي58
4-9- منابع آب استان گيلان58
4-10- بهره برداري از منابع آب استان59
4-11- مسائل آب استان61
4-12- تدوين برنامه مديريت منابع آب استان گيلان62
4-13- مديريت مصرف آب62
4-14- نكات مهم در حل بحران آب62
4-15- روش هاي صحيح مديريت خشكسالي در بخش كشاورزي استان گيلان64
4-16- اقدامات بلندمدت كشاورزي پايدار در سطح استان64
4-17- مقابله با محدوديت منابع آبي استان گيلان64
فصل پنجم:بحث و نتيجه گيري و پيشنهادات67
5-1- بحث68
5-2- نتيجه گيري68
5-3- آزمون فرضيات70
5-4- پيشنهادات70
منابع72
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول شماره 4-1: منابع آب استان گيلان (به ميليون مترمكعب)59
جدول شماره 4-2: سطح زيركشت استان و مقايسه آن با كشور و امكان توسعه60
جدول شماره 4-3: تعداد مشتركين و ميزان مصرف آب دراستان گيلان (ارقام به مترمكعب)61
جدول شماره 4-4: عاملها و متغيرهاي مربوط به مسائل و محدوديت هاي منابع آب65
جدول شماره 4-5: جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات به منظور مديريت خشكسالي66
فهرست اشکال
عنوانصفحه
شکل 1- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه چوبر در ایستگاه هیدرومتری بالا محله31
شکل 2- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه لمیر در ایستگاه هیدرومتری قربانعلی محله31
شکل 3- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه چلوند در ایستگاه هیدرومتری خان حیاطی32
شکل 4- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه حویق در ایستگاه هیدرومتری صفر محله32
شکل 5- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شیرآباد در ایستگاه هیدرومتری اوستاقاسم محله33
شکل 6- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه ناورود در ایستگاه هیدرومتری خرجگیل اسالم33
شکل 7- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه کرگانرود در ایستگاه هیدرومتری ماشین خانه34
شکل 8- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه خاله سرا در ایستگاه هیدرومتری کله سرا34
شکل 9- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شفارود در ایستگاه هیدرومتری پونل35
شکل 10- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه بهمبر در ایستگاه هیدرومتری آقامحله35
شکل 11- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه چافرود در ایستگاه هیدرومتری روبارسرا36
شکل 12- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه مرغک در ایستگاه هیدرومتری کتمجان36
شکل 13- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه خالکایی در ایستگاه هیدرومتری طاسکوه37
شکل 14- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه کلسر در ایستگاه هیدرومتری کلسر37
شکل 15- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه ماسوله رودخان در ایستگاه هیدرومتری چومثقال38
شکل 16- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه ماسوله رودخان در ایستگاه هیدرومتری کمادل38
شکل 17- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شاخرز در ایستگاه هیدرومتری لاکسار39
شکل 18- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه گشت رودخان در ایستگاه هیدرومتری پیرسرا39
شکل 19- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه ماسوله رودخان در ایستگاه هیدرومتری نوخاله40
شکل 20- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه سیاهرود در ایستگاه هیدرومتری پل سازمان40
شکل 21- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه سفیدرود در ایستگاه هیدرومتری پل آستانه41
شکل 22- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه ذیلکی رود در ایستگاه هیدرومتری شهربیجار41
شکل 23- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه سفیدرود در ایستگاه هیدرومتری راه رودبار42
شکل 24- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه توتکابن در ایستگاه هیدرومتری توتکابن42
شکل 25- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شلمانرود در ایستگاه هیدرومتری کلچال43
شکل 26- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شلمانرود در ایستگاه هیدرومتری شلمان43
شکل 27- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه شمرود در ایستگاه هیدرومتری توتکی44
شکل 28- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه پلرود در ایستگاه هیدرومتری درازلات44
-شکل 29- تغییرات آبدهی سالانه و میانگین متحرک 5ساله رودخانه سموش در ایستگاه هیدرومتری هراتبر45
چكيده
از ابتداي تاريخ، خشكسالي بخشي از تغييرات آب و هوايي محيط ما بوده است. كمبود آب از يك طرف و استفاده بي رويه و غلط از منابع آب از طرف ديگر، تهديدي جدي براي محيط زيست و منابع آب در كشوري مثل ايران كه از جمله مناطق خشك و نيمه خشك جهان است، از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ با توجه به اينكه در حال حاضر مناطق شمالي كشور را هم تحت تأثير قرار داده است. وضعيت بارندگي و محدوديت منابع آبي و شرايط اقليمي كشور اين واقعيت را نشان مي دهد كه بايد براي پديده خشكسالي برنامه داشت و به صورت جدي در زمان وقوع با آثار و پيامدهاي آن مقابله نمود. علاوه بر اين لزوم افزايش راندمان استفاده از آب در كشاورزي، اصلاح الگوي مصرف و مديريت آبياري و توجه به بهره برداري آب بايد مدنظر قرار گيرد.
خشكي و خشكسالي هر دو نتيجه اثرات متقابل بين محيط زيست طبيعي و اجتماع مي باشد. پديده خشكسالي بيانگر اثرات مختلف محيط زيست بر روي موجودات زنده، موجودات، ميكرو، حيوانات و انسان ها بوده حال آن كه خشكي داراي مفهوم كلي بوده و براي عناصر محيط زيست به كار نمي رود.
توجه به اعمال مديريت صحيح و كاهش پيامدهاي خشكسالي در توسعه مناطق، نيازمند برنامه ريزي و اجراي اقدامات پيشگيرانه در مقابله با پديده خشكسالي است، كه خود مستلزم به كارگيري دانش كافي در پيش بيني خشكسالي مي باشد.
واژگان كليدي: الگوي مصرف، مديريت آبياري، محدوديت منابع آبي، خشكي و خشكسالي، گيلان
فصل اول:كليات تحقيق
فصل اول
كليات تحقيق
1-1- مقدمه
نگاهي به تاريخ زيست در روي كره زمين حاكي از اين است كه بشر همواره در معرض انواع بلاياي طبيعي بوده است. بخشي از اين بلايا مربوط به عوامل و نوسانات اقليمي مي باشدف مانند خشكسالي ها كه در زمان هاي قديم مختلف رخ داده و اثرات مهلكي بر جاي گذاشته است.
آب، كه ركن اساسي توسعه پايدار است، مايه حيات بشري بوده و همانند بسياري از نعمت هاي الهي ماهيت دوگانه خير و شر در آن نهفته است. آب از طرفي عامل ايجاد سيل و در پي آن خرابي و خسارات مالي و جاني فراواني مي شود و از طرف ديگر كمبود آن (خشكسالي) باعث نابودي و تغيير اساسي در اكوسيستم ها مي شود. توجه به مسئله پيشگيري و كاهش پيامدهاي خشكسالي در توسعه مناطق، نيازمند برنامه ريزي و اجراي اقدامات پيشگيرانه است كه خود مستلزم بكارگيري دانش كافي در پيش بيني خشكسالي است.
خشكسالي به عنوان يكي از پديده هاي محيطي شناخته شده و در واقع بخش جدايي ناپذيري از تغييرات اقليمي است كه مي تواند در هر منطقه جغرافيايي حادث شود و تأثيرات عمده اي بر آن منطقه بگذارد. اين پديده به لحاظ گستردگي، شدت، مدت و ميزان آسيب رساني به بخش هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي، يكي از بزرگترين بلاياي طبيعي محسوب مي گردد كه سالانه در سراسر دنيا ميلياردها دلار خسارت را به بخش هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي جوامع، به ويژه بخش كشاورزي وارد مي كند.
از آنجائي كه كشور ما در سال هاي اخير با خشكسالي مواجه بوده است، لذا تحقيقات در خصوص پايش همزمان و دقيق شرايط پوياي خشكسالي جهت كاهش اثرات مخرب اين بلاياي اقليمي حائز اهميت است. در مطالعات پايش خشكسالي، به عبارتي ارزيابي ساده از سه ويژگي خشكسالي يعني شدت، تداوم، گستردگي مكاني و همچنين مقايسه خشكسالي از منطقه اي به منطقه ديگر در زمان هاي مختلف نياز به كاربرد نمايه اي خشكسالي مي باشد. نمايه هاي مختلفي جهت پايش خشكسالي توسط محققين ارائه شده است (جوانمرد و همكاران، 1387).
1-2- بيان مسأله
بلاياي جوي و اقليمي در واقع پديده هاي طبيعي خاص هر منطقه هستند كه وقوعشان غيرقابل اجتناب است. البته چنانچه مواجهه‌ي صحيحي با اين پديده هاي طبيعي انجام شود، در بسياري موارد مي توان از تبديل آنها به بلا اجتناب نموده يا اينكه خساراتشان را كاهش داده و به حداقل رسانيد. روش هاي نوين مديريت كاهش بلاياي جوي بيش از آن كه بر امكانات و تجهيزات سخت افزاري متكي باشند، بر تدوين سياست ها، برنامه ها، سازمان ها و نهادهاي مختلف براي كاهش اثرات و نيز جبران خسارت ها مبتني هستند. موارد ذيل را مي توان از اين جمله برشمرد: شناسايي و مكان يابي بلايا، پيش بيني بلايا قبل از وقوع، مديريت كاهش اثرات بلايا، استفاده از بيمه در جهت كاهش خسارات، هدايت مردم و صاحبان مشاغل به سمتي كه در زمان وقوع حادثه بتوانند خود مديريت حوزه هاي شخصي خود را بر عهده گيرند، پايش و ديده باني بلايا، پيش آگاهي و اطلاع رساني عمومي، تبليغات و آموزش عمومي هر چه بيشتر جهت آگاهي مردم.
خشكسالي به عنوان يك خطر طبيعي از پديده هاي اجتناب ناپذير است كه از ديرباز در پهنه وسيع كشورهاي مختلف بخصوص كشورهاي مستقر در مناطق گرم و خشك به كرات وقوع يافته و مي يابد. بحران خشكسالي، يكي از ناهنجاري هاي اقيمي است كه اثرات نامطلوبي بر روي گياهان، جانوران و محيط هاي اكولوژيك و نهايتاً انسان دارد.
كشور ايران به خاطر قرار گرفتن در كمربند خشك جغرافيايي و نوار بياباني كه در 25 تا 40 درجه عرض شمالي واقع شده است، از شرايط آب و هوايي خشكي برخوردار است كه جزو مناطق كم باران جهان به شمار مي آيد و نزولات جوي آن از يك سوم متوسط نزولات جهان كمتر است. از آنجايي كه ايران در مناطق خشك و نيمه خشك كره زمين قرار گرفته است بيش از 90 درصد اقليم آن خشك و نيمه خشك است. در صورتي كه رشته كوههاي زاگرس و البرز وجود نمي داشت و ايران بين درياي خزر و خليج فارس محصور نمي بود، كشورمان به يك منطقه كاملاً خشك و بي آب جهان تبديل مي شد. علاوه بر اين كه كشور ما، كم آب است، بارش ها نيز در آن نامنظم است. ميانگين بارش در ايران 248 ميلي ليتر در سال است. اين ميزان يك سوم متوسط بارش در جهان (831 ميلي ليتر) است. در مجموع ميزان جريان هاي سطحي كشور در مقايسه با متوسط درازمدت 46 درصد كاهش داشته است كه عدد بسيار بالايي است و اين نشان دهنده خشكسالي هيدرولوژي در ايران است.
به گفته كارشناسان سازمان ملل اگر خشكسالي در ايران رخ دهد به فاجعه انساني تبديل مي شود و هم اكنون زنگ ها در بيشتر استان هاي ايران براي خشكسالي به صدا درآمده اند.
پروفسور كردواني كه در زمينه محيط زيست، آب و كم آبي در كشور مطالعات و تأليفات گسترده اي دارد در زمينه بحران كم آبي مي گويد: مشكل كم آبي در كشور يك بحران ملي است و افزايش جمعيت و مهاجرت روستاييان به شهرها بر اين بحران مي افزايد.
كه اين روند مهاجرت باعث كاهش توليدات كشاورزي و بدتر از آن افزايش جمعيت شهري و به همان نسبت بالا رفتن مصرف آب شهري مي شود.
در اين پايان نامه سعي شده كه به بررسي خشكسالي پرداخته و راهكارهايي كه به حداقل رساندن آسيب هاي ناشي از آن بر مديريت آبي استان نقش دارد بررسي كند.
1-3- پرسش اصلي تحقيق (مسائله تحقيق)
1- آيا گيلان با بروز خشكسالي مواجه است؟
2- آيا بروز خشكسالي در گيلان با مديريت منابع آبي در رابطه است؟
1-4- اهداف تحقيق
1- شناخت نوع خشكسالي ها و انواع آن و برخورد با مسأله
2- ارائه يك روش علمي مناسب در جهت مبارزه با خشكسالي هاي اخير
3- رابطه خشكسالي با مديريت آبي
1-5- فرضيه
1- به نظر مي رسد گيلان در سال هاي اخير با خشكسالي مواجه بوده است.
2- به نظر مي رسد كه نوع مديريت آبي در سال هاي اخير خشكسالي گيلان را تشديد نموده است.
1-6- هدف كاربردي
سازمان آب و برق استان، اداره جهاد كشاورزي، سازمان منابع طبيعي.
1-7- جنبه نوآوري
اين تحقيق با موضوع فوق براي اولين بار ارائه مي گردد.
1-8- محدوديت هاي تحقيق
با توجه به اينكه اين موضوع براي اولين بار كار شده؛ به دليل نبود اطلاعات كافي و كمك نكردن سازمان مديريت آب و ديگر نهادها سعي شده بهترين آيتم ها را كه مربوط به اين عنوان بوده جمع آوري و تهيه گردد.
فصل دوم:مرور منابع
فصل دوم
مرور منابع
2-1- نكات مهم در تعريف خشكسالي
1. بايد در تعريف، مقدار و شدت بارندگي يا ميزان كمبود آن مشخص شود.
2. مدت زمان، يك ويژگي مهم در تشخيص خشكسالي است و بايستي براي تعيين ميزان درجه خشكسالي ارتباط بين مدت زمان و شدت مشخص شود.
3. آستانه اي به عنوان يك نقطه مرجع براي تعيين زمان شروع خشكسالي تعيين مي شود.
تعاريف خشكسالي هواشناسي بايستي به صورت موردي براي هر منطقه خاص در نظر گرفته شود چرا كه شرايط اتمسفر يكي موجب كمبود بارش مي شود، از منطقه اي به منطقه ديگر شديداً تغيير مي كند (عبداللهي و همكاران، 1387). به عنوان مثال برخي تعاريف خشكسالي هواشناسي معرف دوره هايي از خشكسالي براساس تعداد روزهايي با بارش كمتر از حد آستانه خاص مي باشد. اين شاخص صرفاً براي مناطقي كه مشخصاً داراي رژيم هاي بارندگي ادواري هستند مانند جنگل هاي استوايي، اقليم معتدل نيمه حاره اي اقليم مرطوب عرض هاي مياني مناسب است. مناطقي نظير مانائوس (برزيل)، نيواورلئان لوئيزيانا (آمريكا) و لندن (انگليس) مثال هايي از اين مناطق مي باشند. اما در ديگر مناطق اقليمي جهان مانند مناطق مركزي آمريكا، شمال شرق برزيل، غرب آفريقا و شمال استراليا الگوي بارش فصلي مي باشد. وجود دوره هايي طولاني بدون بارندگي در مناطقي نظير اوباها، نبراسكا (آمريكا)، فورتالزا، سئار (برزيل) و داروين (استراليا) امري عادي است. در اين موارد، تعريف مبتني بر تعداد روزهايي با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غيرواقعي و ناكارآمد است. براي اين مناطق تعريف خشكسالي بر مبناي رابطه اي بين ميزان انحراف واقعي بارش به مقادير متوسط ماهانه، فصلي يا سالانه مناسبتر و كاربردي تر مي باشد.
2-2- تعاريف خشكسالي
تاكنون تعاريف بسياري از خشكسالي ارائه شده است كه افزون بر 150 مورد مي شود. به طور كلي خشكسالي شامل يك دورة پيوسته و پايدار (از چند ماه تا چندين سال) است كه در اين دوره مقدار آب موجود در منابع آبي منطقه به حد قابل توجهي كاهش مي يابد و دچار كمبود مي شود. ويژگي هاي خشكسالي ممكن است در رژيم هاي مختلف آب و هوايي دنيا متفاوت باشد. در مناطق گرمسيري و پرباران استوائي اگر مقدار بارش نسبت به نرمال ساليانه دچار كاهش نسبي گردد و خشكسالي هواشناسي در منطقه حاكم شود، اين امكان وجود دارد كه اين كاهش تأثير محسوسي بر روي منابع آبي منطقه نگذارد و به عبارتي از نظر هيدرولوژيكي خشكسالي اتفاق نيافتد. اما در مناطق حساس فراخشك و خشك، كاهش بارندگي تأثير بسيار زيادي بر روي منابع آب مي گذارد و در بسياري از موارد خشكسالي هاي هواشناسي با خشكسالي هاي هيدرولوژيكي توأماً اتفاق مي افتد. از اين رو شرايط خشكسالي ممكن است در مناطقي نظير بريتانيا در حد يك دوره 21 روزه باشد، در حاليكه بسياري از مناطق گرمسيري به طور منظم ماه هاي متوالي بسيار خشكي را تجربه مي كنند. بنابراين تعريف جامع و دقيقي از خشكسالي كه مورد پذيرش همگان باشد و كاربرد جهاني داشته باشد وجود ندارد. همه مناطق دنيا به طور موقت اما نامنظم از تكرار شرايط خشكسالي رنج مي برند،‌اما اين وضعيت در مناطقي كه از نظر اقليمي به طور متوالي ولي نامنظم سيستم هاي هوايي مختلف تحت تأثير قرار مي گيرند، حادتر است.
برخلاف سيلاب كه قابل اندازه گيري مستقيم مي باشد، خشكسالي ها اغلب اوقات به صورت توصيفي و كيفي ارائه مي شوند. خشكسالي ها با ديگر پديده هاي هواشناسي از نظر ويژگي هاي زماني تفاوت دارند. تعيين زمان آغاز و پايان خشكسالي ها بسيار مشكل است. پيچيدگي مسائل مرتبط با خشكسالي باعث شده است كه نتوان اين پديده را به درستي تحليل و بررسي نمود و نتايج حاصله نيز از دقت خوبي برخوردار نباشند. همين پيچيدگي باعث شده است كه متخصصين مختلف روش هاي متفاوتي را براي تحليل و پيش بيني خشكسالي بكار ببرند كه هر يك داراي نقاط ضعف و قوت خاص خود مي باشد. از آنجائي كه وقوع اين پديده، تداوم، زمان آغاز و پايان خشكسالي و شدت و بزرگي آن همگي فرآيندهايي احتمالاتي مي باشند، روش هايي كه امروزه براي بيان اين ويژگي ها به كار برده مي شوند نيز اغلب روش هاي آماري ـ احتمالاتي مي باشند.
– عبارت است از يك دوره ممتد مبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعي و كاهش عملكرد مي شود.
– پالمر معتقد است كه خشكسالي كمبود مستمر و غيرطبيعي رطوبت است. واژه مستمر بيانگر زمان آغاز تا پايان خشكسالي يا زمان تداوم آن بوده و واژه غيرطبيعي به انحراف يا نوسان منفي شاخص مورد توجه نسبت به شرايط ميانگين معمول اطلاق مي شود.
– به نظر روچ خشكسالي در زمان است در حاليكه خشكي در فضا و مكان.
– معيار تشخيص ميزان خشكسالي و ترسالي، مقايسه ميزان متوسط بارندگي در سال هاي گذشته به نسبت سال جاري است. در درجه بندي ميزان خشكسالي و ترسالي نيز درصد بارنگي در يك سال آبي به نسبت ميزان بارش نرمال محاسبه مي شود. اگر بارندگي يك منطقه در يك سال آبي به نسبت بارش نرمال با كاهش 60 درصدي يا بيشتر روبه‌رو باشد « خشكسالي بسيار شديد» اتفاق افتاده است. كاهش 45 تا 60 درصدي به نسبت بارش نرمال، شاخص « خشكسالي شديد» و كاهش 20 تا 45 درصدي بارش مشخص كننده « خشكسالي متوسط» است. اگر اين ميزان كمتر از 20 درصد باشد خشكسالي خفيف است كه در حال حاضر بيش از 45 درصد از مساحت كشور با اين وضعيت روبه‌رو هستند.
خشكسالي عبارت است از كاهش غيرمنتظره بارش در مدتي معين در منطقه كه لزوماً خشك نيست. اين كاهش آنقدر كه روند عادي رشد را در منطقه مختل مي كند بنابراين خشكسالي ويژگي هاي دائمي منطقه نيست و در هر رژيم آب و هوايي اتفاق مي افتد (عليجاني و كاوياني، 1379، ص258).
خشكسالي كمبود شديد آب را موجب مي شود و به صورت از بين رفتن محصولات كشاورزي و قحطي خودنمايي مي كند (نجمايي، 1369، ص127).
خشكسالي از يك روند رويداد يا واقعه اقليمي است كه خصوصيات آن بستگي به مدت و استمرار و شدت وسعت منطقه تحت تأثير و محيط آن دارد كه مي توان كوتاه و كمتر زيانبخش و يا طويل المدت شديد و كشنده باشد (كردواني، 1380، ص23).
خشكي و خشكسالي نتيجه اثرات متقابل بين محيط زيست طبيعي و اجتماعي است و اثرات پديده خشكسالي نه تنها روي توليد محصولات كشاورزي مؤثر بوده است، بلكه به طور همزمان بر روي تمام موجودات زنده شامل گونه هاي گياهي و جانوري (اهلي و وحشي) و همچنين انسان ها تأثيرگذار مي باشد. به هر حال از آنجايي كه مفهوم خشكسالي مفهوم پيچيده اي است به منظور جلوگيري از سوء تفاهم و ارائه تعابير متفاوت، تعريف روشن و مشخص آن اهميت زيادي دارد كه در ابتداي تمايز بين واژه هاي خشكي و خشكسالي ضروري است. خشكي داراي مفهوم كلي بوده است و براي عناصر مختلف محيط زيست به كار نمي رود. حال آنكه خشكسالي نه تنها بيانگر اثرات مختلف بر روي موجودات كوچك (ميكروارگانيسم ها) حيوانات و انسان ها نيز در اين پديده مورد مطالعه قرار مي گيرد. خشكي يك واژه بوم شناسي ـ زراعي و اجتماعي است (كردواني، 1380، 24).
2-3- تعريف مفهومي خشكسالي
تعاريف مفهومي كه در قالب اصطلاحاتي كلي بيان مي شده به افراد كمك مي كند تا مفهوم خشكسالي را درك كنندو به عنوان مثال خشكسالي عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعي و كاهش عملكرد مي شود.
تعاريف مفهومي در تبيين سياستگزاري در زمينه خشكسالي نيز حائز اهميت است. مثلاً خط مشي (سياست كلي) در زمينه خشكسالي در استراليا تلفيقي از آگاهي نسبت به تغييرپذيري نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالي مي باشد.
2-4- تعريف عملي خشكسالي
تعاريف عملي به افراد كمك مي كند تا شروع، خاتمه و درجه شدت خشكسالي را تشخيص دهند. براي تعيين شروع خشكسالي تعاريف عملي، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهاي اقليمي در طول يك دوره زماني را مشخص مي كند. اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلي نسبت به متوسط هاي گذشته كه غالباً مبتني بر دوره آماري 30 ساله است انجام مي شود.
حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالي (مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زماني مشخص) معمولاً بيشتر به صورت قراردادي انتخاب مي شود تا بر مبناي رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط.
در تعريفي عملي از خشكسالي براي كشاورزي مقدار بارندگي روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه م شود تا سرعت (نرخ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالي بر رفتار گياه (يعني رشد و عملكرد) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد.
2-5- انواع خشكسالي
از نظر برخي محققان خشكسالي به 6 دسته كلي هواشناسي، آب و هواشناسي، جوي، كشاورزي، آب شناسي و مديريت آب تقسيم مي شود (Wilhite & Glaniz, 1985). از ديگر عوامل تنوع تعاريف خشكسالي، تنوع نيازها و زمينه‌ي كاري محققان مي باشد. از اين نظر خشكسالي را مي توان از ديدگاه هاي هواشناسي، كشاورزي و هيدرولوژيك، مورد بررسي قرار داد. در نتيجه تعريفي كه در يك تحليل از خشكسالي ارائه مي شود، بايد متناسب با شرايط اقليم، نوع منابع و مقدار ذخاير آب، مصارف آب، نيازها و زمينه تحقيق محقق باشد (وفاخواه، 1379).
2-5-1- خشكسالي هواشناسي
خشكسالي هواشناسي كه در بسياري از منابع با عنوان خشكسالي اقليم شناسي از آن نام برده شده است به دليل كمبود و يا كاهش مقدار بارندگي در طي دوره اي از زمان به وجود مي آيد. به عبارتي خشكسالي هواشناسي زماني حادث مي شود كه ميزان بارندگي سالانه كمتر از ميانگين درازمدت آن باشد. اين كمبود بارندگي ممكن است نسبت به ميانگين نرمال يك منطقه اقليمي و يا طول دوره خشك ارزيابي گردد.
تعاريف خشكسالي هواشناسي بايستي به صورت موردي براي هر منطقه خاص در نظر گرفته شود چرا كه شرايط جوي كه موجب كمبود بارش مي شود، از منطقه اي به منطقه ديگر شديداً تغيير مي كند. به عنوان مثال برخي تعاريف خشكسالي هواشناسي معرف دوره هايي از خشكسالي براساس تعداد روزهايي با بارش كمتر از حد آستانه خاص مي باشد. اين شاخص صرفاً براي مناطقي كه مشخصاً داراي رژيم هاي بارندگي ادواري هستند مانند جنگل هاي استوايي، اقليم معتدل نيمه حاره يا اقليم مرطوب عرض هاي مياني مناسب است. مناظقي نظير مانائوس (برزيل)، نيواورلئان اوئيزيانا (آمريكا) و لندن (انگليس) مثال هايي از اين مناطق مي باشند. اما در ديگر مناطق اقليمي جهان مانند مناطق مركزي آمريكا، شمال شرق برزيل، غرب آفريقا و شمال استراليا الگوي بارش فصلي مي باشد. وجود دوره هايي طولاني بدون بارندگي در مناطقي نظير اوباها، نبراسكا (آمريكا)، فورتالزا، سئار (برزيل) و داروين (استراليا) امري عادي است. در اين موارد، تعريف مبتني بر تعداد روزهايي با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، امري عادي است. در اين موارد، تعريف مبتني بر تعداد روزهايي با بارش كمتر از يك حد آستانه خاص، غيرواقعي و ناكارآمد است. براي اين مناطق تعريف خشكسالي بر مبناي رابطه اي بين ميزان انحراف واقعي بارش به مقادير متوسط ماهانه، فصلي يا سالانه مناسبتر و كاربردي تر مي باشد.
خشكسالي معمولاً در قالب تعداد روزها و يا ماههاي خشك پياپي تعريف مي شود. بسياري از تعاريف خشكسالي هواشناسي بر مبناي مفهوم مجموع كمبود بارندگي نسبت به ميانگين و در ارتباط با يك آستانه معين كه زمان پايان خشكسالي را معين مي نمايد استوار مي باشند (ليولدهيوز، 2000). اينگونه تعاريف داراي دو نقص است: 1) معمولاً ميانگين بارندگي عددي ثابت نيست و در معرض تغييرات تصادفي و سيستماتيك قرار دارد. 2) از آنجائي كه معيار مورد استفاده براي تعيين زمان آغاز و پايان خشكسالي اختياري مي باشد، تعيين تداوم واقعي يك دوره خشكسالي مشكل بوده و دقت لازم را ندارد. استفاده از مفهوم بارش مؤثر كه وضعيت رطوبتي زمين در هنگام مطالعه و تغييرات فصلي تبخير را در نظر مي گيرد، مي تواند موجب توليد شاخص هاي مفيدتر براي مطالعه خشكسالي شود. اما اين روش به علت نياز به داده هاي مربوط به پارامترهاي اقليمي مختلف، جهت برآورد ميزان تبخير و تعرق كاربرد گسترده اي در سطح جهان پيدا نكرده است. از اين رو به ناگزير شاص هائي مورد استفاده عمومي قرار گرفته اند كه از متغيرهاي كمتر و با داده هاي آن استفاده مي كنند، هر چند كه از دقت نتايج اين دسته از شاخص ها كاسته مي شود.
2-5-2- خشكسالي كشاورزي
خشكسالي هاي كشاورزي نتيجه كمبود رطوبت خاك مي باشد كه بر اثر بهم خوردن تعادل ميان تأمين آب و هدر رفت آن از طريق تبخير و تعرق به وجود مي آيد. يك خشكسالي كشاورزي زماني به وجود مي آيد كه در فاصله بين دو بارندگي ذخيره رطوبتي منطقه ريشه در خاك براي زنده ماندن محصولات كشاورزي و گياهان طبيعي و مراتع كفايت نكند (تيت و گستارد، 2000). اين وضعيت معمولاً در اثر نبود و يا كمبود جريان رطوبت براي تغذيه منطقه ريشه (خشكسالي خاك) و يا زماني كه رطوبت نسبي هوا به اندازه اي كم است كه رطوبت موجود خاك قادر به جبران ميزان هدر رفت رطوبت بر اثر تبخير و تعرق نبوده (خشكسالي جوي) رخ مي دهد. به عبارت ديگر اين نوع از خشكسالي زماني روي مي دهد كه رطوبت قابل دسترس خاك براي محصولات كشاورزي به سطحي برسد كه باعث پژمردگي گياه و اثرات زيانبار بر روي ميزان توليد محصول گردد. در برخي از منابع از اين نوع از خشكسالي تحت عنوان نياز رطوبتي خاك براي محصولي معين و در دوره اي مشخص از زمان نام برده شده است. در خشكسالي هاي كشاورزي، وقوع خشكسالي خاك بسيار معمولتر است. اين نوع از خشكسالي ممكن است در قالب محتواي آب موجود در واحد عمق خاك بيان گردد. در مورد خشكسالي جوي بايد گفت كه رطوبت جو يك عامل بازدارنده و محدودكننده مي باشد.
گياهان حتي ممكن است زماني در معرض خشكسالي قرار گيرند كه هم خاك و هم هواي مزرعه از نظر رطوبتي تأمين باشند. اين وضعيت را خشكسالي فيزيولوژيكي مي نامند كه عمدتاً بر اثر افزايش شديد و ناگهاني درجه حرارت هوا به وجود مي آيد (ليولد هيوز، 2002).
2-5-3- خشكسالي هيدرولوژيكي
در صورتي كه خشكسالي هواشناسي مدت زيادي ادامه پيدا كند و حجم جريان رودخانه هاي يا سطح آبهاي زيرزميني كاهش يابد، به وقوع خشكسالي هيدرولوژيكي منجر مي شود. اين پديده غالباً بر اثر كمبود و يا فقدان بارش زمستاني در عرض هاي مياني به وجود مي آيد. براساس ميزان شدت خشكسالي هاي هواشناسي كه منجر به خشكسالي هيدرولوژيكي مي شوند مي توان اين نوع از خشكسالي را به دو دسته خشكسالي آبهاي سطحي و خشكسالي آبهاي زيرزميني تقسيم بندي نمود.
– خشكسالي آبهاي سطحي
خشكسالي هاي مربوط به آبهاي سطحي به كاهش ميزان بارندگي كه به طور مستقيم موجب كاهش رواناب و به صورت غيرمستقيم موجب كاهش تغذيه آبهاي سطحي به وسيله آبهاي زيرزميني مي شوند وابسته مي باشند (كاهش جريان هاي بهاري). از مشخصه هاي اينگونه خشكسالي ها كاهش جريان هاي رودخانه اي، و كاهش سطح آب در درياچه ها و مخازن پشت سدها مي باشد. در نتيجه، خشكسالي هاي آبهاي سطحي از نظر درك براي انسان بسيار ملموس تر و مهم تر و قابل لمس تر مي باشند. با اين حال، اين نوع خشكسالي ضرورتاً يك رويداد طبيعي نمي باشد، زيرا اغلب بر اثر تركيبي پيچيده از خشكسالي هاي هواشناسي و زيرساخت هاي منابع آب و تصميم گيري هاي مديريتي و اجرائي در اين زمينه رخ مي دهند (ليولد هيوز، 2002).
– خشكسالي آبهاي زيرزميني
خشكسالي آبهاي زيرزميني در اثر تغذيه ناكافي مخازن سفره هاي زيرزميني به وجود مي آيد. شدت اين خشكسالي با استفاده از حجم سنجي ذخيره سفره هاي آب زيرزميني قابل اندازه گيري است. اما اين داده ها به سادگي قابل دسترس نمي باشند. به نظر مي رسد كه ارزيابي سطح آبهاي زيرزميني از طريق تأثير ثانويه آن يعني ورود جريان هاي پايه1 به رودخانه ها نيز قابل ارزيابي مي باشد. در اين ارتباط، زماني كه براي استخراج آب از مخازن زيرزميني نياز به پمپاژ و يا مكش بيشتري مي باشد اصطلاحاً گفته مي شود كه خشكسالي مهندسي رخ داده است (ليولد هيوز، 2002).
2-5-4- خشكسالي اجتماعي ـ اقتصادي
خشكسالي اجتماعي ـ اقتصادي معمولاً پس از يك دوره بسيار طولاني مدت خشكسالي هواشناسي و هيدرولوژيكي حادث مي گردد و موجب قحطي، مرگ و مير و مهاجرت هاي دسته جمعي و گسترده مي شود. اين نوع خشكسالي تأثيرات زيادي بر روي ابعاد مختلف اقتصادي و به ويژه انواع خاصي از محصولات و كالاهاي اقتصادي مي گذارد (ويلهايت، 1997). تعريف خشكسالي اقتصادي ـ اجتماعي تلفيقي از عرضه و تقاضاي برخي كالاهاي اقتصادي با اجزاء خشكسالي هواشناسي، هيدرولوژيكي و كشاورزي است.
2-6- پيامد اثرات خشكسالي
پيامد اثرات توأم با خشكسالي هاي هواشناسي، كشاورزي و هيدرولوژيكي تفاوت هاي آنها را بيشتر آشكار مي كند. زماني كه خشكسالي آغاز مي شود بخش كشاورزي به دليل وابستگي بيش از حد به ذخيره رطوبت خاك معمولاً نخستين بخشي است كه تحت تأثير قرار مي گيرد. در طي دوره هاي ممتد خشكي چنانچه كمبود بارش ادامه يابد رطوبت خاك به سرعت تخليه مي شود در اين صورت اتكاء مردم به ساير منابع آبي بايستي تأثيرات اين كمبود را مرتفع سازد. مثلاً آنهايي كه متكي به منابع آبهاي سطحي (نظير مخازن و درياچه ها) و آبهاي زيرزميني هستند معمولاً ديرتر از سايرين تحت تأثير قرار مي گيرد.
يك خشكسالي كوتاه مدت كه 3 تا 6 ماه به طول مي انجامد بسته به خصوصيات هيدرولوژيكي سيستم و نيازهاي مصرف آب احتمالاً تأثيرات اندكي بر اين بخش ها به همراه دارد. زماني كه بارش به حالت نرمال برمي گردد و شرايط خشكسالي هواشناسي پايان مي پذيرد، تا زمان احياء مجدد منابع آب سطحي و زيرسطحي پيامدهاي سوء اين پديده ادامه مي يابد. در ابتدا ذخاير رطوبت خاك و به دنبال آن جريان هاي سطحي مخازن و درياچه ها و آبهاي زيرزميني جايگزين مي شود. ممكن است اثرات خشكسالي در بخش كشاورزي به دليل وابستگي آن به رطوبت خاك سريعاً از بين برود ليكن در ساير بخش ها كه متكي به ذخاير سطحي و يا زيرزميني آب هستند تا ماهها يا حتي سالها طول بكشد. استفاده كنندگان از آبهاي زيرزميني كه معمولاً آخرين افرادي هستند كه به هنگام بروز خشكسالي تحت تأثير آن قرار مي گيرند طول دوره تجديد ذخيره منبع تابعي از شدت و تداوم خشكسالي و مقدار بارش دريافتي است.
2-7- شدت و وسعت خشكسالي
يكي از مهمترين كاربرد شاخص خشكسالي تهيه گزارش دوره اي شدت و وسعت خشكسالي است. شاخص خشكسالي وسيله اي است كه با خلاصه نمودن اطلاعات خشكسالي به صورت دوره اي اين اطلاعات و شرايط رطوبتي محصول در منطقه گزارش مي گردد. اينگونه اطلاعات كه در آن پيشرفت و رشد محصول و جنبه هاي توليد مدنظر است به طور شديد مورد نياز مؤسسات دولتي و گروههاي ديگري كه علاقه يا مسئوليتي در قبال يك ناحيه وسيع و يا در سطح ملي دارند، مي باشد. گروههاي زيادي به مجموعه اطلاعاتي از اين قبيل علاقه دارند كه به سهولت در دسترس آنان قرار نمي گيرد. بنابراين دو استفاده ابتدايي از شاخص خشكسالي كشاورزي وجود دارد كه اولي اغلب در مقايسه يك ناحيه با نواحي اطراف خسارت خشكسالي را بررسي مي كند و دومي وسعت و شدت خشكسالي را روي يك منطقه به صورت دائمي يا به صورت دوره اي ارزيابي مي كند. در هر دو مورد روش هايي مورد نياز است كه بتوان به صورت واقعي ميزان متوسط ورودي آب منطقه و ميزان خروجي آن را به دست آورد. اگر بخواهيم به صورت واقعي تغييرات مهم هوا را منعكس نماييم بايستي ارزيابي هر چند روز يك مرتبه صورت بگيرد. بررسي يك ماهه كافي نيست زيرا در يك ماه اتفاقات زيادي براي محصول رخ مي دهد. بررسي يك روزه بسيار ايده آل است ولي جزئيات زياد به صورت تكرار درمي آيند. به نظر مي رسد بررسي هاي 5 تا 10 روزه مناسب تر باشند.
2-8- ملاحظات خشكسالي در رابطه با ايران
ايران كشوري پهناور است كه به علت موقعيت خاص و ويژگي هاي توپوگرافيك، از آب و هواي متفاوتي برخوردار است. ميزان بارندگي متوسط سالانه آنرا حدود 224 تا 275 ميليمتر ذكر نموده اند، كه بدين ترتيب حدود يك سوم متوسط بارندگي هاي خشكي ها (800 ميليمتر) و كمتر از يك سوم بارندگي متوسط كره زمين (1133 ميليمتر) مي باشد. به همين دليل، قسمت اعظم ايران در قلمرو آب و هواي خشك جهان قرار مي گيرد. علاوه بر قلت بارندگي، نوسانات شديد بارندگي در مقياس هاي روزانه، فصلي و سالانه از جمله خصوصياتي است كه موجب عدم اطمينان كافي نسبت به دريافت حداقل بارش مورد نياز جهت مصارف كشاورزي، تغذيه جريان هاي سطحي و سفره آبهاي زيرزميني و مصارف انساني مي شود. با توجه به وجود نوسانات منفي شديد در بارش هاي مناطق مختلف كشور، وقوع اين خشكسالي ها، اثر بسيار زيانباري را بر بخش هاي كشاورزي و اقتصادي كشور تحميل مي كند. تحقيقات انجام گرفته نشان مي دهد كه درصد فراواني وقوع خشكسالي و شدت آن در كشور بسيار بالا بوده كه بيشترين فراواني با 50% متعلق به منطقه بندرعباس مي باشد و پس از آن به ترتيب، زابل 7/46%، زاهدان 43%، يزد 42%، ايرانشهر 40%، كرمان 27%، داراي خشكسالي مي باشند كه همگي جزو مناطق خشك ايران محسوب مي شوند. به طور كلي پراكندگي جغرافيايي مجمو درصد خشكسالي محاسبه شده در نواحي جنوبي كشور از گستردگي زيادتري برخوردار است و هر چه از بخش هاي جنوبي و مركزي كشور فاصله گرفته مي شود از شدت فراواني خشكسالي ها نيز كاسته مي شود. دليل اين امر، تأثير سيستم هاي پرفشار جنب حاره اي است كه مقادير بارندگي بخش هاي جنوبي كشور را نسبت به بخش هاي شمالي و غربي به طور محسوس كاهش داده و مانع از تأثير سيستم هاي شمالي و غربي به اين مناطق مي شود. به طور كلي بايد گفت كه وقوع خشكسالي از ويژگي هاي اصلي آب و هواي ايران محسوب مي شود كه هم در قلمرو آب و هواي مرطوب و هم خشك قابل مشاهده است. اين حالت در نتيجه وجود نوسانات آب و هوايي شديد در مقياس هاي مختلف زماني حاصل مي شود. ويژگي هاي خشكسالي ايران نشان مي دهد كه به طور كلي هيچ منطقه اي از كشور، از اين پديده درامان نبوده و به نسبت موقعيت طبيعي خود اثرهاي اين پديده مخرب را تجربه مي نمايد و بخش هاي جنوبي، شرقي و مركزي كشور به علت نوسانات بيشتر در مقادير بارندگي، از آسيب پذيري زيادتري برخوردار هستند.
2-9- تفاوت خشكي و خشكسالي
خشكي كمبود آب با توجه به وضعيت هيدرولوژيكي و هواشناسي در يك منطقه خاص و با در نظر گرفتن وضعيت اجتماعي ـ اكولوژيكي و زمين شناسي آن منطقه مي باشد. خشكي نوعي ويژگي دائمي آب و هوايي در يك منطقه است. در صورتي كه خشكسالي عبارتست از كاهش غيرمنتظره بارش در مدتي معين در منطقه اي كه لزوماً خشك نيست. البته خشكسالي در اثر تكرار مداوم، ويژگي خاص منطقه مي شود و مي تواند به خشكي تبديل شود.
2-10- سوابق تحقيق
– Serrano و Vicents، 2006؛ با استفاده از شاخص SPI در تداوم هاي مختلف، نقشه گستره خشكسالي هايي با تداوم هاي مختلف در اسپانيا را ترسيم كردند. وي با تلفيق اين نقشه ها با نقشه دوره برگشت بارندگي، نقشه دوره برگشت خشكسالي ها و گستره هر كدام از آنها را نيز ترسيم كرد.
– Zelenhasi، 2006؛ معتقد است از همان روشي كه در طرح هاي مهندسي براي آناليز فراواني سيل و تعيين دوره بازگشت آنها استفاده مي شود، مي توان در تعيين دوره بازگشت خشكسالي نيز استفاده نمود.
– Durrans و Tomic، 2004؛ با مطالعه بر روي 128 ايستگاه با طول دوره آماري 22 سال در ايالت آلباماي آمريكا توزيع لوگ پيرسون نوع سوم را به عنوان بهترين توزيع براي جريان هاي كم انتخاب كردند.
– Thompson، 2006؛ دوره بازگشت خشكسالي را براساس توزيع احتمالات براي جريان كم را در بيان خصوصيات خشكسالي كافي نمي داند و براي اهداف مديريت خشكسالي، اطلاع از تداوم و شدت خشكسالي قبل از اينكه رودخانه خشك شود را لازم مي داند.
– Yvjevich، 2005؛ رخدادهاي خشكسالي را با استفاده از آمار جريان سالانه رودخانه براساس تئوري ران بكار برد. در اين روش مقدار جريان متوسط به عنوان سطح آستانه در نظر گرفته شد.
– ريزر و همكاران، 2006؛ اثرات خشكسالي بر توليد علوفه و تغذيه دام را در جنوب مغولستان، بررسي كردند. نتايج حاصل نشان داد كه كوهستان نسبت به مناطق نيمه بياباني به دليل دريافت بارش بيشتر، افزايش توليد داشته است.
– وايل، 1992؛ به بررسي اثرات بارش بر بازده ميزان توليد محصولات گياهي در نيجريه پرداخته است. وي ضمن توجه با امكان استفاده از بارندگي سالانه در تخمين وضعيت ميزان علوفه مرتع در نيجريه، ارائه مدلي خطي را با داده هاي روزانه مرطوب و خشك متوالي نشان مي دهد.
– هيوسري و همكاران، 2002؛ در تحقيقي كه با استفاده از روش تحقيق كيفي و تكنيك PRA انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه توزيع جمعيت، فعاليت هاي اقتصادي و مسائل اجتماعي به شدت تحت تأثير دسترسي به آب مي باشد و براساس همين تحقيق، مهاجران روستاها دليل عمده مهاجرت خود را عدم دسترسي به آب كافي براي كشاورزي و شرب مي دانند و در صورتي كه دسترسي به آب فراهم شود، اغلب مالكان اراضي به روستا برمي گردند. كمبود آب و عدم دسترسي به آب عاملي اصلي درگيري بين خانواده هاي روستايي و كاهش شركت در فعاليت هاي گروهي و كاهش سطح عمومي زندگي عنوان شده است.
– دريايي، مهران، 1385؛ در پاين نامه خود تحت عنوان شناخت پديده خشكسالي و اثرات آن بر روي محصولات كشاورزي شهرستان تنكابن مي گويد كه: خشكسالي زماني بر محصولات كشاورزي مانند برنج و مركبات تأثير منفي خواهد گذاشت كه در زمان بروز خشكسالي عدم استفاده درست از آب به عمل آيد.
– عزيزي، قاسم، 1379؛ در مقاله خود تحت عنوان النينو و دوره هاي خشكسالي ـ ترسالي در ايران مي گويد كه: ناهنجاري ها و همينطور تغييرات سالانه و درون سال (ماهانه و فصلي) بارش در ايران و ارتباط آنها با شاخص نوسان جنوبي (SOI) وجود دارد. در بررسي ماهانة ارتباط نيز مشخص گرديد كه بالاترين ضريب همبستگي بارش ماهانه ايران و شاخص نوسان جنوبي همزمان آن در ماه اكتبر ديده مي شود.
– فرج زاده، منوچهر، 1383؛ در كتاب خود تحت عنوان خشكسالي از مفهوم تا راهكار مي نويسد: خشكسالي از جمله مهمترين بلاياي طبيعي هستند كه عليرغم تلفات انساني كه از خسارت هاي اقتصادي و تبعات اجتماعي فراواني برخودار هستند به همين جهت مطالعه نقش و اثرهاي خشكسالي در كشور با توجه به عدم مطالعه آن تا حال يك ضرورت اساسي مي باشد.
– ابراهيم زاده، عيسي، لشكري پور، غلامرضا، 1380؛ در مقاله خود تحت عنوان بحران خشكسالي در سيستان و راهكارهاي تعديل آن مي گويند: به دليل نوسان شديد در آبدهي هيرمند، خشكسالي ها و سيلاب هاي بزرگي در سيستان رخ داده است، كه مهمترين آن در طي چندين ماه جريان آب هيرمند بوده كه به طور كامل قطع شده است. وجود مخازن چاه نيمه سبب گرديد تا از شدت بحران كاسته شود و حداقل آب شرب شهر زابل و تعدادي از روستاها تأمين گردد.
– علي كولائيان و همكاران، 1388؛ در مقاله خود تحت عنوان بررسي و مقايسه دو شاخص پايش خشكسالي (SPI, RDI) در منطقه قائمشهر مي گويند كه: خشكسالي يك پديده نرمال از اقليم مي باشد كه به طور مكرر رخ مي دهد. اين پديده بسيار پيچيده مي باشد و نسبت به ساير بلاياي طبيعي كمتر شناخته شده مي باشد. اين پديده بيش از ساير بلايا روي بشر اثر مي گذارد. به منظور به حداقل رساندن خشكسالي و در نتيجه اثرات مخرب آن، نظارت و ارزيابي اين پديده از ضروريات مي باشد. بدين منظور مطالعه نمايه هاي خشكسالي از اهميت بخصوصي برخوردار است. در اين تحقيق شاخص هاي هواشناسي داده اي مربوط به دوره آماري 31 ساله (1389-1359) ايستگاه سنوپتيك قراخيل قائمشهر جهت تحليل هاي آماري و محاسبه سالهاي مرطوب و خشك مورد استفاده قرار گرفته است. پايش خشكسالي در ايستگاه مورد بررسي با بكارگيري دو شاخص خشكسالي نمايه بارش استاندارد شده (SPI) و نمايه خشكسالي اكتشافي (RDI) انجام شده است. نتايج حاصل از مقايسه اين دو شاخص نشان مي دهد كه اين دو شاخص همبستگي معني داري با هم دارند و مرطوبترين و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید