دانشکده ادبیات وعلوم انسانی
پایان نامه کارشناسی ارشد
در رشته ی زبان و ادبیات عربی
تحلیل و بررسی سبک ‌نوشتاری متون طب ‌سنتی فردوس الحکمه، الحاوی، کامل الصناعه الطبیه
به کوشش
فریبا سلطانی فرد
استاد راهنما
دکتر حسین کیانی
شهریور 1392
بـه نـام خـدا
اظـهـارنـامـه
اينجانب فریبا سلطانی فرد (899595) دانشجوي کارشناسي ارشد رشته‌ی زبان و ادبیات عربی اظهار می‌دارم که اين پايان نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهايي که از منابع ديگران استفاده کردهام، نشاني دقيق و مشخصات کامل آن را نوشتهام. همچنين اظهار ميکنم که تحقيق و موضوع پايان نامهام تکراري نيست و تعهد مينمايم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهاي آن را منتشر ننموده و يا در اختيار غير قرار ندهم. کليه‌ی حقوق اين اثر مطابق با آئين نامه مالکيت فکري و معنوي متعلق به دانشگاه شيراز است.
نام و نام خانوادگی: فریبا سلطانی فرد
تاریخ و امضاء:
تقدیم به
با تقدیر و درود فراوان خدمت پدر و مادر بسیار عزیز، دلسوز و فداکارم که پیوسته جرعه نوش جام تعليم و تربیت، فضیلت و انسانیت آن‌ها بودهام و همواره چراغ وجودشان روشنگر راه من در سختیها و مشکلات بوده است.
سپاسگزاری
حمد و سپاس بیکران، پروردگاری را که توانایی طی کمال و طریق سعادت را در پرتو علم و اندیشه به بشریت اهداء کرد. سپاس معلمان و اساتیدی را که از خرمن علم و دانششان خوشهها چیدم، آنان که راهم را روشن نمودند تا توان پیمودن بیابم. در اینجا برخود لازم میدانم از یکایک آنان تشکر نمایم، به ویژه بزرگواران:
جناب آقای دکتر حسین کیانی استاد راهنما که راهنماییهای گرانمایهشان موجبات تکمیل و پربار شدن پژوهش را فراهم نمود.
آقایان دکتر سید فضل الله میر‌قادری و دکتر نجف جوکار اساتید مشاور به پاس مساعدتها و رهنمودهای ارزنده‌شان.
چکیده
تحلیل و بررسی سبک ‌نوشتاری متون طب ‌سنتی
فردوس الحکمه، الحاوی، کامل الصناعه الطبیه
به کوشش
فریبا سلطانی فرد
سبک ‌شناسی که به بررسی شیوه‌های گوناگون بیانی و سبک ‌نوشتاری متون مختلف می‌پردازد، در شناخت سبک دوره‌های گوناگون مؤثر بوده و شیوه‌های سبک ‌ساز متون را نشان می‌دهد. این شیوه‌ها که از آغاز تا پایان متن یک اثر به شکل قابل توجهی تکرار شده است در حقیقت کلیدهای اصلی ورود به متون بوده و در شناخت شیوه‌ی نگارش نویسندگان کمک شایانی می‌کند و فهم مطالب این متون را آسان خواهد نمود.
هدف از این پژوهش بررسی سبک ‌نوشتاری کتاب‌های فردوس الحکمه تألیف علی بن ربّن طبری (تاریخ وفات: 247 هـ . ق)، و الحاوی تألیف أبوبکر محمّد بن زکریای رازی (تاریخ وفات: 313 هـ . ق)، و کامل الصناعه الطبیه تألیف علی بن عباس مجوسی اهوازی(تاریخ وفات: 400هـ . ق) است. این کتاب‌ها از مهمترین و قدیمی‌ترین کتاب‌های طبی سده‌های نخستین هجری است که تأثیر به سزائی در شیوه‌ی نگارش دیگر متون طبی داشته‌ است.
برای دستیابی به شیوه‏ی نگارش نویسندگان این کتاب‏ها، متن هر کتاب چند مرتبه با دقت مطالعه شد و سپس ترتیب انتقال مطالب و شیوه‏های بیان آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که ویژگی‌های سبک علمی در کتاب‌های مذکور رعایت شده است به گونه‌ای که نویسندگان برای هر موضوع یک شیوه تا آخر کتاب به کار برده‌اند و این همان چیزی است که در نگارش اسلوب‌های علمی باید رعایت شود. طبری، رازی و اهوازی در تألیف کتاب‌های خود تقریباً از عناصر سبک ساز مشترک استفاده کرده‌اند چرا که متون علمی به هدف ایضاح نوشته می‌شوند، پس سبک آن‌ها تفاوت چندانی با هم ندارد برخلاف متون ادبی که به هدف زیبایی شناسی نوشته می‌شوند.
به عنوان نمونه در بیان شکل مصرفی دارو در هر سه کتاب از اسلوب حال پیروی شده است.
واژگان کلیدی: طب‌ سنتی، سبک ‌شناسی، فردوس الحکمه، الحاوی، کامل الصناعه الطبیه.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
فصل اول:مقدمه
1-1- اهمیت و ضرورت تحقیق6
1-2- هدف تحقیق7
1-3- پیشینه تحقیق7
1-4- روش تحقیق8
فصل دوم: تاریخ پزشکی ایران
2-1- منشأ فن طبابت12
2-2- تاریخ طب قبل از اسلام12
2-3- تاریخ طب پس از اسلام13
2-4- نقش نهضت ‌ترجمه در تاریخ پزشکی14
2-5- دوران تألیف و تصنیف کتاب‌های پزشکی15
2-6- زبان تألیفات پزشکی16
فصل سوم:فردوس الحکمه
3-1- سبک از نظر لغوی و اصطلاحی19
3-2- نگاهی به زندگی ابن ربّن طبری20
3-3- آثار و مؤلفات ابن ربّن طبری22
3-4- نگاهی به ساختار نگارش کتاب فردوس الحکمه22
3-5- شیوه‌ی نگارش ابن ربّن طبری24
3-6- سبک ‌شناسی کتاب فردوس الحکمه25
3-6-1- اسلوب جمله‌ی اسمیه26
3-6-1-1- مبتدا معرفه + خبر نکره26
3-6-1- 2- مبتدا معرفه + خبر معرفه26
3-6-1-3- مبتدا معرفه + خبر جمله27
3-6-1-4- مبتدا معرفه + توالی خبر27
3-6-1-5- خبر مقدم + مبتدا مؤخر27
3-6-1-6- نواسخ و کاربرد آن27
3-6-2- اسلوب تأکید28
3-6-2-1- تأکید به تکرار29
3-6-2-2- تأکید قصر29
3-6-2-3- تأکید به حروف30
3-6-2-4- تأکید معنوی30
3-6-3- اسلوب عطف31
3-6-4- اسلوب حال32
3-6-5- اسلوب تمییز33
3-6-6- اسلوب أفعل‌تفضیل34
3-6-7- اسلوب إلّا أنّه35
3-6-8- اسلوب صفت35
3-6-9- اسلوب موصول‌های اسمی36
3-6-10- اسلوب تعلیل37
3-6-11- اسلوب تقسیم37
3-6-12- اسلوب جمله‌ی فعلیه38
3-6-13- اسلوب شرط39
3-7- نگاه کلی به سبک کتاب فردوس الحکمه41
فصل چهارم: الحاوی
4-1- نگاهی به زندگی ابوبکر محمّد بن زکریای رازی43
4-2- مهمترین آثار رازی در علوم پزشکی44
4-3- نگاهی به ساختار نگارش کتاب الحاوی45
4-4- شیوه‌ی نگارش ابوبکر محمّد بن زکریای رازی46
4-5- سبک ‌شناسی کتاب الحاوی47
4-5-1- اسلوب جمله‌ی اسمیه47
4-5-1-1- مبتدا معرفه + خبر نکره47
4-5-1-2- مبتدا معرفه + خبر معرفه47
4-5-1-3- مبتدا معرفه + خبر جمله47
4-5-1-4- مبتدا معرفه + توالی خبر48
4-5-1-5- خبر مقدم + مبتدا مؤخر48
4-5-1-6- نواسخ و کاربرد آن48
4-5-2- اسلوب تأکید49
4-5-2-1- تأکید به تکرار49
4-5-2-2- تأکید قصر49
4-5-2-3- تأکید به حروف50
4-5-2-4- تأکید معنوی50
4-5-3- اسلوب عطف50
4-5-4- اسلوب تحذیر51
4-5-5- اسلوب حال52
4-5-6- اسلوب تمییز53
4-5-7- اسلوب أفعل‌تفضیل53
4-5-8- اسلوب إلّا أنّه54
4-5-9- اسلوب صفت54
4-5-10- اسلوب موصول‌های اسمی55
4-5-11- اسلوب تعلیل55
4-5-12- اسلوب تقسیم56
4-5-13- اسلوب جمله‌ی فعلیه57
4-5-14- اسلوب شرط58
4-6- نگاهی کلی به سبک کتاب الحاوی59
فصل پنجم:کامل الصناعه الطبیه
5-1- نگاهی به زندگی ابن عباس61
5-2- آثار و مؤلفات ابن عباس62
5-3- نگاهی به ساختار نگارش کامل الصناعه الطبیه62
5-4- شیوه‌‌ی نگارش ابن عباس64
5-5- سبک ‌شناسی کتاب کامل الصناعه الطبیه66
5-5-1- اسلوب جمله‏ی اسمیه66
5-5-1-1- مبتدا معرفه + خبر نکره67
5-5-1-2- مبتدا معرفه + خبر معرفه67
5-5-1-3- مبتدا معرفه + خبر جمله67
5-5-1-4- مبتدا معرفه + توالی خبر67
5-5-1-5- خبر مقدم + مبتدا مؤخر67
5-5-1-6- نواسخ و کاربرد آن67
5-5-2- اسلوب تأکید68
5-5-2-1- تأکید به تکرار68
5-5-2-2- تأکید قصر68
5-5-2-3- تأکید به حروف69
5-5-2-4- تأکید معنوی69
5-5-3- اسلوب عطف69
5-5-4- اسلوب حال70
5-5-5- اسلوب تمییز71
5-5-6- اسلوب أفعل‌تفضیل71
5-5-7- اسلوب إلّا أنّه72
5-5-8- اسلوب صفت72
5-5-9- اسلوب موصول‌‌های اسمی73
5-5-10- اسلوب تعلیل73
5-5-11- اسلوب تقسیم74
5-5-12- اسلوب جمله‌ی فعلیه75
5-5-13- اسلوب جمله‌ی شرط76
5-6- نگاهی کلی به سبک کتاب کامل الصناعه الطبیه77
فصل ششم: نتایج
6-1- ویژگی‌های سبک ‌ساز فردوس الحکمه79
6-2- ویژگی‌های سبک ‌ساز الحاوی81
6-3- ویژگی‌های سبک‌ ساز کامل الصناعه الطبیه82
6-4- نتیجه کلی86
منابع و مآخذ:87
فصل اول

مقدمه
اسلوب يا سبک ‌نوشتاری به معنای روش بيان انديشه و احساسات در قالب واژگان است بنابراين اسلوب ارتباط تنگاتنگی با انديشه و موضوع نوشته دارد. در تقسيمبندیهای اسلوب‌های نوشتاری، اسلوب کتابهای طب‌ سنتی، از اسلوبهای علمی به شمار میآيد.
سبک ‌نوشتاری اسلوبهای علمی با ديگر اسلوبها متفاوت است. در اين اسلوب ايجاز و اطناب کمرنگ میشود و عواطف و احساس نويسنده در اين شيوه بر خلاف شيوهی ادبی در نوشته تاثير ندارد و از مسائل زيبايی‌شناسی همچون تشبیه و استعاره و کنایه و تضاد و ترادف صحبت کرده نمی‌شود. تنها هدف نويسنده بيان واقعيتهای علمی است که از طريق تجربه به دست آورده است و به دنبال استفاده از اسلوبهایی است که بتواند اين معانی را به گونهای آشکار برای مخاطب خود بيان کند.
درنگ در برخی از آثار پدید آمده در قرن‏های دوم تا آغاز قرن ششم نشان می‏دهد که بیشتر آثار این قرون به زبان عربی یعنی زبان علمی رایج اوائل دوره‏ی تمدن اسلامی است.
با توجه به رویکرد جامعه به طب ‌سنتی و گسترش رشته‏های طب‌ سنتی و دارو‏سازی سنتی و نیز عربی بودن بیشتر منابع این دو رشته‏ی نوپا، ضرورت بررسی سبک کتاب‏های طب و دارو‏سازی سنتی آشکار گردیده است.
تاریخ پزشکی یکی از کهن‏ترین تاریخ‏های جهان است، زیرا بشر از آغاز زندگی با درد و رنج و بیماری همراه بوده و برای رفع آن می‏کوشیده است. چون اگر کمال مطلوب انسان، تندرستی باشد همواره در برابر آن درد و بیماری خود‏نمائی می‏کرده است. بنابراین به طور قطع می‏توان گفت از همان روزی که انسان درصدد رفع بیماری و درد بر‏آمده است تاریخ پزشکی آغاز می‏شود و اولین کسی که توانسته از خود و یا از دیگری رفع درد و بیماری نماید اولین درمانگر یا پزشک جهان بوده است. (ر.ک: تجدد، 1391: 11).
این که دانش پزشکی چگونه به وجود آمده است و یا چه اقوامی پایه‏گذاران آن در جهان بوده‌اند، به روشنی معلوم نیست. کتاب‏های تاریخ پزشکی قدیم مانند طبقات الأطباء و الحکماء تألیف ابن جُلجُل (377 هـ . ق)، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء اثر ابن أبی أصیبعه (643 هـ . ق)، تاریخ الحکماء نوشته‏ی عبدالکریم شهرستانی (548 هـ . ق)، و تاریخ‌الحکماء نوشته‏ی ابن ‌قفطی (568 هـ . ق) و کتاب الفهرست تألیف ابن ندیم (438 هـ . ق)، نظریه‏های گوناگونی در این مورد بیان داشته‏اند. (ر.ک: کیانی و دیگران، 1390: 247).
درباره‏ی پیشینه‏ی پزشکی نمی‏توان تاریخی قائل گردید چرا که از تمدن‏های خیلی قدیم اطلاعات زیادی در دست نیست که بتوان از تاریخ علوم و یا یکی از رشته‏های آن که علم پزشکی است آگاه گردید ولی بطور مسلم می‏توان گفت که پزشکی قبل از تاریخ‏ بر اساس تجارب و کارهایی بوده که بشر در جریان زندگی خود در برخورد با حوادث و مبارزه با بیماری‏ها آموخته و آن‌ها را مورد استفاده قرار داده است. (ر.ک: تجدد، پیشین).
طب و اخلاق پزشکی در بین ایرانیان از قدمتی طولانی برخوردار است. از قدیمی‏ترین روزگاران امر طبابت در ایران با دیانت توأم بوده است، طب باستانی ایران با آیین زرتشت و تعلیمات اوستا پیوندی جدایی‏ناپذیر داشته است. (غفاری، 1389: 16).
اوستا و دیگر متون زرتشتی (دینکرت و بُندهش) گواهی بر دیرینگی پزشکی در ایران است که دو ویژگی بارز آن توجه به بهداشت محیط و پیش‏گیری از برخی بیماری‏ها بوده است. علاوه بر این، ایرانیان از دیرباز گیاهان دارویی را می‏شناختند و از آن‌ها برای درمان بیماری‏ها سود می‏جستند. آریایی‏ها، نخستین دولت ایرانی، یعنی دولت ماد را در سده‏ی هفتم یا هشتم پیش از میلاد، در غرب ایران پایه‏ریزی کردند. سپس به ترتیب سلسله‏های هخامنشی (330- 559 پیش از میلاد)، اشکانی (250 پیش از میلاد تا 226 م) و ساسانیان (226- 652 م) بر سر کار آمدند. (ر.ک: عزیزی، بی تا: 24).
نخستین پزشک آریایی به نام تریتا یا آترت، از دیدگاه زرتشت و اهورامزدا شخصی پرهیزگار، دانا و توانا بود که با گیاهان و خواص آن‌ها آشنایی فراوان داشت و برای درمان بیماری‏ها از عصاره‏های گیاهانی که خود استخراج می‏کرد، استفاده می‏نمود. همچنین، در تمدن ایران باستان در کتیبه‏های مربوط به زمان هخامنشیان، از زعفران به عنوان گیاه دارویی با خواص و کاربرد بسیار، فراوان یاد شده است. (ر.ک: پناهی آراللو، 1391: 56).
در زمان شاهان‌ هخامنشی، پزشکی ایران به سبب ارتباط با یونانیان، به پیشرفت‏هایی دست‏ یافته بود و در دوران اشکانیان، ایرانیان با کتاب‏های یونانی بیشتر آشنا شدند و برخی از آن‌ها را به زبان‌های ایرانی برگرداندند. در عصر ساسانی، به گسترش دانش و فرهنگ توجه ویژه‏ای شده و ولایت فارس مهد تمدن ساسانیان بوده است. (ر.ک: عزیزی، پیشین).
گندی‌شاپور یکی از مهمترین شهر‏های فرهنگی ایران عهد ساسانی بوده است که به زبان سُریانی «بت لا‏پات» (Beth Lapat) و به عربی جُندی‌شاپور نامیده می‏شد. (ر.ک: پیشین: 25).
شهر گندی‌شاپور در استان خوزستان کنونی، در نزدیکی شوشتر ساخته شده است. «در ابتدا دانشگاه تحت نظارت کلیسای نسطوری اداره می‏گشت. در دوران خسرو انوشیروان (531 – 578 م ) این دانشگاه به یک مرکز بزرگ علمی و پزشکی تبدیل گشته بود و در بیمارستان آن عده‏ی زیادی از پزشکان ممتاز به خدمت مشغول بوده‏اند که از مهمترین آن‌ها (خاندان بُختیشوع از قرن هفتم تا دهم میلادی در گندی‌شاپور و بغداد به طبابت و چشم پزشکی پرداخته‏اند) و ماسویه (خاندان ماسویه از قرن هفتم و هشتم میلادی در گندی‌شاپور و بغداد طبابت کردند) را می‏توان نام برد. (جمعی از نویسندگان، 1387: 70).
مکتب طبی گندی‌شاپور تا دوران تمرکز علمی بغداد (اواسط نیمه‏ی اول قرن دوم هجری ‌قمری) عظمت و اقتدار خود را از دست نداد امّا با تمرکز یافتن بغداد، از اهمیت آن کاسته شد. علل و عواملی که در شهرت علمی بغداد و سقوط مکتب گندی‌شاپور مؤثر بوده است به شرح زیر است:
1ـ انقراض سلسله‌ی بنی‌‌امیه و روی کار آمدن عباسیان و انتقال مرکز خلافت به بغداد و ارتباط این شهر با گندی‌شاپور و احتیاج خلفای عباسی به اطبای گندی‌شاپور باعث مرکزیت یافتن بغداد شد.
2ـ خدمات ایرانیان و به ویژه برمکیان به تمرکز علمی بغداد کمک شایانی کرد.
3ـ انتقال میراث علمی گندی‌شاپور و یونان و انطاکیه و اسکندریه به بغداد، باعث تمرکز علمی و طبی این شهر شد. (ر.ک: نجم آبادی، 1366: 145-146).
طب اسلامی، با ترکیبی از سنّت‏های بقراطی و جالینوسی پزشکی یونانی و با نظریه‏ها و جنبه‏های علمی طب ایرانی و هندی در زمینه‏ی کلی اسلام به وجود آمده است. بنابراین جنبه‏ی ترکیبی داشته و در بردارنده‏ی شیوه‏ای مشاهده‏ای و عینی مکتب بقراطی، روش فلسفی و نظری جالینوس، و همراه با معلومات نظری و تجربی پزشکان ایرانی و هندی در زمینه‏ی دارو‏سازی می‏باشد. (ر.ک: کیانی، پیشین: 247-248).
طب اسلامی در روند تکاملی خود دو مرحله‏ی اساسی را پشت سر گذاشته است: مرحله‏ی اقتباس و جذب که از طریق ترجمه صورت گرفت و دیگری مرحله‏ی ابداع و آفرینش آثار پزشکی که اغلب به نام پزشکان ایرانی به ثبت رسید. (ر.ک: پیشین).
«کار عظیم ترجمه‏ی متون پزشکی از زبان‌های یونانی، سریانی و تا حدودی نیز هندی به زبان عربی در اواخر دوران حکومت بنی‌امیه و در دوران حکومت بنی‌عباس (به خصوص در عهد هارون و مأمون) آغاز شد و گسترش یافت و مترجمین برجسته‏ای چون حنین بن اسحاق و ثابت قرّه در این کار سهم مهمی داشتند و به این ترتیب در حفظ میراث گذشته و انتقال آن به ملل گوناگون نقش مهمی ایفا کردند» (جمعی از نویسندگان، پیشین: 90).
بعد از دوران ترجمه، مرحله‏ی جدیدی در طب دوران تمدن اسلامی آغاز شد، علم پزشکی رونق یافت و چهار پزشک بزرگ و مشهور (علی بن ربّن طبری، محمّد بن زکریای رازی، علی بن مجوسی اهوازی و ابو علی سینا) ظهور کردند و کتاب‏هایی در زمینه‏ی پزشکی به رشته‏ی تحریر در‏آوردند.
در این نوشتار، به حکم آن که «ما لا یُدَرک کُلُّهُ لا یُترک کُلُّهُ» با رویکردی توصیفی – تحلیلی به بیان سبک ‌نوشتاری فردوس الحکمه، الحاوی و کامل الصناعه الطبیه پرداخته شده است که بیشتر مورد توجه پژوهشگران و دانشجویان طب‌ سنتی است.
در بررسی سبک ‌نوشتاری کتاب‏های مذکور به مسائل زیر توجه شده است:
1ـ مختصری درباره‏ی نویسنده.
2ـ بررسی ساختار نگارش کتاب‏ها.
3ـ بررسی شیوه‏ی تنظیم کتاب‌ها.
4ـ بررسی سبک ‌نوشتاری کتاب‏ها.

1-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
گسترش روزافزون گرایش به طب‌ سنتی و تصحیح و تحقیق متون پزشکی و نيز آموزش متون به زبان عربی در رشتههای داروسازی سنتی و طب ‌سنتی و نبود کتاب‌های تألیفی در زمینه‌ی سبک ‌نوشتاری متون طب ‌سنتی لزوم پرداختن به چنین موضوعی را ضروری می‌کند. با انجام چنین پژوهشی، پژوهشگران فارسی زبان می‌توانند تصویری روشن از سبک کتاب‏های طب ‌سنتی به زبان عربی به دست آورند.
آثاری که در بر‏گیرنده‏ی معرفی سبک نوشته‌های علمی در دوره‌های اولیه‏ی‏ تمدن اسلامی و تحلیل و نقد آن‌ها باشد، همواره مورد نیاز پژوهشگران بوده است. در بیشتر آثاری که امروزه در دست است، تنها مشخصات آغاز کتاب مانند عنوان، نام نویسنده، زمان و مکان انتشار و… ارائه می‌شود و تنها سودی که برای خواننده دارد، آگاهی از وجود چنین کتابی است و هرگز او را از مراجعه به کتاب و خوانش اثر بی‌نیاز نمی‌کند. این پژوهش چند امکان بنیادین را برای خواننده فراهم می‌کند:
1ـ پژوهشگران با مراجعه به این پژوهش، از سبک مهمترین کتاب‌های طب‌ سنتی آگاه می‌شوند.
2ـ پژوهشگران می‌توانند با الهام از این پژوهش، موضوع‏هایی برای پژوهش‌های جدید به دست آورند.
3ـ اين پاياننامه اين توانايی را به مدرسان درس قرائت متون طب ‌سنتی به زبان عربی در رشتهی طب ‌سنتی میدهد تا قواعد پرکاربرد برای اين متون را انتخاب کنند و در درسنامه‌ی زبان عربی ويژه‌ی دانشجويان طب ‌سنتی به آن قواعد بیشتر بپردازند.

1-2- هدف تحقیق
هدف از تهیه و تنظیم این رساله، تبیین شیوه‏ی نگارش کتاب‏های فردوس الحکمه، الحاوی و کامل الصناعه الطبیه است تا هر محقق بتواند با سبک ‌نوشتاری این کتاب‏ها آشنا شود و بدین طریق نیمی از راه پر رنج تحقیق خود را به آسانی بپیماید.

1-3- پیشینه تحقیق
درباره‏ی بررسی سبک ‌نوشتاری کتاب‏های طب‌ سنتی که پایان‌نامه‏ی حاضر در این زمینه تهیه و تنظیم شده، تا کنون اثری تدوین نشده است.
جمال الدین علی بن یوسف ابن القفطی (568 هـ . ق) کتاب تاریخ الحکماء را تألیف کرد و در آن به ذکر تراجم احوال بیش از چهارصد دانشمند در فلسفه و طب و ریاضیات و نجوم پرداخت که بخش عمده‏ی کتاب اختصاص به پزشکان دارد. در این کتاب نویسنده هر از گاهی اشاره به شیوه‏ی نوشتاری نویسنده کرده است.
موفق‌الدین ابن أبی أصیبعه (643 هـ . ق) در کتاب عیون الأنباء فی طبقات الأطباء که جامع‏ترین کتاب در این زمینه است از تعداد زیادی پزشک و داروشناس و حکیم و منجّم و ریاضی‏دان به تقسیم مولد و منشأ آنان یاد می‏کند و درباره‏ی هر یک اطلاعات فراوانی را ارائه می‏دهد و به روش پژوهش برخی از پزشکان اشاره می‏کند.
در خصوص سبک ‏شناسی متون، کتاب‏های فراوانی در سبک ‏شناسی ادبی تدوین شده که از برخی از آن‌ها در این پژوهش برای تبیین مبانی نظری پژوهش بهره گرفته شده است مانند:
احمد بدوی (2004) در کتاب أسس النقد الأدبی عند العرب، ابتدا معانی و ویژگی‏های اسلوب را بررسی می‏کند سپس به بیان مقاییس نقد اسلوب و انواع اسالیب می‏پردازد و به طور کلی به جنبه‏های مختلف سبک اشاره می‌کند.
و بهار (1380) در کتاب سبک شناسی مطالبی کلی در خصوص سبک ‌شناسی بیان می‌کند.
و شمیسا (1373) در کتاب کلیات سبک شناسی مطالبی کلی درباره‏ی سبک و نظام سبک ‌شناسی بیان می‏کند و مسائل بنیادی مربوط به سبک و سبک‌ شناسی را مورد بحث قرار می‏دهد و به این نکته اشاره می‏کند که نوشته‏های بسیاری وجود دارد که فاقد سبک است و در آن اندیشه‏ی خاص و زبان قابل تأملی وجود ندارد.
در این کتاب‌ها به بیان دقیق مفهوم سبک شناسی و روش‌های بررسی سبک متون مختلف اشاره شده است، که مطالعه‌ی این کتاب‌ها راه را بر سبک شناس نشان خواهد داد.

1-4- روش تحقیق
روش تحقیق در این رساله به شیوه‏ی توصیفی – تحلیلی و بررسی انتقادی متن است. برای دستیابی به مهمترین کتاب‏های مورد استفاده‏ی طب ‌سنتی به متخصصان و دانشجویان و مراکز تحقیقات طب ‌سنتی مراجعه شد و فهرست 600 کتاب به زبان عربی استخراج شد و سپس با مشورت متخصصان این رشته مهمترین و تأثیرگذارترین کتاب‏های طب ‌سنتی به زبان عربی به عنوان مهمترین و پرکاربردترین منبع پژوهش متخصصان استخراج شد. در این‏باره و در چارچوب شناساندن کتاب‏های طب‌ سنتی به زبان عربی و با توجه به نیاز پژوهشگران و متخصصان طب ‌سنتی این پایان‏نامه به بررسی سبک‌ نوشتاری سه اثر مهم در طب‌ سنتی که در سده‏های نخستین هجری تألیف شده‏اند، پرداخته است که به ترتیب تقدّم زمانی عبارتند از: فردوس الحکمه، الحاوی و کامل الصناعه الطبیه.
روشی که در این پایان‏نامه برای بررسی سبک پیشنهاد شده است و پایان‏نامه بر اساس این روش به نگارش در‏آمده است به شرح زیر است:
در بحث جمله‏ی اسمیه به موارد زیر اشاره شده است:
1ـ مبتدا معرفه + خبر نکره
2ـ مبتدا معرفه + خبر معرفه
3ـ مبتدا معرفه + خبر جمله
4ـ مبتدا معرفه + توالی خبر
5ـ خبر مقدم + مبتدا مؤخر
همچنین در بحث جمله‌ی اسمیه، نواسخ و کاربرد آن نیز شرح داده شده است و کاربرد آن‌ها به گونه‌ی زیر بیان شده است:
1ـ اسم + خبر مفرد
2ـ اسم + خبر جمله
3ـ اسم + توالی خبر
4ـ خبر مقدم + اسم
در بیان اسلوب تأکید به موارد زیر اشاره شده است:
1ـ تأکید به تکرار
2ـ تأکید قصر
الف- قصر توسط «إنّما»
ب- قصر توسط «ادات نفی و إلّا»
3ـ تأکید به حروف
الف- حرف تحقیق «قَدْ»
4ـ تأکید معنوی
در بیان اسلوب عطف از «واو، ثُمَّ، أو، إمّا» سخن به میان آمده است زیرا این حروف بیشترین کاربرد را در صفحات بررسی شده داشته‌اند.
نویسندگان از اسلوب حال به دو شکل حال مفرد و حال جمله در بیان شکل مصرفی داروها به دفعات استفاده کرده‌اند که در این پایان‌نامه به این شکل‌ها توجه شده است.
شکل‌های اسلوب تمییز بعد از عدد و اسم‌های مقادیر، بعد از أفعل‌تفضیل، بعد از جمله‌ی‌ ابهام‌دار که نویسندگان برای رفع ابهام استفاده می‌کرده‌اند بیان شده است.
در بیان اسلوب أفعل‌تفضیل، معمول‌ترین شیوه‌ی نویسندگان اصل قرار گرفت و به بررسی آن پرداخته شد.
و در بیان صفت به مواردی چون صفت مفرد، توالی صفت، صفت جمله، جا‌بجایی صفت و موصوف اشاره شده است.
در اسلوب تعلیل معمول‌ترین شیوه‌ی نویسندگان (حرف جر مِنْ و لام تعلیل) مورد بررسی قرار گرفت. و در اسلوب تقسیم به (مِنْ + ضمیر، حروف عطف أو، إمّا) توجه شده است.
و در بیان جمله‌ی فعلیه به موارد زیر اشاره شده است:
1ـ فعل لازم و متعدی
2ـ فعل ثلاثی مجرد و مزید
3ـ فعل معلوم و مجهول
4 ـ ماضی و مضارع و امر و کاربرد هر کدام
5 ـ فعل منفی و حالت‌های آن
و در بیان اسلوب شرط به موارد زیر اشاره شده است:
1ـ ادات شرط
الف: جازم
ب: غیر جازم
2ـ اسلوب أمّا … فـَ …
3ـ ترتیب فعل شرط و جواب
و در نهایت نگاهی کلی به سبک هر کتاب شده است.

فصل دوم
تاریخ پزشکی ایران

2-1- منشأ فن طبابت
شاید بتوان گفت که قدمت تاریخ پزشکی برابر با قدمت تاریخ است؛ چرا که از همان روز، آدمی درصدد دفع شر، زحمت و درد از خود برآمده است. (ر.ک: کیانی و همکاران، 1390: 247).
«ابن أبی أصیبعه، پیدایش طب را در نتیجه‏ی پنج اتّفاق ذیل می‌داند:
الف: اموری که از طریق پیامبران و اصفیا به ما رسیده.
ب: قسمتی از طب از راه خواب‌های درست به دست آمده.
ج: آن که از راه تصادف و اتّفاق داروئی به دست آمده. (تجربه)
د: مردم در عمل حیوانات را دیده و از آن‌ها تقلید کرده.
هـ: مواردی که از راه الهام (غریزه) به انسان کشف شده است» (محدثی، 1377: 2).
تاریخ طب در ایران به دو دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم می‌شود که به اختصار به آن‌ها اشاره می‌شود.

2-2- تاریخ طب قبل از اسلام
درباره‌ی قدمت پزشکی در میان آریان‌ها چه ایرانی و چه هندی‌ها اطلاعاتی در دسترس است که می‌رساند آنان پیش از بسیاری از ملت‌ها و اقوام درباره‌ی این علم آگاهی و تجربه و پیشرفت داشته‌اند. (ر.ک: تجدد، 1391: 11).
تاریخ ایران با پیشینه‌ی مکتوب حدود سه هزار ساله، پیش از اسلام و پس از آن شاهد دوره‌هایی از بالندگی فرهنگ، هنر و دانش بوده است. عصر ساسانیان یکی از دوره‌های شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران بوده و در آن دوران به سبب برپایی مرکز علمی گندی‌شاپور، دانش پزشکی گسترش چشمگیری داشته و تکامل یافته است. (ر.ک: عزیزی، بی تا: 24).
در دوران شاپور اول پادشاه بزرگ ساسانی و شاپور دوم و پس از آن‌ها انوشیروان، دانشمندان ساکن یونان به دلیل اختلاف مذهبی که در روم شرقی پیش آمده، به ایران آمدند و در آن اقامت گزیدند که نتیجه‌ی این امر، تأسیس دانشگاه بزرگ گندی‌شاپور بود. (ر.ک: براوان، 1337: 11-12).
از مهمترین ویژگی‌های دانشگاه گندی‌شاپور آن بود که در این دانشگاه علاوه بر تعلیم علوم حکمتی و فلسفی و ریاضی، علوم طبی نیز رونق داشته است و علاوه بر دانشکده‌ی پزشکی، بیمارستان تعلیمی نیز منضم بدان بود که عده‌ی زیادی از طالبان طب بدان روی آوردند. (ر.ک: نجم آبادی، 1377: 284).

2-3- تاریخ طب پس از اسلام
طب اسلامی در ایران، در دوره‏ی حکومت‌های گوناگون و با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص آن دوره، فراز و نشیب‌های بسیاری به خود دیده است. (ر.ک: کیانی، پیشین: 248).
تاریخ طب در ایران پس از اسلام با طب اسلامی همراه است و پزشکان ایرانی سهم بسیار بزرگی در پیشبرد طب اسلامی داشته‌اند. مکتب طبی گندی‌شاپور حتّی پس از ظهور اسلام تا دوران تمرکز علمی بغداد، اقتدار و اهمیّت خود را از دست نداد و عدّه‌‌ی زیادی طبیب پرورش داد. علاوه بر آن قسمت مهمی از طب اسلامی در واقع دنباله‌ی مکتب طبی گندی‌شاپور است که پزشکان این مکتب (مکتب گندی‌شاپور) استادان مکتب طب اسلامی می‌باشند. (ر.ک: نجم آبادی، 1366: 1).
«طب اسلامی از سه منبع عمده‏ی جهان پیش از اسلام و مقارن اسلام برخوردار بوده است که عبارتند از: طب ایرانی، طب یونانی و طب هندی. طب یونانی با ظهور بقراط (460‌ق‌.‌م) به طور جامعی تکمیل و تدوین گردید. پس از این پزشک بزرگ روش‌های پزشکی علمی وی ادامه یافت تا جالینوس (131-210 م) در جهان پزشکی پدیدار شد» (سرمدی، 1384: 32).

2-4- نقش نهضت ‌ترجمه در تاریخ پزشکی
ترجمه‌ی کتاب‌های علمی از یونانی به تازی در دوران خلفای راشدین و امویان شروع گردید، ولی این ترجمه‌ها بسیار محدود بود، امّا با تأسیس خلافت عباسیان (132-656 هـ . ق) به دست اقوام غیر عرب (مخصوصاً ایرانیان) موضوع ترجمه‌ی کتاب‏های علمی و طبی بسیار چشمگیر شد. در حقیقت، نهضت بزرگ علمی و ترجمه‌ی کتاب‌ها از زمان منصور دومین خلیفه‌ی عباسی (136-158) شروع گردید. منصور به علوم طبی توجه بسیار داشت. علّت توجه وی به پزشکان آن بود که او به مرض معده دچار گشته بود و پزشکان دربار در معالجه‌اش عاجز مانده بودند این امر موجب شد تا بغداد دست نیاز به سوی پزشکان گندی‌شاپور دراز نمایند. به دنبال این درخواست جرجیس بن جبرئیل بن بُختیشوع رئیس بیمارستان گندی‌شاپور برای درمان منصور به بغداد آمد و او را درمان کرد. جرجیس به تألیف و ترجمه توجه ویژه‌ای داشت و زبان یونانی و سریانی و پهلوی و تازی را می‌دانست بنابراین برای منصور کتاب‌هایی از یونانی به عربی ترجمه و چند کتاب نیز به سریانی تألیف کرد که کتاب الکُناش از همه معروفتر بود. (ر.ک: صفا، 1331: 39).
«یکی از اقدامات مهمی که منصور در پیشبرد نهضت ترجمه انجام داد، حفظ و گسترش نهاد علمی «بیت‌الحکمه»، میراث بر جای مانده از دوره‌ی ساسانی بود. در عصر ساسانیان، بیت‌الحکمه یا کتابخانه‌ی سلطنتی یک بایگانی ملی مطلوب، یعنی جایی که روایات منظوم از تاریخ، جنگ و داستان‌های عاشقانه‌ی ایرانیان در آن استنساخ و نگهداری می‏شد، بود. در زمان منصور، بیت‌الحکمه به عنوان بخشی از نظام اداری عباسیان، که بر اساس نمونه‌ی ساسانی در بغداد تأسیس شده بود، وظیفه‌ی ترجمه‌ی تاریخ و فرهنگ ساسانی از پهلوی به عربی و نگهداری آن را انجام می‏داد» (ولایتی، 1384: 99).
اگر چه برخی مستشرقان چون ادوارد براون در نظریه‌ی خود نقش ایرانیان را در ترجمه‌ی آثار یونانی کم‌رنگ دانسته‌اند امّا به دلایلی چون انتقال مرکز خلافت به بغداد، انتقال مدرسان و استادان گندی‌شاپور به بغداد و تشویق و حمایت خلفای عباسی از آنان در ترجمه‌ی آثار طبی به عربی و با توجه به نقش برجسته‌ی خاندان ایرانی در دربار عباسیان می‏توان به این نتیجه دست یافت که ایرانیان چه به طور مستقیم و چه به طور غیر‌مستقیم در ترجمه‌ی متون علمی و پزشکی و پیشبرد آن، نقش برجسته و ارزنده‌ای را ایفا نموده‌اند. (ر.ک: کیانی، پیشین: 248).

2-5- دوران تألیف و تصنیف کتاب‌های پزشکی
همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، دوران ترجمه از زمان خلافت عباسیان (به ویژه زمان دو خلیفه‌ی عباسی، هارون و مأمون) بسیار چشمگیر بود ولی کار تألیف و تصنیف کتاب‌ها در میان آثار پزشکان و دانشمندان اسلامی کمتر دیده می‌شود، در حقیقت مقدمه‌ی امر تألیف و تصنیف کتاب‌های طبی و علمی فراهم گردیده بود. بنابراین اگر در خلال دوران ترجمه تألیفی مشاهده می‌شود، بسیار کم می‌باشد یعنی دوران تألیف کتاب‌های طبی ضمن دوران ترجمه در حال تکوین بوده است. (ر.ک: نجم آبادی،1377: 503).
تا اوایل قرن سوم هجری ‌قمری، پیشرفت عمده‌ای که مستقیماً توسط مسلمانان ایرانی در طب صورت گرفته باشد محسوس نبود، تا این‏که نخستین اثر طبی بزرگ اسلامی با نام کتاب فردوس الحکمه به وسیله‌ی پزشک بزرگ ایرانی «علی ‌بن ربّن طبری» در سال 236 هـ .‌ق به رشته‏ی تحریر در‏آمد و پس از او با ظهور سه پزشک ایرانی دیگر به نام «محمّد زکریای رازی»، «علی ‌بن عباس مجوسی»‏ و‏ «ابو علی سینا»، ارکان چهارگانه‌ی طب اسلامی بنیان گذاشته شد. (ر.ک: سرمدی، پیشین: 33-34).

2-6- زبان تألیفات پزشکی
زبان علمی غالب در آثار طب اسلامی تا آغاز قرن ششم، عربی بود. در فاصله‏ی بین دوران ‌ترجمه‏ی کتاب‌های پزشکی و دوران تألیف و تصنیف، کتب طبی به زبان فارسی دیده نمی‌شود چرا که «در دوران تألیف و تصنیف کتب طبی، مترجمان و ناقلان علوم اغلب مردمانی غیرعرب بودند» (نجم‌آبادی، 1366: 310).
نمایندگان بزرگ طب اسلامی بیشتر ایرانی بوده‌اند امّا چون دانشمندان دوره‏ی اسلامی تألیفات خود را به زبان عربی می‌نوشتند، در مغرب زمین آن‌ها را به عنوان «اطبای عرب» می‌شناختند تا جایی که به جای عبارت «طب اسلامی»، «طب عرب» رواج پیدا کرده بود در صورتی که چنین نیست بلکه بیشتر علمای تمدن اسلامی به خصوص اطبای اسلامی، غیر عرب بودند. (ر.ک: براون، پیشین: 12-13).
در واقع وقتی صحبت از طب اسلامی و یا علوم اسلامی در میان می‌آید منظور نظرات پزشکی و یا علمی است که در کتاب‌های تمدن اسلامی به زبان عربی تدوین شده است. (ر.ک: نجم آبادی، 1377: 300).
جدول زیر که نشان‌دهنده‏ی کتاب‌های پزشکی به زبان عربی از قدیمی‌ترین عهد تاریخی تا اوائل قرن پنجم هجری ‏قمری است در بردارنده‏ی کتاب‌های چاپی است که در این پایان‏نامه درصدد بیان شرح حال نویسندگان این کتاب‌های پزشکی نیستیم بلکه هدف معرفی قدیمی‌ترین کتاب‌های پزشکی است تا خواننده با مراجعه به این بخش با آن‌ها آشنا شود.

نام کتابمولفتاریخ تألیفالمولودینحنین بن اسحاققرن دوّم هـ . قرساله الهارونیة (جلد1و2)مسیح بن حکم دمشقیقرن دوّم هـ . قفردوس الحکمةعلی بن سهل بن ربن طبریقرن سوم هـ . قادب الطبیباسحق بن علی الرهاویقرن سوم هـ . قالأغذیة و الأدویةاسحق بن سلیمان اسرائیلیقرن سوم هـ . قکتاب الطباحمد بن شعیب نساییقرن سوم هـ . قزاد المسافر فی علاج الأمراضابن جزّار قرن سوم هـ . قکُناش الصغیرابن سَرابیونقرن سوم هـ . قتاریخ الأطباء و الفلاسفةاسحاق بن حُنینقرن سوم هـ . قالمأة فی الطبابوسهل عیسی بن یحیی بن ابراهیم مسیحیقرن چهارم هـ . قفضالة الخوان فی طیبات الطعام و الألوانابن رزین التجیبیقرن چهارم هـ . قتذکرة الکحالینعلی بن عیسی الکحالقرن چهارم هـ . قدعوة الأطباءابن بطلانقرن چهارم هـ . قالأدویة المفردة ابن ابی أشعث فارسیقرن چهارم هـ . قطبقات الأطباء و الحکماءابن جُلجُلقرن چهارم هـ . قالقانون فی الطبابن سیناقرن چهارم هـ . قالحاویابوبکر محمّد بن زکریای رازیقرن چهارم هـ . قکامل الصناعة الطبیةابوالحسن علی بن عباس الأهوازیقرن چهارم هـ . قالمدخل إلی الطبابن مَندویه اصفهانیقرن چهارم هـ . قتقویم الأبدان فی تدبیر الانسانابن جزلهقرن پنجم هـ . قالکلیات فی الطبابن رشدقرن پنجم هـ . ق

فصل سوم
فردوس الحکمه

3-1- سبک از نظر لغوی و اصطلاحی
برای شناخت دقیق مفهوم سبک‏ شناسی، در ابتدا به بررسی لغوی واژه‏ی «سبک» پرداخته می‏شود. سبک در زبان فارسی به معنای شیوه، روش و اسلوب می‏باشد. (دهخدا، 1373: ذیل کلمه سبک).
«واژه‏ی «سبک» مصدر ثلاثی مجرد عربی است به معنی گداختن و ریختن و قالب گیری کردن زر و نقره و « سبیکه» به معنی پاره‏ی زر و نقره‏ی گداخته و قالب گیری، مشتق از آن است» (غلامرضایی، 1377: 1).
این کلمه در فرهنگ لغت‏های عربی معادل کلمه‏ی «أسلوب» است. در المعجم الوسیط کلمه‏ی «الأسلوب» به معنای راه و روش آمده است. در حقیقت وقتی گفته می‏شود به اسلوب فلان کس عمل کردم، یعنی راه و روش او را در پیش گرفتم. (ابراهیم مصطفی و همکاران، 1989م: 441).
این واژه در زبان لاتین معادل کلمه‏یStyle می‏باشد که برگرفته از کلمه‏ی«‏ستیلوس» یونانی بوده است. ستیلوس در زبان یونانی به آلتی فلزین یا چوبی یا عاج اطلاق می‏شده که به وسیله‏ی آن در گذشته‌های دور، حروف و کلماتی را بر روی الواح مومی نقش می‏کرده‏اند. (ر.ک: بهار، 1380: 13، به نقل از دائره المعارف بریتانیکا ).
سبک در اصطلاح عبارت است از: «وحدتی که در آثار کسی به چشم می‏خورد. یک روح یا ویژگی یا ویژگی‏های مشترک و متکرر در آثار کسی است. به عبارت دیگر این وحدت منبعث از تکرار عوامل یا مختصاتی است که توجه خواننده‏ی دقیق و کنجکاو را جلب می‏کند… سبک حاصل نگاه خاص هنرمند به جهان درون و بیرون است که لزوماً در شیوه‏ی خاصی از بیان تجلّی می‏کند» ( شمیسا، 1373: 13-15).
با توجه به عربی بودن متون طب‌ سنتی، در این مجال مفهوم سبک‌ شناسی از دیدگاه ناقدان عرب زبان مورد پژوهش قرار می‏گیرد.
یکی از ناقدان عرب اسلوب را پدیده‌ای می‏داند که با تحقق هر عمل لغوی ملازمت دارد، وی متن را عرصه‏ی اصلی اسلوب معرفی می‏کند و چنین بیان می‏دارد که اسلوب ویژگی منحصر به فرد صاحب آن متن را نشان می‏دهد. (ر.ک: ابن ذریل، 2000 م: 43).
و یکی دیگر از ناقدان، اسلوب را در ساده‏ترین تعریف خود روش تعبیر می‏داند. (ر.ک: عبدالله جبر، 1988م: 6).
سبک ‏شناسی متون مختلف باید با روش‏های متفاوتی انجام گیرد. چرا که متن کتاب‏های طب‌ سنتی علمی است. بنابراین نمی‏توان با روش‏های مطرح در تألیفات سبک ‏شناسی ادبی به بررسی آن پرداخت. زیرا ساختار متون علمی و ادبی از جنبه‏های گوناگونی با یکدیگر متفاوت است. در تفاوت بین زبان علمی و ادبی می‏توان گفت وظیفه‏ی اصلی زبان علمی تفهیم و تفاهم است، حال آنکه وظیفه‏ی اصلی و اولیه‏ی زبان ادبی تفهیم و تفاهم نیست. از این رو انتقال پیام در زبان ادبی معمولاً غیرعادی و غیرمستقیم است و دریافت پیام به آسانی صورت نمی‏گیرد. زبان ادبیات در پی انتقال احساسات و عواطف است، امّا زبان علم ارجاعی است که به امری و معنایی در جهان بیرون اشاره می‏کند. زبان سبک علمی دقیق و موجز است. هر دال باید دقیقاً به یک مدلول روشن دلالت کند. در این زبان معمولاً از آرایه‏های ادبی خبری نیست و بین فرستنده و گیرنده پارازیت وجود ندارد. ( ر.ک: شمیسا، پیشین: 85-102).

3-2- نگاهی به زندگی ابن ربّن طبری
ابوالحسن علی بن سهل، معروف به «ابن ربّن طبری» در شهر مرو پا به عرصه‌ی وجود نهاد. چنانچه به نظر می‌آید از تاریخ تولد ابن ربّن طبری اطلاع دقیقی در دست نیست امّا از شواهد تاریخی چنین بر می‌آید که او در سال 192 هجری ‌قمری (مطابق 8-807 میلادی) به دنیا آمده است. (ر.ک: نجم آبادی، 1366: 316).
پدرش، سهل طبری، از دبیران، منجّمان و پزشکان مرو بود که طب را همچون پیشه و حرفه‌ی خانوادگی و برای خدمت به خلق فرا گرفت و به همین سبب به ربّن‌ یعنی «سرور و معلم ما» ملقب شد. (ر.ک: صفا، 1371، 1: 109).
بسیاری از مآخذ در ذکر نام و لقب وی و پدرش با ‌یکدیگر اختلاف دارند و آن را به صورت‌های علی بن زید، علی بن ربّن، علی بن زین و علی بن زیل آورده‌اند و با توجه به اینکه «ربّن» و «راب» از القاب روحانیون‌ یهود است، او را‌ یهودی پنداشته‌اند و در معرفی او آورده‌اند که در آغاز‌ یهودی بوده است. (ر.ک: طبری، 1387: 10).
« امّا به گفته‌ی خود ابن ربّن در کتاب الدین و الدوله، او نخست مسیحی بوده و سپس با پژوهش و تفکر در‌ اندیشه‌های اسلامی ‌و آیات قرآن به اسلام رو آورده و مسلمان شده است» (ولایتی و دیگران، 1388: 414).
علی بن ربّن طبری در 10 سالگی با پدرش به خدمت مازیار بن قارن، امیر طبرستان داخل شد و پس از گرفتاری و قتل مازیار در سال 224 هجری‌ قمری (مطابق با سال 9-838 میلادی) به ری فرار کرد و در زمان الواثق باللّه (232-227 هجری ‌قمری مطابق با سال 841-846 میلادی) در سامرا ساکن شد و در زمان این خلیفه، اسلام را قبول کرد. به نظر می‌رسد که در حدود سال 247 هجری ‌قمری، دیده از جهان فرو بسته باشد. (ر.ک: نجم آبادی، 1366: 317).
برخی او را استاد زکریای رازی می‌دانند، امّا با توجه به اینکه رازی متولد 251 هجری ‌قمری است و ابن ربّن در حدود سال 225 هجری ‌قمری از طبرستان کوچ کرده است، قبول دیدار آن‌ها در بغداد ناممکن است، زیرا رازی در حدود 30 سالگی ‌یا پس از آن به بغداد رفته و در آن هنگام ابن ربّن زنده نبوده است. (ر.ک: ولایتی، پیشین).

3-3- آثار و مؤلفات ابن ربّن طبری
ابن ندیم در الفهرست (1381 ش) پنج کتاب را برای ابن ربّن ذکر می‌کند که عبارتند از:
1ـ تحفة الملوک، 2ـ فردوس الحکمة، 3ـ کُناش الحضرة، 4ـ کتاب منافع الأدویة و الأطعمة و الأشربة، 5ـ کتاب فی الأمثال و الأدب علی مذاهب الفرس و الروم و العرب.
و ابن أبی أصیبعه پنج کتاب دیگر را به او منسوب می‌کند که عبارتند از:
6ـ کتاب عرفان الحیاة، 7ـ کتاب حفظ الصحة، 8ـ کتاب فی الرقی، 9ـ کتاب فی ترتیب الأغذیة، 10ـ کتاب فی الحجامة. (ر.ک: طبری، پیشین: 14-15).
ابن ندیم و ابن أبی أصیبعه از ذکر کتاب الدین و الدولة غافل مانده‌اند. ابن ربّن طبری، کتابی نیز به نام الرد علی أصناف النصاری به رشته‌ی تحریر در آورده بود که در کتاب الدین و الدولة به آن اشاره کرده است ولی از این دو کتاب نامی ‌به میان نیامده است.

3-4- نگاهی به ساختار نگارش کتاب فردوس الحکمه
کتاب فردوس الحکمه از مهمترین کتاب‏های طبّی نوشته شده در قرن سوم هجری و قدیمی‏ترین کتاب جامع طبّی در تمدن اسلامی است. در بررسی تاریخ طب در اسلام چنین پیداست که در دوره‏ی امویان ظاهراً کتابی در این زمینه تألیف نشده است و نخستین کتب جامع طبّی در عصر عباسیان ترجمه یا تألیف شده است. فردوس الحکمه یکی از این کتاب‏ها است که در حقیقت نخستین مجموعه‏ی طبّی کاملی است به زبان عربی که به جا مانده و به چاپ رسیده است. (ر.ک: ذاکری، بی تا: 63).
بنای این کتاب بر هفت نوع (هفت فصل) است که در 30 مقاله و 360 باب تنظیم شده است. فهرست این باب‌ها به این شرح است:
نوع اول (در‌یک مقاله و 12 باب) در موضوعات تسمیه‌ی کتاب، صورت، کمیت، کیفیت، طبایع، کون، فساد، فعل، انفعال، ایجاد اشیاء در طبایع و عمل فلک و کرات نورانی در آن‌ها، عمل طبایع در هوا و زمین و شهاب‌ها، رنگ‌هایی که در هوا تولید می‌شوند و وجود حیوانات زمینی، دریایی و هوایی و اعضای آن‌ها.
نوع دوم (5 مقاله و 52 باب) درموضوعات ایجاد جنین و اوقات و تکمیل آن، علت ایجاد پسر و دختر و دوقلو، علائم آبستنی، مؤنث و مذکر بودن طفل، گفته‌های بقراط درباره‌ی آبستنی، مزاج‌های اعضای بدن آدمی، مزاج معده، نیروی مزاج‌های چهارگانه، علل حرکت ذاتی، ارادی، علل مربوط به عصب و عروق، علت گردی سر و تشکیل پوست و مو و ناخن و دندان‌ها، اعضای بدن از نظر قوای فاعله، نفس و مزاج و عقل و وهم و حواس و رنگ و بو و مزه، گرسنگی و تشنگی و خواب و بیداری و خوشی و‌ اندوه و شرمساری و شهوت و فکر، خشم، شجاعت و ترس، فراموشی و عطسه، کابوس، تربیت و بهداشت کودک و توجه به بدن در چهار فصل و سفر و بهداشت سربازان و چاقی و لاغری و …
نوع سوم (در‌یک مقاله و 3 باب) درباره‌ی غذاها، نیرو و میزان آن‌ها و تقدیم و تأخیر مواد بر غذا.
نوع چهارم (در 12 مقاله و 148 باب) در موضوعات بیماری‌های عمومی‌ و علل آن‌ها، بیماری سال‌های مختلف آدمی، هیجان اخلاط چهارگانه و علائم آن‌ها، بیماری‌های داخلی، قانون درمان، درمان و تدبیر بیماری‌های تند و اعضاء و بیماری‌های سر و چشم و گوش و بینی و دهان و دندان، بیماری‌های حلق و سینه و اعضای صوتی، معده، سل، سکسکه، بیماری‌های کبد و قلب، ریه و درمان سرفه و خونریزی از ریه، بیماری‌های کیسه‌ی صفرا،‌ یرقان و طحال، علل امراض کلیه، مثانه، آلات تناسلی زن و مرد، تب‌های خونی، آبله و درمان آن، علامت‌های خوب و بد در تب‌ها، علائم مرگ، خارش، سرطان، گرسنگی، عطش، خواب و بیداری.
نوع پنجم (در یک مقاله و 7 باب) در موضوعات خواص اشیاء و مذاق‌ها، علل، نیرو و عمل آن‌ها در بدن و نیروی بو و رنگ و علل اجسام، گوهرهای (جواهر) معدنی و علل روییدنی‌ها، درخت‌ها، میوه‌ها، بیماری‌های ادراری و حالات آن‌ها از ادرار سفید و لطیف و غلیظ و سایر رنگ‌ها، رسوب و شن و سایر عوارض در



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید