دانشـكده مهندسـي برق و کامپیوتر
پايان‌نامه كارشناسي ارشد در رشته مهندسي کامپيوتر- نرمافزار
بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در چارچوب CMMI در یک سازمان ایرانی
به کوشش:
علیرضا خشت زرین
استاد راهنما:
دكتر اشکان سامی
شهریور 1393
به نام خدا
اظهارنامه
اینجانب علیرضا خشت ‌زرین دانشجوی رشته مهندسی برق و کامپیوتراظهار می دارم که این پایان نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهایی که از منابع دیگران استفاده کرده‌ام، نشانی تحقیق و مشخصات کامل آن را نوشته ام. همچنین اظهار می کنم که تحقیق و موضوع پایان نامه‌ام تکراری نمی‌باشد و تعهد می‌نمایم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهای آن را منتشر ننموده و یا در اختیار غیر قرار ندهم. کلیه حقوق این اثر مطابق با آیین نامه مالکیت فکری و معنوی متعلق به دانشگاه شیراز است.
نام و نام خانوادگی : علیرضا خشت زرین
تاریخ و امضاء :
به نام خدا

بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در چارچوب CMMI در یک سازمان ایرانی
به کوشش:
علیرضا خشت زرین

پایان نامه
ارائه شده به تحصیلات تکمیلی دانشگاه به عنوان بخشی
از فعالیت‌های لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
دررشته‌ی:
مهندسی کامپیوتر – نرم افزار
از دانشگاه شیراز
شیراز
جمهوری اسلامی ایران
ارزیابی شده توسط کمیته پایان‌نامه با درجه: بسیار خوب

دکتر اشکان سامی، استادیار بخش مهندسی و علوم کامپیوتر (استاد راهنما)
دکتر فرشاد خون‌جوش، استادیار بخش مهندسی و علوم کامپیوتر (استاد مشاور)
دکتر هومان تحیری، استادیار بخش مهندسی و علوم کامپیوتر (داور متخصص داخلی)
شهریورماه1393
تقدیم به پدر و مادر عزیز و مهربانم، و سایر دوستانی که من را در این راه یاری کردند.
سپاسگزاري

پیش از هر چیز از خداوند متعال به خاطر تمامی نعمت‌هایی که به من هدیه کرده سپاسگزارم.
از اعضای خانواده‌ام که در تمام دوران تحصیل پشتیبان و یاورم بودهاند، تشکر و قدرداني می‌نمايم. از استاد گرانقدر، دکتر اشکان سامی که در طول انجام اين پایان نامه همواره با روی باز راهنمای بنده بوده اند سپاسگزارم. همچنین از اساتید ارجمند، دکتر فرشاد خون‌جوش که مشاوره این پایان نامه را بر عهده داشتهاند و از آقای دکتر هومان تحیری داور متخصص داخلی کمال تشکر را دارم.
چکیده
بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در چارچوب CMMI در یک سازمان ایرانی
به کوشش:
علیرضا خشت زرین
بهبود مداوم فرآیندها از جمله اهدافی است که امروزه تمام صنعت‌ها به دنبال آن هستند. در این راستا مدل یکپارچه بلوغ/توانمندی(CMMI) با ارائه یک چارچوب موثر، بیش از دو دهه است که در سطح بین المللی مطرح شده است. مدیریت پیکربندی (CM) یکی از نواحی فرآیندی پشتیبان در مدل CMMI است که در این تحقیق جهت رفع برخی از مشکلات در سازمان ثبت اسناد از قبیل محافظت از داده‌ها، پایش و کنترل روال‌ها و فرآیندهای سازمان، ارزش نهادن به ارباب رجوع، ارائه خدمات قابل اعتماد و مطمئن، ارائه خدمات با کیفیت بالا، استفاده بهینه از منابع بومی‌سازی شده است. بومی‌سازی مدیریت پیکربندی به این معناست که تمرین‌های CM را متناسب با اهداف، وضعیت جاری و شرایط سازمان مورد نظر مناسب سازی کرده، در واقع تمرین‌های CM را برای استفاده در سازمان هدف آماده سازیم. بدین منظور از نقشه راه IDEAL برای هدایت روند بومی‌سازی استفاده شد. همچنین در فاز استقرار از مدل IDEAL از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت اولویت‌بندی بهبود فرآیندهای سازمان استفاده شد که بر اساس نتایج حاصله، فرآیند “پاسخ استعلام املاک” مورد بهبود قرار گرفت. سپس بهبودهای پیشنهادی در ناحیه CM توسط متخصصین بهبود فرآیند مورد ارزیابی و اعتبار سنجی قرار گرفتند. لازم به ذکر است که در مراحل مختلف این تحقیق از روش‌های پرسشنامه و مصاحبه برای جمع‌آوری داده‌ها، نظرات و بازخوردهای متخصصین و کارمندان اداره استفاده شده است.
کلمات کلیدی: بومي سازي، بهبود فرايند، سازمان ثبت اسناد، مدل يکپارچه بلوغ توانمندي، مديريت پيکربندي، نقشه راه
1- فهرست مطالب
عنوان صفحه
1. مقدمه2
1-1. شرح مسئله2
1-2. انگیزه تحقیق4
2. تعاریف پایه6
2-1. بهبود فرآیند6
2-2. معرفي مدل یکپارچه توانمندی/ بلوغ (CMMI)7
2-2-1. نواحي فرآيندي در شيوه‌هاي نمايشي پيوسته و مرحله‌اي10
2-2-2. CMMI-SVC12
2-2-3. درک مفاهیم کلیدی در استفاده از CMMI-SVC12
2-3. مدیریت پیکربندی در بین نواحی فرآیندی CMMI14
2-4. مدل IDEAL16
3. کارهای مرتبط19
4. راهکار پیشنهادی جهت حل مسئله25
4-1. دلایل انتخاب مدل IDEAL به عنوان نقشه راه25
4-2. نحوه جمع‌آوری داده‌ها25
4-2-1. فاز اول-بنیان گزاری26
4-2-2. فاز تشخیص- تعیین وضعیت جاری و مشکلات سازمان28
•هدف از مصاحبه31
•نحوه تهیه پرسشنامه جهت استفاده در مصاحبه31
•نحوه مصاحبه31
•متن پرسشنامه32
•نتایج مصاحبه33
•مشکلات موجود در بخشهای مختلف سازمان33
•نحوه امتیاز دهی به تمرینهای خاص CM37
•اولویت‌بندی فرآیندهای سازمان38
•اولويت‌بندي بهبود فرآيندهای اداره ثبت اسناد با استفاده از روش‌ AHP (بر اساس روابط سلسله‌مراتبي)39
•تحليل نتايج حاصل از انجام اولويت‌‌بندي به روش‌ AHP52
4-2-3 فاز استقرار52
•تهیه پاسخ استعلام املاک جاری52
•ارزیابی جریان‌کاری پیشنهادی بر اساس پرسشنامه استاندارد60
•نتایج ارزیابی62
5. نتیجه گیری و خلاصه64

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1.نواحي فرآيندي CMMI در رويكردهاي پيوسته و گام به گام 9
جدول 4-1.مشکلات جاری سازمان 33
جدول 4-2.نتیجه ارزیابی وضعیت فعلی سازمان در ناحیه CM توسط تیم ارزیاب 37
جدول 4-3.جزئیات مربوط به معیارها و فرآیندها در سلسله مراتب نمایش داده شده در شکل 4-1 40
جدول 4-4.مقیاس 9 درجه ای لیکرت مورد استفاده در پرشسنامه خبره AHP جهت جمع آوری نظرات متخصصین 41
جدول 4-5.جدول مقایسات زوجی (به همراه داده‌های نمونه) جهت اولویت‌بندی معیارها 42
جدول 4-6.جداول مقایسات زوجی (به همراه داده‌های نمونه) مربوط به اولویت‌بندی فرآیندها 44
جدول 4-7.نتایج مربوط به محاسبه وزن معیارها بر اساس جدول کامل مقایسات زوجی 46
جدول 4-8.نتایج مربوط به محاسبه وزن و اولویت نسبی فرآیندهای اداره ثبت اسناد 47
جدول 4-9.مجموعه آیتم‌های پیکربندی شناسایی شده در تمرین ‘شناسایی آیتم‌های پیکربندی’ 55
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 2-1.سه بعد حياتي براي ارتقاي سازمان7
شکل 2-2.سطوح بلوغ در رويكرد گام به گام از مدل CMMI8
شکل 2-3.نواحي فرآيندي در شيوه‌هاي نمايشي پيوسته و مرحله‌اي12
شکل 2-4.فازهای مدل IDEAL17
شکل 4-1.ساختار سلسله مراتبی AHP مربوط به مسئله اولویت‌بندی بهبود فرآیندها اداره ثبت اسناد40
شکل 4-2.سلسله مراتب اولویت‌بندی بهبود فرآیندهای سازمان49
شکل 4-3.وزن و تاثیر نسبی معیارهای اولویت‌بندی فرایندها50
شکل 4-4.وزن و اولویت نسبی بهبود فرآیندهای اداره ثبت اسناد50
شکل 4-5.ورود داده‌‌های پرسشنامه‌ها51
شکل 4-6.ورود مستقیم داده‌ها51
شکل 4-7.نتایج اولویت‌بندی به روش AHP52
شکل 4-8.جریان‌کاری فرآیند پاسخ استعلام املاک53
شکل 1-
جدول 1-
فصل اول
(1-1)
1. مقدمه
1-1. شرح مسئله
یک روش مدیریت پیکربندی (CM1) هوشمند به سازمانها اجازه می دهند تا منابع IT2خود را در حد ماکزیمم سودمندتر و قابل اطمینان تر سازند. توسعه دهندگان هر برنامه نیاز به توجه ویژه حدودا 60 درصد تاثیرات سرویس، به سبب مشکلات پیکربندی می باشند. بسیاری از آیتم‌ها در طول یک دوره حیات محصول یا سرویس تغییر می کنند و حفظ دنباله این تغییرات مهم هستند. مباحث مربوط به CM ضعیف، شامل شکست‌های مربوط به سیسستم، شکست سرویسهای کلیدی، کارایی ضعیف و کاهش بهره وری بوده و نتیجتا باعث تاثیر جدی در تجارت می شود.[1]
هدف اصلی مدیریت تغییرات، حذف تمام تغییرات محصول نیست ولی کمک به حداقل کردن تاثیرات منفی از تغییرات ضروری بوده و از تغییرات غیر ضروری اجتناب می کند.[2]
از نمای مدیریت پروژه3، CM یک فعالیت مدیریتی است که تعریف یک محصول، سیستم یا فرآیند را در طول تعریف کل چرخه حیات، مدیریت می کند. CM به متخصصان پروژه کمک می کند تا تضمین کنند محصولات و سیستم‌ها، نیازمندی‌های فیزیکی و عملیاتی تعریف شده خود را برآورده می کنند و هر تغییری روی نیازمندی‌هایشان به سختی کنترل شده، به دقت شناسایی شده و به ثبت می رسند. با انگیزه‌هایی در کاهش زمان توسعه محصول، حداقل سازی هزینه در طول حیات و افزایش کلی کیفیت محصول، CM یک بخش ضروری از استراتژی تحویل محصول می باشد. CM اولین بار بصورت رسمی توسط دپارتمان دفاع آمریکا در دهه 1950، بدلیل فقدان یکریختی و ناسازگاری داده‌ها و مباحث کنترل تغییرات در مسابقه ای برای پرتاب موشک انداز آغاز شد. سازمان استانداردسازی بین المللی اولین راهنما را در CM به شکل ISO-10007 در سال 1994 شامل cm در نیازمندی بر اساس استانداردهای هوافضا مثل AS-9100، تعریف نمود. CM یکی از مهمترین نواحی فرآیندی در مدل‌های بلوغ فرآیند توسعه داده شده توسط مهندسی نرم افزار می باشد.CM یک فعالیت Through Life است که چرخه حیات پروژه را مدام گسترش می دهد. جهت برقراری و حفظ یکپارچگی سیستم/محصول سرتاسر چرخه حیات، CM یک فعالیت تکراری و مداوم است [3]
سازمان ثبت اسناد شامل فرآیندهای متعدد خدماتی جهت ایجاد، تغییر، استعلام در مورد انواع اسناد مالکیت است. بنابراین حفاظت از اسناد مالکیت و کنترل دسترسی به اطلاعات آن‌ها یکی از اهداف اساسی سازمان است. از طرف دیگر، این سازمان در تعامل مستقیم با قوه قضایه، دفاتر ثبت اسناد رسمی، سایر سازمان‌ها و ادارات دولتی و خصوصی، همچنین ارباب رجوع، به ارائه خدمات می پردازد، از اینرو نیازمند بکارگیری فرآیندها و روال‌های با کیفیت جهت مواجه با تبادل گسترده اطلاعات می باشد. از جمله اهداف کیفیت در این سازمان می توان به سرعت بالا، هزینه کمتر، قابلیت دسترسی بالا، دقت در ثبت و نگهداری اسناد و اطلاعات، سهولت استفاده از خدمات و رضایت ارباب رجوع اشاره کرد. دستیابی به اهداف فوق الذکر مستلزم تعریف و بکارگیری صحیح فرآیندهای مدیریت پیکربندی در سازمان است. فرآیندهای مدیریت پیکربندی به عنوان یکی از نواحی فرآیندی در اکثر مدل‌ها و استاندارهای بهبود فرآیند همچون CMMI 4[4]، PMBOK 5، ITIL مطرح است. این ناحیه تعریف و اجرای صحیح فرآیندهای سازمان در سایر نواحی (مثلا نواحی مدیریت نیازمندی‌ها، طرح ریزی پروژه یا تضمین کیفیت فرآیند و محصول) را تضمین کرده، لذا از اهمیت بالایی برخوردار است. با این وجود ملزومات و رهنمون‌های ارائه شده در این مدل‌ها، بصورت کلی بیان شده و به عبارت دیگر فاقد جزئیات و نحوه ‌پیاده‌سازی در سازمان‌های مختلف است. بنابراین ابتدا باید هریک از این مدل‌ها را بر اساس اهداف، نیازها و شرایط سازمان بومی‌سازی کرد تا قابل ‌پیاده‌سازی شوند[5]. اما فرآیند بومی‌سازی نیازمند وجود تخصص در زمینه کاری سازمان و مدل مورد استفاده برای بهبود فرآیند، برنامه ریزی مناسب و تخصیص منابع موردنیاز است، در غیر اینصورت با خطر شکست مواجه خواهد بود [6]. در این راستا اولویت‌بندی بهبود فرآیندها می تواند نقش بسزایی در آغاز و هدایت بهبود فرآیند بر اساس نیازها و منابع موجود بویژه در سازمان‌های کوچک و متوسط (SME6) داشته باشد.
چالش‌ها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی وجود دارد، بسیار بوده و به همین دلیل نیاز است تا آنها را جهت ارائه طرح بهتر مدیریت پیکربندی شناسایی کرده و برای آنها راه حل‌هایی با توجه به مدل مورد استفاده بیابیم. چالش‌ها از قبیل این موارد می باشد: فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
لازم به ذکر است که بصورت کلی هدف اصلی برنامه بهبود فرآیند، اصلاح جریان کاری فرآیندها در سطح سازمان است که این امر می تواند با استفاده از ابزارهای مناسب مورد پشتیبانی قرار گیرند[7].
1-2. انگیزه تحقیق
بومی‌سازی صحیح CM در سازمان ثبت اسناد شامل تاثیرات مثبت و کارای زیر می باشد:
اول اینکه، محافظت از داده‌ها و منابع دیگر، بطوریکه محصولات همیشه برای مشتری در دسترس بوده و یا در زمان شکست، بصورت خیلی سریع قابل بازگشت باشند. مواردی که بهمراه بازبینی آنها برای سازمان دارای اهمیت بوده و لذا نباید از بین بروند و باید همیشه در دسترس باشند شامل نقشه ملک، مشخصات مالک، مشخصات ملک، میزان مالکیت افراد، گزارش‌های تهیه شده پس از بازدید از ملک، می باشند.
دوم، پایش و کنترل روال‌ها و فرآیندهای سازمان که خود منجر به دو مزیت در سازمان ثبت اسناد می شود: تعریف روالها و فرآیندهای سازمان بصورت درست و کامل، که باعث به حداقل رسیدن تداخل در کار پرسنل می شود و اینکه پرسنل روال‌ها را دنبال می‌کنند و تهیه راه آسان جهت دنبال‌کردن روال‌ها می باشد.
سوم، ارزش نهادن به کار ارباب رجوع می باشد بطوریکه نیاز آن در کمترین زمان و هزینه ممکن، برآورده می شود.
چهارم اینکه، ارائه خدمات بصورت مطمئن و قابل اعتماد است و تولید سند دارای عیب‌های اساسی از این قبیل نیست: تعارض با زمین‌های مجاور، مشخصات اشتباه ملک، مشخصات اشتباه مالک.
پنجم، تولید محصولات با کیفیت بالا می باشد بطوریکه قابلیت وفق پذیری بالا داشته باشد برای مثال ساده‌تر شدن تفکیک ملک و قابلیت نگه‌داری بالا بدین معناست که در صورت بروز خطا مشکل سریعتر حل شود.
ششم، باعث مصرف درست از منابع بخصوص منابع انسانی شده که نتیجتا باعث حداقل‌سازی تلاش پرسنل می شود.
اولویت‌بندی SPI در ناحیه CM دارای نتایج زیر است: مشاهده سریعتر نتایج SPI7، سرمایه‌گذاری جهت رفع مسائل اصلی( مهمترین موارد) و همچنین دستیابی به نتایج بیشتر در زمان و هزینه مشخص می باشد.[8]
چالشها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در این سازمان باید یافت می شد از قبیل موارد ذیل بوده که در فازهای مختلف مدل انتخابی برای آنها راهکارهایی نیز ارائه گردیده است. فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
شکل 2-
جدول 2-
فصل دوم
2. تعاریف پایه
2-1. بهبود فرآیند
بهبود فرایند نرم افزار، مجموعه‌ای مدون از فعالیت‌ها جهت ارتقای عملکرد و سطح بلوغ فرآیندهای سازمانی که نتیجتا منجر به بهبود کیفیت محصولات و خدمات می شود.بهبود فرآیندها، تجربه‌ای پیچیده و هزینه‌بر است که بدون داشتن آمادگی قبلی امكان‌پذير نخواهد بود. بنابراین ‌پیاده‌سازی درست هر گونه تغيير و بهبود در فرآيندهاي سازمان مسئولیت بزرگی است. جهت ‌پیاده‌سازی طرح بهبود فرآيند، شرکت‌ها باید نحوه انجام آن را نيز مورد توجه قرار دهند. این امر در مورد سازمان‌هاي با اندازه کوچک یا متوسط (SME8)، که نیازمند بازگشت سرمایه سریع هستند، مهمتر خواهد بود. هیچ شرکتی، فارغ از اندازه آن، بدون اطمینان از این که منابع درنظر گرفته شده حداکثر ارزش را بر می‌گردانند، مایل به انجام يك پروژه نمي‌باشد. [9]
امروزهدر راستاي كمك به بهبود شيوه كسب‌وكار سازمان‌هاي توليد كننده نرم‌افزار، مدل‌های بلوغ، استانداردها و راهكارهاي مختلفيتوسط جوامع تحقيقاتي و صنعتي ارائه شده‌ است. در اين زمينه مدل يكپارچه بلوغ/توانمندي (CMMI) توسط دانشگاه كارنگي ملون (Carnegie Mellon) معرفي شده است كه حاصل يكپارچه‌سازي تجربيات پياده‌سازي مدل‌هاي بلوغ/ توانمندي (CMM) مختلف در جوامع صنعتي مي‌باشد. مدل CMMI متشكل از بهروش‌هایی است كه كل فعالیت‌های مربوط به توليد محصولات و سرویس‌ها را در سطح سازمان مورد توجه قرار می‌دهد [4].
“تيم مشاوره پياده سازي CMMI دانشگاه شيراز” مجموعه‌اي متشكل از هيئت علمي، فارغ التحصيلان و دانشجويان دانشگاه شيراز است كه داراي سوابق قبلي در زمينه بررسي معماري‌هاي سازماني و انجام پژوهش‌ها و پروژه‌هاي حاكميت فنآوري اطلاعات در برخي شركت‌هاي خصوصي و ادارات دولتي ايران مي‌باشد. اين تيم پس از انجام مطالعات تخصصي در زمينه مدل‌هاي بهبود كيفيت و ارتقاي فرآيندهاي نرم‌افزاري، اكنون در نقش مشاوره جهت بومی‌سازی تمرین‌های مدیریت پیکربندی در سازمان ثبت اسناد می باشد.
بررسی موارد موفق بهره‌گیری از مدل CMMI و نتایج حاصله در سطح شركت‌هاي بين المللي، نشان دهنده توانمندی این چهارچوب در حل مشکلات و تحقق اهداف مشابه در سازمان‌هايي با ساختار و صنايع متنوع است كه مهمترين موارد از بررسی‌های انجام شده دراين زمينه به شرح زیر می‌باشند:
طي 12 مورد مطالعاتی در سال2003، محورهاي اصلی عملکردی شامل هزینه، زمانبندی، کیفیت، رضایت مشتری و بازگشت سرمایه مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاصل بصورت مشروح در بخش 3 بيان شده است [10].
موسسه‌ی مهندسی نرم‌افزار (SEI9)، گزارشی را در سال 2006 منتشر کرد که در طي آن بیش از 30 سازمان مورد بررسی قرار گرفته‌اند [11]. نتایج حاصل از این بررسی‌ها در شش محور عملکردی (هزینه، زمانبندی،بهره‌وری، رضایت مشتری، کیفیت و بازگشت سرمایه) به تفکیک در قسمت 3 همین بخش ذکر شده است.
در سال 2010 نیز موسسه مهندسی نرم‌افزار، تحقیقات حاصل از ارتقاء توانمندی پس از استفاده از مدل CMMI در برخي شرکت از جمله نورتروپ گرومان ، لاکهید مارتین ، ریتون ، هریس ، و … را منتشر کرد.
شکل 2-1. سه بعد حياتي براي ارتقاي سازمان
2-2. معرفي مدل یکپارچه توانمندی/ بلوغ (CMMI)
موسسه‌یSEI ‌، طی تحقیقات خود برای کمک به سازمان‌ها و شركت‌هادر راستاي توليد و نگهداشت محصولات و سرویس‌های با کیفیت، ابعاد متعددی را بر شمرده است که يك سازمان با تمرکز بر آن‌ها می‌تواندشيوه کسب و کار خود را بهبود بخشد. شکل 1 سه بعد حیاتی را نشان می‌دهدکه سازمان‌ها عموما بر ارتقاي آن‌ها تمرکز دارند: نیروی انسانی، روال‌ها و روش‌ها، ابزارها و تجهیزات. در اين ميان “فرآیندهای سازمان” محوري است كه همه‌ي اين ابعاد را به هم پيوند مي‌دهد (شكل 2-1)[4].
البته اين امر به معني ناديده گرفتن افراد و تکنولوژی‌هاي سازمان نيست، اما امروزه تکنولوژی با سرعت غیر قابل تصوری در حال تغییربوده و به طور مشابه، افراد نيز معمولا در طول تجربه‌ی کاری خود برای شرکت‌های بسیاری کار می‌کنند. بنابراين تمرکز بر فرآیندهاي سازمان، زیرساخت لازم جهت رویارویی با جهاني مملو از تغییر و نيز حداكثرسازي بهره‌وری افراد و بكارگيري تکنولوژی برای رقابت با ديگر سازمان‌ها را فراهم مي‌آورد. فرآیندها به نیروی انساني سازمان کمک می‌کنند تا هوشمندانه‌تر (نه لزوما سخت‌تر) و با سازگاري بيشتري عمل كرده و اهداف کسب و کار را دنبال کنند. امروزه اهمیت فرآیندهای با كيفيت در بسیاری از سازمان‌هاي فعال در صنایع تولیدي و سرویس‌دهي با وضوح بيشتري درك شده است[4].
در ادامه اين قسمت و قبل از معرفي مدل CMMI، نحوه شكل‌گيري آن بر اساس مدل‌هاي پايه اجمالا مرور می‌شود. موسسهSEI با اعتقاد به اين اصل مدیریت فرآیند كه کیفیت سیستم یا محصول توليد شده عمدتا از کیفیت فرآیندهای مورد استفاده جهت توسعه و نگهداري آن ‌تاثير مي‌پذيرد، در ابتدا مدل‌هایي تحت عنوانCMMراتعريف كرد كه هريك ازآن‌ها يك مسیرتکاملی جهت آغاز روند بهبود، از فرآیندهای تک منظوره و نابالغ به سمت فرآیندهای منظم و بالغ را دریک یا بیش از یک زمينه توصيف مي‌كردند. پس از بكارگيري مدل‌هاي CMMدر صنايع مختلف در سراسر جهان و جمع‌آوري بازخوردهاي حاصل از پياده‌سازي بهروش‌ها، پروژه يكپارچه‌سازي به منظور حل مشکلات ناشي از بكارگيري مدل‌هاي متعدد CMM شکل گرفت. بدين ترتيب اولین نسخه از مدل يكپارچه موردنظر تحت عنوان CMMI-DEV 1.02(بصورت ساده،CMMI) تهيه ‌شده و اكنون CMMI 1.3 آخرين نسخه تكامل يافته از اين مدل يكپارچه است كه در سال 2010 توسط موسسه SEI به جوامع علمي و صنعتي ارائه شده است. CMMI مدل مرجعی ا ست که فعالیت‌هاي مربوط به توليد محصولات وخدمات را پوشش می‌دهد. امروزه سازمان‌هاي فعال در صنایع بسیاری نظیر هوافضا، بانکداری، سخت‌افزار و نرم‌افزارکامپیوتر، صنایع دفاعی و خودروسازي، ازمدل CMMI استفاده می‌كنند [12].
شکل 2-2. سطوح بلوغ در رويكرد گام به گام از مدل CMMI
جدول 2-1. نواحي فرآيندي CMMI در رويكردهاي پيوسته و گام به گام
مدل CMMI از 22 ناحيه فرآيندي به علاوه اهداف و تمرين‌هاي عمومي تشكيل شده است. در هريك از اين نواحي فرآيندي مجموعه‌اي از اهداف خاص (SG10) مطرح شده و براي تحقق هريك از اين اهداف نيز مجموعه‌اي از تمرين‌هاي خاص (SP11) بيان شده است. در رويكرد پيوسته از مدل CMMI، اين نواحي فرآيندي در بخش‌هاي مهندسي، پشتيباني، مديريت پروژه، مديريت فرآيند دسته بندي شده‌اند و بهبود توانمندي سازمان را مي‌توان در هريك از اين زمينه‌ها دنبال كرد. اما در رويكرد گام به گام، نواحي فرآيندي در پنج سطح مرتب دسته‌بندي شده‌اند كه سازمان را در مسير ارتقاي بلوغ هدايت مي‌كند. شكل 2-2 عنوان هريك از سطوح بلوغ را به همراه ويژگي‌هاي اصلي آن‌ها نمايش مي‌دهد. همچنين عنوان و مخفف هر يك از نواحي فرآيندي CMMI به همراه سطح بلوغ (رويكرد گام به گام) و بخش فرآيندي مربوطه (رويكرد پيوسته) نيز در جدول 2-1 نمايش داده شده است.
2-2-1. نواحي فرآيندي در شيوه‌هاي نمايشي پيوسته و مرحله‌اي
شيوه‌ي نمايشي پيوسته سازمان را قادر مي‌سازد تا جهت بهبود فرآيند، نواحي فرآيندي را متناسب با اهداف كسب‌وكار خود انتخاب كرده و تلاش‌هاي خود را در همان نواحي متمركز سازد. با اينكه به دليل وجود برخي وابستگي‌ها، سازمان داراي محدوديت‌هايي در انتخاب نواحي فرآيندي مي‌باشد، اما در كل سازمان در مورد انتخاب اين نواحي داراي اختيار مي‌باشد.
به منظور پشتيباني از سازمان‌هايي كه از شيوه‌ي نمايشي پيوسته استفاده مي‌كنند، نواحي فرآيندي در چهار دسته سازماندهي شده‌اند: مديريت فرآيند، مديريت پروژه، مهندسي، و پشتيباني. اين دسته‌بندي برخي از روابط كليدي موجود ميان نواحي فرآيندي را مورد تاكيد قرار مي‌دهد.
نحوه‌ي انتخاب تركيبي از نواحي فرآيندي و سطوح قابليت معمولا توسط يك “نمودار هدف” توصيف شده‌ است. يك نمودار هدف همه‌ي نواحي فرآيندي و سطح قابليت مربوط به هريك از‌ آن‌ها را تعريف مي‌كند. در اين نمودار اهداف و روش‌هايي را موردنظارت قرار مي‌دهد كه سازمان جهت هدايت تلاش‌هاي بهبود فرآيند خود در نظر گرفته است.
در بعضي از موارد به شيوه‌اي غير رسمي از دسته‌بندي نواحي فرآيندي اشاره مي‌شود: نواحي فرآيندي مربوط به بلوغ سطح بالا. نواحي فرآيندي بلوغ سطح بالا شامل اين چهار مورد مي‌باشند: كارايي فرآيند در سطح سازمان، مديريت پروژه بصورت كمي، مديريت كارايي سازمان، تحليل وتشخيص بصورت علت و معلولي. اين نواحي فرآيندي بر بهبود كارايي فرآيندهاي پياده‌سازي شده‌اي متمركز مي‌باشند كه به اهداف كسب‌وكار سازمان نزديكتر هستند.
بعد از انتخاب نواحي فرآيندي، مي‌بايد ميزان بلوغ يافتن هريك از آن‌ها را نيز مشخص كنيد (يعني تعيين سطح قابليت مناسب). سطوح قابليت و اهداف و روش‌هاي عمومي، بهبود فرآيندهاي مربوط به نواحي فرآيندي منفرد را پشتيباني مي‌كنند. براي مثال، ممكن است يك سازمان بخواهد در يك ناحيه فرآيندي به سطح 2 از قابليت رسيده، و در ناحيه فرآيندي ديگر به سطح 3 قابليت دست يابد. سازمان پس از دستيابي به يك سطح از قابليت، منظر خود جهت به دستيابي به سطح بعدي قابليت را براي همان مجموعه از نواحي فرآيندي و يا مجموعه‌ي بزرگتري از نواحي فرآيندي تعيين مي‌كند. با دستيابي به قابليت سطح 3 در اكثر نواحي فرآيندي، سازمان مي‌تواند توجه خود را بر نواحي فرآيندي مربوط به بلوغ سطح بالا متمركز ساخته و بهبود قابليت هريك از آن‌ها را نيز تا سطح 3 دنبال كند.
نحوه‌ي انتخاب تركيبي از نواحي فرآيندي و سطوح قابليت معمولا توسط يك “نمودار هدف” توصيف شده‌ است. يك نمودار هدف همه‌ي نواحي فرآيندي و سطح قابليت مربوط به هريك از‌ آن‌ها را تعريف مي‌كند. در اين نمودار اهداف و روش‌هايي را موردنظارت قرار مي‌دهد كه سازمان جهت هدايت تلاش‌هاي بهبود فرآيند خود در نظر گرفته است.
اكثر سازمان‌ها حداقل سطح قابليت 1 را به عنوان هدف و مقصد براي نواحي فرآيندي انتخابي خود قرار مي‌دهند؛ جهت دستيابي به سطح 1 از قابليت در مجموعه اي از نواحي فرآيندي، همه‌ي اهداف خاص مربوط به آن فرآيندها مي‌بايد برآورده شوند. اما سازمان‌هايي كه بدنبال دستيابي به سطوح بالاتري از قابليت مي‌باشند، بر استقرار رسمي فرآيندهاي انتخابي در سازمان (توسط پياده‌سازي اهداف و روش‌هاي عمومي) متمركز مي باشند.
شکل 2-3. نواحي فرآيندي در شيوه‌هاي نمايشي پيوسته و مرحله‌اي
2-2-2. CMMI-SVC
مقدمه: صنعت سرویس یک گرداننده ی مهم برای رشد اقتصادی دنیای گسترده می باشد. راهنمای توسعه و بهبود بلوغ تمرینهای سرویس، جز اصلی برای کارایی مهیاکننده سرویس و ارضای مشتری می باشد. و مدل CMMI برای سرویس جهت شروع این نیاز طراحی شده است.
این مدل شامل 24 ناحیه فرآیندی می باشد که از این نواحی، 16 ناحیه فرآیندی اصلی، 1 ناحیه فرآیندی مشترک و 7 ناحیه خاص سرویس می باشد.
تمام تمرینهای مدل CMMI-SVC روی فعالیت‌های مهیا کننده سرویس تمرکز دارند.
7 ناحیه فرآیندی روی تمرینهای خاص سرویسها تمرکز دارند فرآیندهای مدیریت دردسترس بودن و توانایی، دوام سرویس، تحویل سرویس، جلوگیری و حل تداخل و تصادم، انتقال سرویس، توسعه Service System و مدیریت استراتژیک سرویس را حل می کنند.
2-2-3. درک مفاهیم کلیدی در استفاده از CMMI-SVC
چندین اصطلاح مهم اضافی، مخصوص CMMI-SVC وجود دارد
• سرویس:
مهمترین اصطلاح احتمالا خود کلمه Service می باشد بطوریکه لغتنامه به عنوان یک محصول غیر قابل لمس و انبار نشدنی تعریف می کند.
در حالیکه این تعریف محدوده مفهوم کلمه سرویس را با دقت می رساند ولی ظرافت‌ها و ابهامات را در زمینه CMMI نشان نمی دهد.
اولین مورد اینکه سرویس نوعی از یک محصول است و بسیاری از مردم بصورت روتین فکر می‌کنند محصولات و سرویس‌ها دو دسته کاملا انحصاری هستند. اما در مدلهای CMMI محصولات و سرویسها دسته‌های جدا نیستند. سرویس نوع خاصی از یک محصول در نظر گرفته می شود. همچنین هر اشاره به محصول می تواند اشاره به سرویس فرض شود.
اگر شما نیازی به اشاره به دسته ای از محصولات کردید که سرویس نیستند شما می توانید از اصطلاح ‘goods’ استفاده کنید.
نقطه ابهام دیگر بین سرویسها و فرآیندهاست زیرا هردو اصطلاح اشاره به موجودیت‌هایی دارد که ماهیت غیرقابل لمس و انبارنشدنی دارند و هردو مفهوم ذاتا با هم در ارتباط هستند.
اما در مدلهای CMMI فرآیندها همان فعالیتها هستند در حالیکه سرویس یک نتیجه مفید از اجرای آن فعالیتها می باشد.
برای مثال یک سازمانی که سرویسهای آموزشی را فراهم می کند، فرآیندهای آموزشی (فعالیتهای آموزشی) را جهت کسب دانش بیشتر، اجرا می کنند.
این وضعیت مفید از این امر( کسب دانش بیشتر) سرویسی است که مهیاکنندگان آموزش تحویل می دهند یا برای تحویل آموزش تلاش می کنند. اگر فرآیندهای آموزشی اجرا شوند اما گیرندگان در کسب دانش بیشتر با شکست روبرو شوند( شاید بدلیل اینکه آموزش، ضعیف طراحی شده است یا گیرندگان بعضی از دانشهای اولیه لازمه را ندارند) لذا سرویس-نتیجه مفید بصورت حقیقی تحویل داده نشده است.
آخرین ابهام روی معنی کلمه “سرویس” است و برای کسانی که یک پیش زمینه از تکنولوژی اطلاعات داشته باشند مخصوصا آنهایی که با مفاهیم مثل معماری سرویس گرا 12Service Oriented یا 13Software as a Service آشنا باشند. در زمینه نرم افزار، سرویسها معمولا به عنوان Method،Component یا بلاکهای ایجاد شده از یک سیستم اتوماتیک بزرگتر هستند بجای نتایج تولید شده توسط آن سیستم.
در مدلهای CMMI، سرویسها نتایج غیرقابل ذخیره سازی و غیرقابل لمس از طریق عملیات یک “Service System” که ممکن است کامپوننت‌های اتوماتیک داشته باشند یا نداشته باشند. برای تکمیل حل این ابهام درکی از مفهوم Service System ضروری می باشد.
• Service system
یک سرویس از طریق عملیاتی از یک Service system ارائه می شود که لغتنامه به عنوان یک ترکیبی از کامپوننت‌های یکپارچه و وابسته ای از منابع که نیازمندیهای سرویس را برآوره می سازند. استفاده از کلمه سیستم در سیستم سرویس میتواند به بعضی افراد پیشنهاد کند که سیستمهای سرویس دارای انواع مختلفی از تکنولوژی اطلاعات هستند و همچنین آنها باید دارای سخت افزار، نرم افزار و دیگر اجزای مرسوم IT باشند . این تفسیر خیلی محدود کننده است. ممکن است تعدادی از اجزای Service system با تکنولوژی اطلاعات ‌پیاده‌سازی شوند اما همچنین ممکن است Service system ای بدون تکنولوژی اطلاعات یا تکنولوژی اطلاعات کمی بکار رود.
در این زمینه کلمه “system” باید در حالت گسترده تر از یک تعریف دیکشنری معمولی ” یک گروه وابسته با تعامل منظم از آیتم‌هایی که بصورت یکتا شکل گرفته اند” تعریف شده باشد.
بعضی از یوزرها ممکن است با این تفسیر مشکل داشته باشند زیرا ممکن است فکر کنند، روشی که آنها سرویس را تحویل می دهند سیستماتیک نباشد و اجزای یکتا را درگیر نکند. در حالیکه این ابهام در بعضی حالات ممکن است برای سازمان‌های مهیا کننده سرویس با تمرینهای نسبتا نابالغ پیش آید. بخشی از مشکل می تواند در تعریف کلمه ” Resources” در Service system پیش آید.
از آنجا که هر سازمان مهیا کننده سرویس از مدل CMMI-SCV باید حداقل منابع فرآیند و انسانی را داشته باشد تا بتوانند مفهوم Service system را بصورت موفقیت آمیز بتوانند بکار برند.
• Service Agreement: زیربنای فهم اتصال بین یک مهیاکننده سرویس و مشتری موارد مورد انتظار در یک رابطه دو جانبه.
ضروری است که توافقات سرویس بگونه ای به ثبت برسند تا هم مهیا کننده سرویس و همچنین مشتری بتوانند دستری داشته و بفهمند و همانطور ابهامات به حداقل خود برسد.
• Project,Work Group,Work
مدل‌های CMMI اغلب به موجودیت‌های سازمانی که در زیربنای تلاشهای بهبود فرآیند قراردارند، اشاره می کنند.
این موجودیت‌ها نقاط کانونی و مهمی جهت ایجاد ارزش ،مدیریت کار، مناسب سازی فرآیندها و هدایت appraisal‌ها در سازمان می باشند.
در CMMI-svc این موجودیت‌ها گروه‌های کاری نامیده می شوند و در حالیکه در CMMI-DEV و CMMI-ACQ این موجودیتها پروژه نامیده می شوند.
لغتنامه هر دو اصطلاح و رابطه بین آنها را تعریف می کند اما در مورد نیاز به هر دو اصطلاح توضیحی نمی دهد.
لغتنامه CMMI پروژه را اینگونه تعریف می کند که ” یک مجموعه مدیریت شده از فعالیتها و منابع مرتبط شامل افراد که تعداد یک یا بیشتر از یک محصولات یا سرویسها را به مشتری یا کاربر نهایی تحویل می دهند”
این تعریف بیان می کند که پروژه دارای یک شروع و پایان تعریف شده دارد که معمولا بر طبق یک طرح عمل می کند.
چرا ممکن است در بکاربردن اصطلاحاتی همچون ‘طراحی پروژه’ یا ‘مدیریت پروژه’ در بعضی از سازمانهای مهیا کننده سرویس مشکل پیش بیاید.
یک دلیل ساده اینکه پروژه‌ها دارای یک پایان مشخص همچون شروع مشخص دارند در حالیکه بعضی از سرویسها از همین الگو پیروی می کنند بسیاری دیگر روی زمان بدون یک پایان مورد انتظار، تحویل می شوند( مثل سرویسهای معمولی شهرداری)
مهیا کنندگان سرویس در این زمینه‌ها برای توصیف کار تحویل سرویسشان به عنوان یک پروژه، تمایلی ندارند.
2-3. مدیریت پیکربندی در بین نواحی فرآیندی CMMI
منظور از مدیریت پیکربندی (CM) برقراری و نگهداری جامعیت محصولات کاری با استفاده از شناسایی ، کنترل ، ممیزی و حسابداری وضعیت پیکربندی می باشد.
ناحیه فرآیندی مدیریت پیکربندی شامل فعالیت‌های زیر می باشد:
• شناسایی پیکربندی محصولات کاری انتخاب شده که خطوط مبنا را در نقاط زمانی داده شده می سازند
• کنترل تغییرات در آیتم‌های پیکربندی
• تعریف یا فراهم آوردن ویژگی‌های سیستم مدیریت پیکربندی جهت ایجاد محصولات کاری
• حفظ جامعیت خطوط مبنا
فراهم کردن وضعیت دقیق و فعلی داده‌های پیکربندی برای توسعه دهندگان، کاربران نهایی و مشتری‌ها.
محصولات کاری که در مدیریت پیکربندی مورد بررسی قرار می گیرند شامل محصولاتی که به مشتری تحویل داده می شوند، محصولات کاری داخلی انتخاب شده (ولی هنوز نصب نشده اند)، محصولات بدست آمده، ابزارها و سایر موارد استفاده شده در ایجاد و توصیف این محصولات کاری، می باشند.
در محیطهای چابک، مدیریت پیکره بندی (CM) به دلیل نیاز به پشتیبانی از تغییرات مکرر، ساخت‌های مکرر (معمولا روزانه)، خطوط مبنای متعدد، و فضاهای کاری متعدد پشتیبانی شده توسط CM (مثلا برای افراد، تیم‌ها، و حتی برای برنامه نویسی دونفره) دارای اهمیت می باشد. اگر سازمان این موارد را انجام ندهد، تیم‌های چابک ممکن است دچار مشکل شوند.
➢ خلاصه اهداف کیفی و تمرین‌های خاص
• SG1 ایجاد خطوط مبنا
خطوط مبنا برای محصولات کاری شناسایی شده، ایجاد می شوند.
• Sp1.1 شناسایی آیتم‌های پیکربندی
شناسایی آیتم‌های پیکربندی، مولفه‌ها، و محصولات کاری مرتبط، تحت مدیریت پیکربندی قرار می گیرند.
آیتم‌های پیکربندی می توانند شامل سخت افزار، تجهیزات، و دارایی‌های ملموس و همچنین نرم افزار و مستندات باشد.
• Sp1.2 ایجاد یک سیستم مدیریت پیکربندی
برای کنترل محصولات کاری، یک سیستم مدیریت تغییر و مدیریت پیکربندی ایجاد و نگهداری کنید.
سیستم مدیریت پیکربندی شامل رسانه‌های ذخیره سازی، روال‌ها و ابزارهایی جهت دسترسی به سیستم می باشد. سیستم مدیریت پیکربندی می تواند از زیر سیستم‌های مختلفی با ‌پیاده‌سازی‌های متفاوتو مناسب با هر محیط مدیریت پیکربندی تشکیل شده باشد.
سیستم مدیریت تغییر شامل رسانه‌های ذخیره سازی، روال‌ها و ابزارهایی جهت ضبط و دسترسی به درخواست‌های تغییراتمی باشد.
• SP1.3 ایجاد یا ترخیص خطوط مبنا
خطوط مبنا را براي كاربردهاي داخلي و جهت تحويل به مشتري ايجادوياترخیص نمایید.
يك خط مبنا، با انتساب یک شناسه به يك آيتم پيكربندي و يا مجموعه‌اي از آيتم‌هاي پيكر‌بندي و موجوديت‌هاي مربوطه، در نقطه‌ي مشخصي از زمان نمايش داده مي‌شود.
• SG2 پیگیری و کنترل تغییرات
تغییرات محصولات کاری تحت مدیریت پیکربندی، کنترل و پیگیری می شوند.
• SP2.1 پیگیری درخواست‌های تغییر
پیگیریدرخواست تغییرات برای آیتمهای پیکربندی
درخواست تغییرات تنها به درخواست‌های جدید یا تغییر یافته مربوط نمی شود بلکه به شکست‌ها و نقص‌ها در محصولات کاری نیز توجه دارد.
درخواست‌های تغییرات برای تعیین تاثیرات تغییر بر محصول کاری ، بودجه و زمانبندی تحلیل می شوند.
• SP2.2 کنترل آیتم‌های پیکربندی
تغییرات کنترلی آیتم‌های پیکربندی
کنترل روی پیکربندی خط مبنای محصول کاری، حفظ می شود. این کنترل شامل پیگیری پیکربندی در هر آیتم پیکربندی، تایید یک پیکربندی جدید (در صورت لزوم) و بروز رسانی خط مبنا، می باشد.
• SG3 برقراری جامعیت
جامعیت خطوط مبنا برقرار و حفظ شود.
• SP3.1 ایجاد سوابق مدیریت پیکربندی
ایجاد و نگهداری رکوردهای توصیف کننده آیتم‌های پیکربندی
• SP3.2 اجرای ممیزی‌های پیکربندی
اجرای ممیزی پیکر بندی جهت حفظ جامعیت خطوط مبنای پیکربندی.
ممیزی‌های پیکربندی تایید می کنند که خطوط مبناهای بدست آمده و مستند سازی‌ها با استاندارد‌های تعیین شده و نیازمندی‌ها مطابقت دارند.[13]
2-4. مدل IDEAL
بهبود فرآیند باید در چارچوب‌هاي خاص و در حوزه‌هاي مشخص انجام شود، تا بتواند اهداف كيفي و كمي مورد انتظار را نتيجه دهد. بيان حوزه، اهداف و محدودیت‌ها به شکل شفاهی كافي نبوده و راهنمایی‌های واضحتری براي ‌پیاده‌سازی بهبود فرآیند در سطح سازمان موردنياز مي‌باشد. مدل IDEAL این راهنمایی‌ها را به نحو احسنت ارائه مي‌دهد.
مدل IDEAL به عنوان “يك مدل چرخه حیات برای بهبود فرآیند” تعریف می شود . این مدل توسط موسسه مهندسي نرم‌افزار (SEI) و بر اساس مدل بلوغ و توانمندی توسعه داده شده است. این مدل برای اتخاذ روش‌ها و ‌پیاده‌سازی کاربردی فرآیندهای نرم افزاری جدید راهنمایی‌های خاصي را ارائه می كند. مدل IDEAL فازها، فعالیت‌ها و منابع اصلي مورد نیاز جهت پياده‌سازي موثر بهبود فرآیند را بيان مي‌كند.
مدل IDEAL شامل پنج فاز است:
• Initiating(بنيان‌گذاري) فراهم کردن زمینه کاری پایه
• Diagnosing (تشخيص) تعيين وضعيت جاري و اهداف آینده سازمان
• Establishing(استقرار)طرح ریزی نحوه دستيابي به اهداف سازمان
• Acting (اعمال)انجام کارهای لازم برای رسیدن به اهداف تعریف شده
• Learning/Leveraging (يادگيري)یادگیری از تجربيات حاصله برای دورهای بعدی از چرخه بهبود فرآیند [9]
شکل 2-4. فازهای مدل IDEAL
شکل 3-
جدول 3-
فصل سوم
جدول 3-1.
3. کارهای مرتبط
در مقاله [3]CMیک مجموعه ای از ایده‌های جدید نیست چیزی که آن ارائه می کند یک روش موثر برای مدیران پروژه است تا از یک متدلوژی فرموله شده جهت مدیریت تغییرات و وضعیت در طول چرخه حیات، استفاده کنند. این تحقیق شروع به شناسایی و اولویت‌بندی کردن موانع در ‌پیاده‌سازی موثر تمرینهای CM، می کند. این موانع را در گروه‌های بیشتری از فاکتورهای( عوامل) قابل مدیریت دسته بندی می کند. 19 مانع دسته بندی می شوند و بر اساس بحرانی بودن اولویت‌بندی می شوند و با کمک تحلیل عوامل، 3 گروه استخراج می شود
1. موانع سازمانی و مدیریتی
2. موانع ‌پیاده‌سازی
3. موانع فرآیند و طراحی
این مطالعه به متخصصان مدیریت پروژه و هم مدیریت پیکربندی برای طراحی بهتر و جلوگیری از تاثیر موانع اصلی حتی زودتر یعنی در فاز تعریف.
در مقاله [2]مطالعات روی فرآیندهای کنترل تغییر را با تعریف و تمایز بین تغییر،variation، ترتیب تغییر و فرآیندها و کنترل مدیریت تغییر، شروع می کند. سپس دو جریان را بررسی می کند. اولا بصورت تجربی توصیف می کند که ترتیب تغییر روی پروژه‌ها تاثیر می گذارد و ثانیا جهت توسعه مدل‌های جدید برای فرآیندهای مدیریت تغییر، جستجو می کند. این مقاله برای ساخت پروژه‌هایی همچون Crossrailکه اصول CM را برای مدیریت تغییر، ‌پیاده‌سازی می کنند، کاربرد دارد.
یک انگیزه برای علاقه در کنترل تغییر، این است که تغییرات اخیر در طول ساختن ممکن است سبب خرابی جدی شود.
یک تغییر ممکن است هر اصلاحی برای شکل دادن‌، جادادن روی کل یا بخشی از محصول باشد. تغییرات ممکن است توسط زمان دسته بندی شوند( پیش بینی شده/اضطراری/proactive,reactive,prefixing/post fixing) نیاز (elective,required,discretionary/ non discretionary,preferential,regulatory) یا تاثیر (beneficial/neutral/disruptive). کاهش زیانهای variations‌ها نیازمند توجه proactive است. فاز طراحی به عنوان مهمترین زمان برای مقدمه سازی عمل در نظر گرفته می شود. مدیریت موثر از سفارشات variations نیاز به درک نه تنها ریشه علت‌ها دارد بلکه همچنین تاثیرات پروژه‌های قبلی می تواند به عنوان پایه ای برای یادگیری درس‌ها باشد و همچنین بهینه کردن درس‌های آتی باشد.
در تحقیق [14] اساسا جهت توسعه مدل بلوغ Configuration Management کاربرد دارد و بطوریکه توسعه مدل بلوغ بر اساس فاکتورهای مهم موفقیت و موانع CM می باشد.
انگیزه‌های این تحقیق شامل فقدان فهم و همچنین مشکلات برتر ‌پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریت پیکربندی می باشد. این مطالعه در سه فاز، از طریق مصاحبه و پرسشنامه با متخصصان مدیریت پیکربندی که در صنایع دفاع و هوافضا کار می کنند، هدایت می شود. مدل بلوغ CMیک ابزار ارزیابی است که نه تنها اطلاعات بنچمارک را تهیه می کند بلکه به شناسایی قوت‌ها و ضعف‌های فرآیند نیز کمک می کند. این مدل بلوغ به سازمانها برای ارزیابی سطح جاری بلوغ آنها، شناسایی اهداف منطقی جهت بهبود، کمک خواهد کرد و همچنین در تولید طرح‌های عملیاتی برای پیشرفت توانمندی‌های فرآیند CM کمک خواهد کرد.
مقاله [15] بیان دارد که تغییرات در پروژه‌ها عادی است و می تواند مفید یا زیان آور باشند. اینکه شما یک تغییر را به عنوان یک تداخل یا یک درس با ارزش ببینید، فقط به باور شما بستگی دارد. تغییرات پروژه روی هزینه و زمانبندی وطول مدت پروژه بصورت مستقیم یا غیر مستقیم تاثیر می گذارد. با وجود بحث‌ها و مقاله‌های موجود چه در عمل و چه در اکادمیک، یک فقدان اطلاعاتی در مورد روشهای سیستماتیک برای مدیریت تغییرات پروژه وجود دارد. این مقاله یک سیستم مدیریت تغییرات جامعی را ارائه می کند که بر 5 اصل استوار می باشد.
1) ترویج فرهنگ تغییرات متعادل
2) تشخیص تغییر
3) ارزیابی تغییر
4) ‌پیاده‌سازی تغییر
5) بهبود مداوم از طریق درسهای فراگیری شده
با بکاربردن این سیستم، همکاران پروژه می توانند تغییرات مضر را حداقل ساخته و تغییرات مفید را ترویج دهند.
در [16] اذعان دارد که طی سالهای گذشته، CMM و CMMI برای ارزیابی بلوغ سازمانی و توانمندی فرآیند بصورت گسترده در سرتاسر جهان استفاده می شود. اما سرعت تغییرات در تکنولوژی اطلاعات سبب افزایش ناامیدی طرح‌های پراقتدار و دیگر مستندسازی‌های تحمیلی توسط قرارداردها و شرایط پذیرش مدل بلوغ شده است. به همین دلیل متدلوژی‌های CM برای حل این چالش وفق پذیر شده است. کمک مقاله ما ارائه مپینگی بین CMMI و یک ابزار SCM بنام VSS می باشد.
آن نشان می دهد که ابزار VSS چگونه به تمام اهداف تعریف شده CM در سطح 2 CMMI میرسد. این مفید است برای سازمانهایی که فرایند PlanDriven آنها براساس مدل CMMI بوده و برای بهبود نواحی خود به سمت چابک بودن حرکت می کنند یا برای کمک به سازمانهایی برای تعریف یک چارچوب جدید مدیریت پروژه براساس CMMI و تمرین‌های پیکربندی می باشد.
. در مطالعه [17]تمرینهای مدیریت تغییرات را در پروژه‌های دیجیتالی در Airbus,Cern و Crossrail مقایسه می کند.
در این مطالعه توضیح داده می شود: اولا چرا اهمیت CM در مهندسی پیچیده در قرن ‘big data’ بیشتر شده است بجای اینکه کمتر شود. و ثانیا چگونه روشها برای مدیریت پیکربندی در زمینه‌های صنعتی از مهندسی غیر نظامی و تحقیقات هسته ای و هوافضا، شکل می گیرند. آن اهمیت و چالشهای CM را در قرن Big Data، پررنگ می کند.
این تحقیق روی ‌پیاده‌سازی موثر و متدلوژی‌های بهبود مداوم تمرین‌های مدیریت پیکربندی درون صنایع دفاع و هوافضا، تمرکز دارد.
در مقاله[18] بیان می شود که، همانطور که توسعه و استفاده از نرم افزارهای برمبنای کامپوننت بطور افزایشی فراگیر می شوند، نیاز طلب می شود برای ابزارهایی که از کنترل تکامل کامپوننت‌های مستقل، پشتیبانی می کنند هم در توسعه و هم در زمان گسترش. بصورت سنتی این ابزارها از هم جدا شده اند. ابزارهای CM در طول توسعه یک محصول نرم افزاری و ابزارهای گسترش(deployment) جهت نصب، آپدیت و پیکربندی مجدد محصول نرم افزاری در زمانیکه آن خارج از فیلد است، استفاده می شوند. در این مقاله ابتدا بحث می شود که چرا جداسازی برای نرم افزارهای برمبنای کامپوننت نادرست بوده و سپس آن ارائه می کند یک مجموعه از نیازمندی‌ها را برای یک سیستم یکپارچه که CM و functionality گسترش نرم افزار را جهت پشتیبانی از تکامل نرم افزار برمبنای کامپوننت در یک روش یکتا، ترکیب می کند.
در مقاله [19]داریم که، گزارشهای خیلی کمی در مورد اینکه چگونه شاغلان می توانند از همبستگی دو زمینه سود ببرند یا اینکه همزیستی چگونه می تواند توانمندی‌های سازمان را بهبود بخشد. فاز 1 این مقاله، شناسایی فرآیند SCM وفق پذیر در توسعه چابک نرم افزار در سازمانهای استرالیایی را نشان می دهد. فازهای بعدی را به شناسایی سازمان(های) کاندید مناسب برای مطالعه موردی، اختصاص می دهد. در کل این تحقیق از شاغلان IT مخصوصا شاغلان SCM ، توسط مهیا کردن فهم بهتر فرآیند SCM در محیطهای Aile، پشتیبانی خواهد کرد. و همچنین این مطالعه دانش را بسوی تئوری Lean Thinking مشارکت می دهد. علاوه براین، توانمندی‌های پویای SCM به همراه اهمیت هرکدام مطالعه شده است. با افزایش تعداد سازمانهای متوسط و کوچک در حال تطابق با یک ورژن سفارشی از فرآیند SCM برای نیازهای خاص توسعه نرم افزاری آنها می باشند. فرآیند SCM یکی از فرایندهای مهم پشتیبان توسعه نرم افزار است که نظمی را برای روشهای چابک مهیا می کند و به یکپارچگی، ساخت و پیکربندی مجدد توانمندیهایی جهت تغییرات سریع نیازمندی‌های نرم افزار، کمک می کند.
مقاله [20] اظهار دارد که توسعه براساس مدل دارد تبدیل به حقیقت می شود. ابزارهای مختلف CASE از این مورد پشتیبانی می کنند و به توسعه دهندگان کمک می کند تا مدلهای سطح بالا را به مدلهای سطح پایین یا کدمنبع تبدیل کند. اما ابزارهای SCM از مدل داده ای بر اساس فایل استفاده می کنند که بندرت برای دستکاری کد منبع مناسب هستند. ساختار مفیدی بنام odyssey-vcs است که شامل یک سیستم کنترل ورژن برای اجرای ریزدانه مدل UML و دو جز دیگر می باشد:
1- سیستم کنترل تغییر سفارشی که با سیستم کنترل ورژن یکپارچه شده
2- ابزار تشخیص لینک قابلیت ردیابی که از داده کاوی برای کشف دنباله تغییرات در میان اجزای مدل UML ورژن بندی شده استفاده می کند که مهیا می کند دنباله تغییرات معقولی را از ساختار SCM یکپارچه شده.
این روش از دیگر SCMها متفاوت است اولا در تعریف CI منعطف است و به مدیران پیکربندی اجازه می دهیم تا فرآیند کنترل تغییر خودشان را مدل کنند. یک روش داده کاوی نیز که قادر به پیداکردن وابستگی بین اجزای مدل ذخیره شده در یک



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید