دانشکده دندانپزشکي
مرکز تحقيقات دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي مشهد
پايان نامه جهت دريافت درجه دكتراي دندانپزشکي
عنوان:
بررسي مقايسه اي مقاومت به شکست دندان هاي ترميم شده با تکنيک هاي مختلف و کامپوزيت هاي با Base هاي متفاوت
اساتيدراهنما:
سرکار خانم دکتر حميده عامري
سرکار خانم دکتر مرجانه قوام نصيري
نگارش:
گلسا اکبريان
شماره پايان نامه: 2547 سال تحصيلي: 91-1390
فهرست مندرجات
عنوان…………………………………………………………………………………………………………………..صفحه
خلاصه فارسي………………………………………………………………………………………………………………..1
فصل اول: مروري بر متون و مقالات
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………3
کليات…………………………………………………………………………………………………………………………..5
معرفي کامپوزيت رزين…………………………………………………………………………………………………….5
اجزاي تشکيل دهنده کامپوزيت ها……………………………………………………………………………………..6
طبقه بندي کامپوزيت ها………………………………………………………………………………………………….11
خواص کامپوزيت ها……………………………………………………………………………………………………..13
انقباض پليمريزاسيون………………………………………………………………………………………………………13
خواص مکانيکي……………………………………………………………………………………………………………15
ويژگي هاي حرارتي………………………………………………………………………………………………………16
جذب آب……………………………………………………………………………………………………………………16
سايش………………………………………………………………………………………………………………………….16
معرفي کامپوزيت هاي سايلوران……………………………………………………………………………………….17
مقاومت شکست……………………………………………………………………………………………………………18
اندازه گيري مقاومت شکست…………………………………………………………………………………………..20
نيرو ها و استرس جويدن…………………………………………………………………………………………………21
مروري بر مقالات………………………………………………………………………………………………………….23
کامپوزيت و استحکام شکست دندان…………………………………………………………………………………23
سايلوران ها…………………………………………………………………………………………………………………..31
بيان مسئله و ضرورت انجام تحقيق…………………………………………………………………………………….42
اهداف و فرضيات………………………………………………………………………………………………………….43
فصل دوم:روش کار و مواد
مواد…………………………………………………………………………………………………………………………….45
روش مطالعه…………………………………………………………………………………………………………………47
جمع آوري و مانت نمونه ها…………………………………………………………………………………………….47
تهيه حفرات………………………………………………………………………………………………………………….48
مراحل ترميم نمونه ها……………………………………………………………………………………………………..49
تست مقاومت شکست……………………………………………………………………………………………………53
فصل سوم:يافته ها
يافته ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………….56
فصل چهارم:بحث
بحث…………………………………………………………………………………………………………………………..60
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادات
نتيجه گيري………………………………………………………………………………………………………………….67
پيشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………67
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………68
خلاصه انگليسي
فهرست جداول
جدول……………………………………………………عنوان………………………………………………….صفحه
جدول1-3……………اطلاعات توصيفي مربوط به هر يک از گروه هاي مورد مطالعه…………………..56
جدول2-3…آناليز واريانس يک عاملي جهت مقايسه ميانگين شکست در گروه هاي مورد مطالعه…57
جدول3-3………… نتايج آزمون توکي جهت مقايسه دو به دوي گروه هاي مورد مطالعه……………..58
جدول4-3…………………………………..توزيع نحوه ي شکست ها…………………………………………….59
فهرست تصاوير
تصوير……………………………………………….عنوان تصوير…………………………………………….صفحه
تصوير 1-2……………………………………مواد مصرفي مورد مطالعه……………………………………………47
تصوير 2-2……………………….حفره ي کلاس دو تهيه شده بر سطح نمونه………………………………..48
تصوير3-2………………………………………..ابعاد حفره ي مورد نظر…………………………………………..49
تصوير 4-2……………………………ماتريکس و ماتريکس هولدر دور نمونه………………………………..52
تصوير 5-2……………………………………استفاده از دنتين باندينگ……………………………………………52
تصوير 6-2…………………………………قرار دادن کامپوزيت در حفره………………………………………..53
تصوير 7-2……………………………..دستگاهInstronZwick Z250……………………………………….54
تصوير8-2………………….نمونه ي مانت شده در دستگاه آزمون مقاومت شکست……………………….55
خلاصه
مقدمه
حذف مقادير زيادي از بافت دنداني سبب تضعيف دندان ترميم شده مي شود. نوع روش ترميم و کامپوزيت مي تواند از فاکتور هاي اثر گذار بر مقاومت شکست دندان تحت نيروهاي اکلوزالي باشد.
هدف
هدف اين مطالعه بررسي تاثير کاربرد کامپازيت هاي جديد کم انقباض بر استحکام شکست پرمولرهاي داراي حفرات MOD بود.
روش کار و مواد
تعداد 60 عدد دندان پرمولر ماگزيلاري سالم انساني که به مقاصد ارتودنسي کشيده شده بودند انتخاب شده و حفرات کلاس دو استاندارد MOD در 50 دندان تراشيده شد. نمونه ها به 4 گروه 10 تايي براساس روش ترميم و نوع کامپوزيت بکار رفته، تقسيم شدند: گروه اول : کامپوزيت خلفي (FiltekTM P60)؛ گروه دوم : 5/0 ميلي متر لايه ي حدواسط گلاس آينومر (Fuji LC) + کامپوزيت خلفي (FiltekTM P60)؛ گروه سوم : 5/0 ميلي متر لايه ي حدواسط کامپوزيت Flowable (FiltekTM Supreme XT) + کامپوزيت خلفي (FiltekTM P60) وگروه چهارم : کامپوزيت خلفي Low shrink (FiltekTM P90). 10 عدد دندان تراش خورده و بدون ترميم به عنوان گروه کنترل منفي (گروه پنجم) و10 عدد دندان تراش نخورده به عنوان گروه کنترل مثبت (گروه ششم) باقي ماند. نمونه ها تحت هزار سيکل حرارتي قرار گرفته و سپس تست مقاومت شکست با دستگاه اينسترون (با سرعت mm/min 1) انجام گرفت. همچنين در پايان،الگوي شکستگي نمونه ها براساس درگيري ساختمان دندان و ترميم ثبت شد. داده ها با آزمون آناليز واريانس يک عاملي و توکي و فيشر بررسي شدند.
يافته ها
گروهي که در آن دندان ها بدون تراش بودند و گروهي که در آن دندانهاي تراش خورده بدون ترميم بودند، به ترتيب بيشترين و کمترين مقاومت شکست را داشتند(P-Value < 0.05). همچنين گروههاي دوم و سوم که با هم اختلاف معناداري نداشتند بيشترين مقاومت شکست را پس از نمونه هاي تراش نخورده نشان دادند (P-Value < 0.05). نوع شکست به چهار گروهي که با انواع روش هاي ترميمي پر شده بودند مرتبط نبود (P-Value > 0.05).
نتيجه گيري
اين مطالعه نشان داد که تکنيک هاي مختلف ترميمي بر مقاومت شکست دندان هاي پرمولر داراي حفرات وسيع MOD موثر بود. همچنين سيستم ترميمي سايلوران در مقايسه با انواع متاکريلات نتوانست در تقويت مقاومت شکست دندان ها موثر واقع شود.
واژگان كليدي: كامپوزيت رزين، سايلوران، استحكام شكست
فصل اول
مروري بر متون و مقالات
مقدمه
امروزه ترميم هاي کامپوزيت رزين به شکل گسترده اي در دندان پزشکي مورد استفاده قرار مي گيرند. تاکنون اصلاحات متعددي بر روي ترکيب کامپوزيت ها و در جهت بهبود عملکرد کلينيکي آن ها صورت گرفته است. با اين وجود، کامپوزيت رزين ها همچنان به دليل کاستي هايي، دور از حالت ايده آل هستند.
يکي از مهمترين مشکلات چالش برانگيز کامپوزيت رزين ها، انقباض چشمگير آن ها به هنگام پليمريزاسيون مي باشد. استرس بوجود آمده از انقباض پليمريزاسيون،مي تواند مهمترين عامل در شکست ادهزيو، تطابق ناکافي مارجينال و در نهايت ايجاد پوسيدگي هاي ثانويه باشد.
بر اساس مطالعات گسترده ي صورت گرفته بر انقباض پليمريزاسيون و استرس هاي ناشي از کامپوزيت هاي دنداني، راهکارهاي متعددي جهت کاهش اين انقباض و اثرات ناشي از آن پيشنهاد شده است. برخي از اين روش ها عبارتند از: تکنيک جايگذاري لايه اي (Incremental)، پليمريزاسيون با شروع از شدت کم، استفاده از لايه هاي حد واسط با ضريب الاستيک پايين بعنوان stress breaker و استفاده از کامپوزيت هاي با بيس رزيني اصلاح شده.(1)
يکي از جديدترين اين روش ها، بهره گيري از پليمريزاسيون حلقه هاي باز مولکول هاي سايلوران به جاي پليمريزاسيون راديکال هاي آزاد مونومرهاي داي متاکريلات است.(2)
سايلوران، يک ماده ي ترميمي با حداقل انقباض و همرنگ دندان بوده که اخيرا وارد بازار دندان پزشکي شده است. نام سايلوران بيانگر ترکيبي از دو نام Siloxan و Oxirane مي باشد. Siloxan مسئول طبيعت فوق العاده آب دوست سايلوران ها است و گروه هاي حلقوي چربي دار (Cycloalipatic) فانکشنال Oxirane نيز مسئول انقباض کمتر در مقايسه با کامپوزيت هاي با بيس متاکريلات است. Oxiraneها که اترهاي حلقوي هستند، با مکانسيم باز شدن حلقه هاي کاتيونيک پليمريزه مي شوند در حالي که پليمريزاسيون متاکريلات ها بوسيله ي مکانيسم راديکال هاي آزاد است.(1)
کليات
معرفي کامپوزيت رزين:
کامپوزيت عبارت است از مخلوط فيزيکي مواد مختلف با هدف حصول ميانگيني از خواص مطلوب اين مواد. اصطلاح کامپوزيت دنداني به شکل مرسوم بيانگر مخلوطي از شيشه ي سيليکات با مونومر آکريلي است که پليمريزاسيون آنها هنگام اختلاط آغاز ميشود. ذرات سيليکات موجب تقويت مکانيکي (پرکننده هاي تقويت کننده) مخلوط ميشود و امکان عبور و پخش نور را فراهم مي آورد که شفافيتي شبيه به مينا به مخلوط مي دهد.(3)
در طي ساليان اخير، تغييرات زيادي در ويژگي هاي کلينيکي کامپوزيت ها به وجود آمده است. اين تغييرات شامل افزايش محتواي فيلر، تغيير انواع فيلر و فرمولاسيون رزين و توليد کامپوزيت هيبريد جديد،Ion-released, packable ormocer, (سراميک هاي مديفيه ارگانيک) مي باشد.(4)
هر چند که مزاياي قابل توجهي همچون زيبايي، هدايت کم حرارتي، کاربرد کلينيکي آسان و مقاومت به سايش در مورد اين مواد ذکر شده است، اما انقباض پليمريزاسيون اين مواد با بيس رزيني همچنان بزرگترين عيب آن ها محسوب مي شود. استرس انقباضي مرتبط با شرينکيج، مي تواند منجر به دبانده شدن کامپوزيت از سطح دندان شده و باعث حساسيت بعد از کار، ترک هاي مينايي، عود پوسيدگي، رنگ پذيري حاشيه ي ترميم (مارجينال) و در نهايت شکست ترميم شود.(5 و6)
اجزاي تشکيل دهنده کامپوزيت ها:
رزين کامپوزيت ترکيبي از چهار جزء اصلي است: ماتريکس پلي مر آلي (فاز پيوسته)، ذرات فيلر معدني (فاز پراکنده)، ماده ي کوپلينگ (عوامل اتصال دهنده يا لايه ي حد فاصل) و عوامل ديگري نظير سيستم آغاز کننده – تسريع کننده، مهار کننده ها، تثبيت کننده هاي رنگ و رنگدانه ها.(7)
ماتريکس پلي مر آلي:
در اغلب کامپوزيت هاي تجاري يک اليگومر دي آکريلات آروماتيک يا آروتان است. اليگومرها مايعات ويسکوزي هستند که براي استفاده ي بهتر باليني با افزودن يک مونومر رقيق کننده ويسکوزيته شان را پايين مي آورند.(8)
فيلر (filler):
ذرات معدني پراکنده ممکن است چندين ماده ي مختلف باشند از جمله شيشه يا کوارتز (ذرات fine) يا سيليکاي کلوئيدال (ذرات microfine) يا نانوکلاسترهاي زيرکونيا- سيليکا و نانو پارتيکل هاي سيليکا.(8) اضافه کردن فيلرها به ماتريکس رزيني به طور قابل توجهي سبب بهبود خواص مواد مي شوند ولي سياليت آن کاهش مي يابد.(9) نوع، اندازه ذرات، ميزان توزيع ضريب انکسار و سختي فيلر عواملي هستند که بر روي خواص کامپوزيت اثر مي گذارند. کامپوزيت ها معمولا راديولوسنت اند لذا در راديوگرافي نمي توان حفرات ترميم شده با اين پليمرها را از پوسيدگي ثانويه يا عاج دکلسيفيه تشخيص داد. بنابراين امروزه ترکيبات راديواپک در فيلرها بکار مي رود که منجر به ايجاد انواع نرم تر فيلر مي گردد و اين خود باعث مي شود زبري سطحي کاهش پيدا کند و از سايش دندان هاي مقابل نيز جلوگيري کند.(10)
ميزان ذرات فيلر و اثر آن بر خواص کامپوزيت ها :
کامپوزيت ها يي که ميزان فيلر در آن ها 75% وزني يا بالاتر باشد تحت عنوان کامپوزيت هاي با درصد فيلر بالا (heavy filled) ناميده مي شوند. بر عکس کامپوزيت هايي که ميزان فيلر آن ها 66% وزني يا کمتر باشد تحت عنوان کامپوزيت هاي با درصد فيلر پايين (lightly filled) ناميده مي شوند.(11) معمولا ذرات فيلر 70-30% حجمييا 80-50% وزني کامپوزيت را تشکيل ميدهند.(12)همواره درصد حجمي ذرات فيلر در کامپوزيت از درصد وزني آن ها کمتر است زيرا چگالي فيلر بالاتر از ماتريکس رزيني است.(13)
از آنجايي که فيلرهاي سيليکا تقريبا صد برابر متراکم تر از مونومرهاي آکريليک هستند، بنابراين 75% وزني فيلر تقريبا برابر با 50% حجمي است. خواص کامپوزيت ها متناسب با درصد حجمي ذرات فيلر است ولي اندازه گيري و فرموله کردن کامپوزيت ها بر مبناي درصد وزني به مراتب ساده تر است. بنابراين در دندانپزشکي بيشتر از درصد وزني استفاده ميکنند.(14) به منظور اضافه کردن حداکثر ميزان فيلر به ماتريکس رزيني، تنوع اندازه ي ذرات فيلر ضرورت است. واضح است که اگر ذرات فيلر از نظر اندازه متنوع باشند، ذرات کوچکتر قادر به پر کردن فضاهاي بين ذرات بزرگ تر خواهند بود و بدين ترتيب بالاترين ميزان فيلر به دست مي آيد، ولي در نهايت حداکثر ميزان فيلري که مي توان به ماتريکس رزيني افزود تحت تاثير سطح ذرات فيلر است. مثلا در مورد ذرات سيليکاي کلوئيدال که وسعت سطحي زيادي (حدود m2/gr 300-50 ) دارند، نمي توان درصد فيلر را خيلي بالاتر برد، چرا که استفاده از ذرات کوچک سبب بالا رفتن ويسکوزيتي و کاهش سياليت در کامپوزيت مي شود و همين مسئله کارايي عملي کامپوزيت را دچار اشکال مي کند.(10)اصطکاک بين سطح ذرات فيلر و مونومر عامل اصلي در کنترل سياليت است، به اين معني که با افزايش سطح ذرات فيلر ميزان سياليت کاهش مييابد. اگر حجمي از ذرات درشت را با همان حجم از فيلرهاي ريز مقايسه کنيم وسعت سطحي در مورد فيلرهاي ريز به مراتب بيشتر است. به اين معنا که اگر قطر ذرات فيلر يک دهم شود وسعت سطحي 10 برابر ميگردد.(12) تقريبا تمام خواص فيزيکي، شيميايي و مکانيکي کامپوزيت ها با افزايش ميزان فيلر بهبود مييابد.(15)
اندازه ي ذرات فيلر و اثر آن بر خواص کامپوزيت ها:
همانگونه که پيش تر بيان شد، اندازه ي ذرات فيلر بر ميزان سياليت کامپوزيت موثر است. به اين ترتيب که هرچه اندازه ي فيلر کوچک تر باشد، سياليت کامپوزيت کاهش مييابد. اندازه ي ذرات فيلر داراي اثر قابل ملاحظه اي در ميزان زبري سطح پرکردگي در مرحله اوليه بعد از finishing و پراخت کامپوزيت مي باشد. کامپوزيت هايي که اندازه ي ذرات فيلر در آن ها submicron است، قابليت پرداخت بالايي را از خود نشان مي دهند و superpolishable ناميده مي شوند. اگر اندازه ي ذرات فيلر کامپوزيت 8-1 ميکرون باشد، کامپوزيت superpolishable و اگر اندازه ذرات فيلر بالاتر از 10 ميکرون باشد، کامپوزيت nonpolishable تلقي مي شود.(10) از آنجا که ذرات فيلر نسبت به ماتريکس رزيني سخت تر هستند بنابراين بعد از Finishing ممکن است بعضي از ذرات فيلر از سطح کامپوزيت برجسته بمانند و بعضي از آن ها ممکن است از سطح کامپوزيت کنده شده و حفراتي بر جاي بگذارند. اين مناطق زبر مي توانند سبب پراکنده شدن نور و تجمع رنگدانه ها و دبري هاي آلي شوند. بنابر اين هر چه اندازه ي ذرات فيلر ريزتر باشد، زبري سطحي کامپوزيت کمتر خواهد بود.(12) همچنين ثابت شده است که هر چه اندازه ي ذرات فيلر موجود در کامپوزيت کوچکتر باشد، کامپوزيت کمتر دچار سايش مي شود زيرا هر چه اندازه ي ذرات فيلر ريزتر باشد فاصله ي بين ذرات فيلر کاهش يافته و بنابر اين فيلرها بهتر مي توانند سبب محافظت ماتريکس رزيني شوند.(16)
عوامل اتصال دهنده (Coupling Agent) :
برقراري پيوند بين ذرات فيلر و ماتريکس رزيني به منظور تامين خواص رزيني مطلوب در کامپوزيت ها و حفظ اين خواص ضروري است. وجود اين پيوند موجب مي شود استرس ها از ماتريکس رزيني نرم و شکل پذير (Plastic)، به ذرات فيلر که سخت تر هستند انتقال يابد. اتصال بين دو فاز رزيني و فيلري در کامپوزيت ها توسط عامل اتصال دهنده امکان پذير مي شود. استفاده ي مناسب از عامل اتصال دهنده سبب بالا بردن خواص فيزيکي و مکانيکي گشته و نيز با ممانعت از نفوذ آب در حد فاصل فيلر و ماتريکس باعث ثبات هيدروليتيک کامپوزيت مي گردد.(10 و 17)
هر چند تيتانات و زيرکونيات مي توانند به عنوان عوامل اتصال دهنده به کار بروند اما متداول ترين ماده اي که براي اين منظور استفاده مي شود يک سايلن (Silane) آلي است که قبل از مخلوط شدن اليگومر با مواد دنداني به جزء معدني اضافه مي شود. مولکول هاي سايلن داراي دو سر فعال هستند که يک سر آن قادر به اتصال با گروه هاي هيدروکسيل موجود در سطح ذرات سيليکا مي باشد و سر ديگر آن قادر است که از طريق اتصالات دوگانه مونومرهاي ماتريکس رزيني با آن ها پليمريزه گردد.بنابراين در نهايت يک باند شيميايي بسيار محکم بين رزين و فيلرها ايجاد ميشود. از آنجا که عوامل اتصال دهنده با ذرات سيليکا به بهترين نحو وارد واکنش مي شوند، بنابراين در اکثر کامپوزيت هاي دنداني از فيلرهاي حاوي سيليکا استفاده مي کنند.(10و12)
عوامل ديگر شامل:
الف) سيستم آغاز کننده – فعال کننده :
کامپوزيت ها بر اساس فرمول سيستم آغاز کننده – فعال کننده ي موجود در آن ها به انواع خود به خود سخت شونده، سخت شونده با نور ماوراء بنفش، سخت شونده با نور مرئي و سخت شونده با روش دوگانه (Dual curing) تقسيم مي شوند. در سيستم شيميايي، آغازگر (Initiator) بنزوئيل پروکسايد و عامل تسريع کننده (Acceleratore) يک ترکيب آمين سه تايي.(10)در اين سيستم، مواد به صورت دو خمير عرضه مي شوند که آغازگر در يکي و تسريع کننده در ديگري قرار دارد. زماني که دو خمير با هم مخلوط مي شوند واکنش بين آمين و بنزوئيل پراکسايد سبب توليد راديکال هاي آزاد مي گردد و بدين ترتيب واکنش پليمريزاسيون آغاز مي شود.(15) در سيستم نوري، کامپوزيت بصورت يک خمير عرضه مي شود که داراييک مولکول آغازگر نوري (Photoinitaitor) و يک تسريع کننده آميني است. آغازگر نوري که معمولا مورد استفاده قرار مي گيرد کامفورکينون است. اين ماده قادر به جذب امواج نوري با طول موج 500-400 نانومتر است که در محدوده ي رنگ آبي طيف نور مرئي قرار دارد. در انواع دوال کيور، شروع پليمريزاسيون توسط نور و ادامه ي آن بصورت Autopolymerization مي باشد.(10)
ب) مهارکننده (Inhibitors) :
اين مواد به منظور ممانعت از پليمريزاسيون زودرس کامپوزيت ها و براي تامين shelf life کافي کامپوزيت ها ي دنداني بکار مي روند. از جمله ي اين مواد مي توان به 4- متوکسي فنل و6،4،2 تري بوتيل فنل اشاره کرد. هيدروکينون از بازدارنده هايي است که بيشترين استفاده را دارد.(18)
ج) رنگدانه ها (Pigments) :
ذرات آلي يا غير آلي به اندازه ي يک دهم تا يک ميکرون اند که بطور يکنواخت در ماده ي زمينه اي پخش مي شوند تا رنگ دلخواه، شفافيت و يا کدورت را در محصول ايجاد کند.(11)
د) تثبيت کننده هاي رنگ (UV Stabilizer):
کامپوزيت هاي خود به خود سخت شونده به دليل دارا بودن مقادير زياد آمين هاي آروماتيک بسيار مستعد تغيير رنگ هستند. اين کامپوزيت ها ممکن است داراي اجزايي باشند که از طريق جذب اشعه ي ماوراء بنفش سبب تثبيت رنگ اين مواد مي شوند.(11)
طبقه بندي کامپوزيت ها:
معيارهاي مختلفي براي طبقه بندي کامپوزيت ها در نظر گرفته شده است:
• بر اساس ترکيب ماتريکس : (Bis BMAيا UDMA)
• بر اساس روش پليمريزاسيون :خود به خود سخت شونده – با اشعه ماوراء بنفش سخت شونده – با نور مرئي سخت شونده – سخت شونده دو گانه – سخت شونده مرحله به مرحله يا Stage Cure
• بر اساس اندازه ي ذرات فيلر: بر اساس اندازه ي ذرات فيلر: مگا فيل (اندازه ذرات 2-5/0 ميلي متر)، ماکروفيل (100-10 ميکرون)، ميدي فيل (10-1 ميکرون)، ميني فيل (1-1/0 ميکرون)، ميکروفيل (1/0-01/0ميکرون) و نانوفيل (01/0 – 005/0 ميکرون). تلاش هايي براي بهبود صافي و قابليت پرداخت سطح رزين هاي کامپوزيت منجر به ساخت کامپوزيت هاي ميکروفيل شده است. اساس آنها استفاده از ذرات بي نهايت ريز سيليکا است که اندازه شان 02/0 تا 04/0 بوده و از اين رو رزين Microfine و Microfilled يا قابل پرداخت نام دارد. ويژگي هاي خوشايند رزين هاي ميکروفيل سطح بي نهايت صافي است که هنگام پرداخت ايجاد مي کنند که فقدان آن مشکل اصلي کامپوزيت هاي معمولي است.
• بر اساس ميزان پرکننده (درصد حجمي يا وزني) : طبقه بندي کامپوزيت ها بر اساس فيلر نشان دهنده ي خواص کامپوزيت است چرا که تقريبا تمام خواص کامپوزيت ها به فيلر ها مربوط است و با استفاده از حد بالاتري از فيلر مي توان تمام خواص را بهبود بخشيد. تنها مشکل اين است که هر چه ميزان فيلر بيشتر باشد از فلوي ماده نيز کاسته مي شود.(19 و 20)
• بر اساس کاربرد کامپوزيت ها :
• All-purpose : در بيماران با ريسک پوسيدگي کم و درتمامي انواع حفرات
• کامپوزيت قابل متراکم شدن (Packable) : در حفرات کلاس يک، دو و شش توصيه شده است. اين کامپوزيت ها داراي محتواي فيلر بالا و توزيع فيلر خاص مي باشند. شکل فيلر اين کامپوزيت ها متخلخل و بزرگتر مي باشد که نتيجه ي اين حالت قوام محکم تر آن در مقايسه با کامپوزيت هاي هيبريد است. همچنين ماتريکس رزيني آنها جهت افزايش محتواي فيلر دچار تغييرات شيميايي شده است. مزيت عمده ي اين نوع مواد، سهولت بيشتر در ايجاد نقاط تماس اينترپروگزيمال در ترميم هاي کلاس دو است. از اين نوع کامپوزيت ها ميتوان بعنوان يک درمان جانبي به جاي ترميم هاي آمالگام بهره برد.
• کامپوزيت هاي قابل سيلان (Flowable) : در ترميم حفرات کوچک، حفرات کلاس پنج، مسدود کردن شيارها و فرورفتگي ها و نواحي تحت استرس کم، بعنوان بيس حذف کننده ي استرس زير کامپوزيت هيبريد ياکامپوزيت قابل متراکم شدن به دليل ضريب الاستيسيتي پايين آن و در دندانپزشکي کودکان توصيه شده است. اين رزين ها در مقايسه با مواد معمول ترميم هاي کامپوزيت مستقيم، حجم فيلر کمتري دارند و به همين دليل ويسکوزيته ي آنها کمتر است، هر چند که انقباض و سايش اين مواد بيش از حد معمول است.(18و21و 22)
خواص کامپوزيت ها:
انقباض پليمريزاسيون :
واکنش پليمريزاسيون، انقباض خالصي در نتيجه ي کراس لينک ايجاد مي کند. هر چه حجم فيلر يک رزين کامپوزيت بيشتر باشد انقباض کمتر خواهد بود. در نتيجه کامپوزيت هاي ميکروفيل که کمترين درصد حجمي ذرات فيلر (50-32%) را دارند درصد انقباض خطي شان از بقيه بالاتر است (3-2%) و کامپوزيت هاي هيبريد انقباض خطي کمتري نشان مي دهند (4/1-6/0%).(23)
انقباض کامپوزيت ها در دو مرحله ي pre-gel و post-gel رخ مي دهد. در مرحله يpre-gel کامپوزيت هنوز قادر به فلو هست و مقداري از استرس ناشي از انقباض را توسط دفرميشن پلاستيک و جريان يافتن جبران مي کند. اگرچه پس از نوردهي پلي مريزاسيون خيلي سريع پيشرفت مي کند اما زمان اندکي براي آزاد شدن استرس ها باقي مي گذارد. اما در مرحله ي ژل و پس از آن، سختي ماده که با ضريب الاستيک آن مشخص مي شود رو به افزايش مي گذارد. پس از ژل شدن، کامپوزيت ديگر قادر نيست با فلوي خود استرس هاي انقباضي را جبران کند. اين استرس ها در تنگناي باند ماده ي ادهزيو به ساختار دندان قرار مي گيرند، بنابراين در نتيجه يپليمريزاسيونpost-gel، استرس هاي کلينيکي قابل توجهي به باند دندان – کامپوزيت و ساختمان دنداني اطراف وارد مي شود..(24)
استرس هاي باقيمانده مي تواند عواقب زير را در پي داشته باشد: دفرميشن کاسپ ها و سندرم دندان ترک خورده، شکستن مارجين هاي مينايي حفره ي ترميمي، ليکيج و تغيير رنگ لبه اي و پوسيدگي ثانويه و التهاب پالپي، آسيب به ساختار رزين کامپوزيت خصوصا در مرز بين فيلر و ماتريکس.(5و6و23و25)
استرس هاي ناشي از انقباض پليمريزاسيون را به چند طريق مي توان کاهش داد:
1) مواد باندينگ عاجي : اين مواد يک لايه ي هيبريد بين ترميم و دندان براي غلبه بر نيروهاي انقباضي تشکيل مي دهند.
2) استفاده از يک رزين بينابيني و با ويسکوزيته ي کم و با مديولوس پايين همانند ادهزيو هاي عاجي فيلد شده، کامپوزيت فلو يا RMGI بين ماده باندينگ و ماده ي ترميمي تا به عنوان “بافر الاستيک” يا “فشار شکن” عمل کرده و استرس هاي انقباضي را کاهش داده و کيفيت لبه هاي ترميم را بالا ببرد.(26)
3) پليمريزاسيونsoft start به جاي کيور کردن با نور با شدت بالا (27)
4) قرار دادن کامپوزيت به صورت لايه اي(24و27و28و29)
5) استفاده از فايبر (30)
خواص مکانيکي :
کامپوزيت رزين هاضريب الاستيک پايين و ميزان دفرميشن الاستيک نسبتا بالايي دارند. شکست هاي رزين کامپوزيت ناشي از الاستيک دفرميشن شامل شکستن توده اي ماده ي ترميمي، ايجاد ترک هاي ريز و مقاومت نسبتا پايين به فشارهاي اکلوزالي مي باشد.(31)
سختيknoop کامپوزيت رزين ها (kg/mm280-22) کمتر از مينا (kg/mm2343) يا آمالگام دنداني (kg/mm2110) مي باشد. سختي کامپوزيت هاي با ذرات fine به خاطر سختي و نسبت حجمي بيشتر ذرات فيلر بيشتر از انواع Microfine مي باشد. اين مقادير نشان دهنده ي مقاومت متوسط اغلب کامپوزيت هاي با فيلر بالا در برابر استرس هاي فانکشنال است. اما تفاوت چنداني در مقاومت به سايش هاي فانکشنال در کامپوزيت هاي مختلف وجود ندارد.
مقاومت خمشي و مقاومت فشاري اغلب کامپوزيت ها مشابه است. ضريب خمشي و فشاري انواع فلو حدود 50% کمتر از انواع هيبريد و Packable مي باشد که نشان دهنده ي نسبت کمتر فيلر در انواع فلو و ميکروفيل مي باشد. استحکام باند کامپوزيت به ميناي اچ شده و عاج پرايم شده بطور معمول بين 20 تا 30 مگاپاسکال است.(8)
ويژگي هاي حرارتي :
ضريب انبساط حرارتي کامپوزيت با ميزان رزين مونومر رابطه ي مستقيم دارد و سه برابر ميناي دنداني است. در نتيجه کامپوزيت تمايل دارد بيشتر از دندان منبسط شود و وقتي در معرض تغييرات حرارتي قرار مي گيرد بيش از مينا و عاج تغيير ابعاد مي دهد. اين اتفاق مي تواند سبب تشکيل gap مارجينال شده و اثر انقباض پليمريزاسيون بر تغيير شکل کاسپ ها را بالا ببرد، همچنين ممکن است سبب شکستن کامپوزيت و مينا شود. هر چه ميزان فيلر کامپوزيت بيشتر باشد اختلاف ضريب انبساط حرارتي با دندان کمتر خواهد بود. هدايت حرارتي کامپوزيت مشابه دندان است و چون ذرات فيلر در اثر تماس با هم حرارت را منتقل مي کند در کامپوزيت هاي با فيلر بيشتر ديده مي شود.(9)
جذب آب :
جذب آب به قسمت رزيني مربوط مي شود و باعث متورم شدن بخش پليمري کامپوزيت شده و انتشار و پخش هرگونه مونومر آزاد را افزايش مي دهد. آب بهمراه ساير مولکول هاي کوچک بصورت بالقوه موجب نرمي کامپوزيت مي گردد و ماتريکس آن را به مونومر و ساير مشتقات تجزيه مي کند.(9)
سايش :
به طور کلي قوي بودن باند بين فيلر و مونومر در کاهش سايش موثر است. هر چه ذرات فيلر کوچکتر باشد، مقدار رزين موجود بين ذرات کمتر بوده و سايش رزين کمتر مي گردد. وجود حباب هوا درجه ي پليمريزاسيون و سايز ترميم نيز روي ميزان سايش موثر است. همچنين کامپوزيت هاي نوري نسبت به سلف سايش کمتري دارند.(9)
معرفي كامپوزيتهاي سايلوران:
مولکول سايلوران شامل يک هسته Siloxane بهمراه 4 حلقه Oxirane بوده که اين حلقه ها به هنگام واکنش کاتيونيک باز مي شوند تا به ساير مولکول ها اتصال يابند. باز شدن حلقه هاي Oxirane منجر به انبساط حجمي شده که بخشي از انقباض ناشي از اتصال مولکولي را جبران مي کند. گفته شده که کامپوزيت هاي تجاري با بيس سايلوران داراي انقباض حجمي کمتر از 1% بوده که اين مقدار براي کامپوزيت هاي با بيس Bis GMA 5/3-2% مي باشد.(32)
انقباض حجمي و استرس ناشي از انقباض کامپوزيت هاي سايلوران به طور نسبي کمتر مي باشد، هرچند که در مقايسه با انواع متاکريلات داراي خواص مکانيکي مشابه وچسبندگي باکتريايي کمتر اند. اين ويژگي ها سبب کاهش خمش کاسپي و ريزنشت دندان هاي ترميم شده با کامپوزيت هاي سايلوران شده است.
برخي مطالعات گزارش داده اند که کامپوزيت هاي سايلوران داراي استحکام خمشي (flexural strength)، مقاومت شکست (fracture toughness) و ثبات رنگ بيشتر بوده و فاقد تاثيرات سيتوتوکسيک و قابليت حل شدن در آب مي باشد، اما از طرفي استحکام فشاري (compressive strength)، ريزسختي (micro-hardness) و ترانسلوسنسي آنها کمتر است.(33)
مقاومت شکست ((Fracture resistance
شکستن ترميم هاي دنداني هنگامي رخ مي دهد که ظرفيت ترميم براي تحمل نيرو به علت فرسايش ماده در محيط دهان کاهش مييابد. اين روند ناشي از وجود حباب هاي قبلي در ترميم اينترفيس هاي نامطلوب و استرس هاي باقيمانده در ترميم مي باشد. بدنبال اعمال پيوسته ي نيروهاي مکانيکي يا فشارهاي محيط، فرسايش پيشرونده ي ماده منجر به آغاز ترک و گسترش آن و در نهايت شکستن ماده ي ترميمي مي گردد. بنابراين مقاومت شکست ماده از ويژگي هاي مهمي است که بايد براي عملکرد مطمئن يک ماده ترميمي مد نظر قرار گيرد.(34)
شکست بستگي به ويژگي هاي متعددي در ماده دارد از جمله مقاومت شکست آن، الاستيسته و تجزيه ي مارجينال ماده تحت استرس که اغلب به صورت پارامترهايي چون مقاومت به خمش ضريب خمشي و Toughness شکست بيان مي شود.(35)
نقص ها و ترک ها ممکن است از ابتدا در ماده وجود داشته باشند يا پس از اينکه ماده شروع به فانکشن در محيط دهان کرد درون آن بوجود آيند. در هر صورت هر گونه نقصي منجر به ضعف ماده گشته و در نتيجه ماده در نقطه اي زير استرس تسليم، دچار شکست ناگهاني خواهد شد. اين شکست هاي ناگوار و ناگهاني در مواد شکننده اتفاق مي افتد که قادر به تغيير شکل پلاستيک براي توزيع استرس نيستند.(8)هر چه مقاومت شکست ماده اي بالاتر باشد يعني احتمال خرد شدن يا شکستن آن کمتر است. مقاومت شکست به دماي محيط، آهنگ اعمال نيرو، ترکيب ماده و ساختمان ميکروسکوپي آن به همراه اثرات ژئومتريک ماده بستگي دارد.(36)
در مکانيک، شکست چنين تعريف شده است که پارامتر مقاومت شکست هم بستگي به ميزان استرس جمع شده اطراف ترک ها و هم بستگي به ويژگي هاي ذاتي ماده در جلوگيري از گسترش ترک دارد.(37) بطور کلي هر چه ترک بزرگ تر باشد استرس کمتري براي ايجاد شکست لازم است زيرا استرس هايي که بطور معمول توسط ماده ساپورت مي شدند اکنون در گوشه هاي ترک تمرکز پيدا مي کنند. پس قابليت شکستن اين ترک بستگي به مقاومت شکست کلي ماده دارد.(8) بنابراين ماده اي که مقاومت شکست بالايي داشته باشد تمايل دارد که در برابر شکل گيري و گسترش هاي ترک هاي ريز که در اثر نيروهاي تکرار شونده ي جويدن و حين فانکشن ايجاد مي شود مقاومت کند.(37)
مقاومت شکست را براي مينا MN/m3/23/1-7/0، براي عاجMN/m3/2 1/3و براي کامپوزيت ها حدودMN/m3/2 3/2-4/1 اندازه گرفته اند. وجود فيلر در پليمرها مقاومت شکست را به ميزان قابل ملاحظه اي بالا مي برد. تصور مي شود که مکانيک اين مقاومت، واکنش بين ماتريکس و فيلر باشد اما هنوز اين مطلب ثابت نشده است. در هر صورت نشان داده شده است که نسبت حجمي و وزن فيلر بستگي مستقيم با ضريب الاستيک و همچنين مقاومت شکست ماده دارد.(8)
همانند ساير ويژگي هاي مواد، Aging و نگهداري در محيط هاي مشابه دهان يا دماهاي بالا، مقاومت شکست را کاهش مي دهد. اما توافقي بر سر اين موضوع در ميان متون وجود ندارد. تلاش هايي نيز براي ارتباط دادن مقاومت شکست به مقاومت سايش انجام شده است و نمي توان اين دو ويژگي را کاملا جدا از هم دانست. همچنين اکنون پذيرفته شده است که خواص مکانيکي کامپوزيت هاي ترميمي از جمله مقاومت شکست آن ها با درجه ي تبديل مونومر تغيير مي کند. همبستگي مثبتي نيز بين درجه ي کيور و مقاومت شکست نشان داده شده است.(38)
کاربرد فيلرها در ساختمان کامپوزيت ها نيز براي بهبود مقاومت شکست آن ها انجام گرفته است. علاوه بر اين اخيرا رشته هاي سراميکي سيليکاي مديفايد براي تقويت کامپوزيت رزين هاي دنداني به کار رفته اند.(39)
اندازه گيري مقاومت شکست :
راههاي مختلفي براي اندازه گيري مقاومت شکست وجود دارد. پرکاربردترين روش ها تست خمش سه نقطه اي يا SENB (Single-Edge Notch Bending ) و نمونه هايCompact(CT) مي باشند.
آزمايش SENB به اين صورت مي باشد که در نمونه شکاف تيز تعبيه مي شود و سپس به آن نيرو اعمال مي گردد. محل و جهت گيري نمونه خصوصا جهت شکاف اهميت زيادي دارد. در هر دو تست نامبرده عمق شکاف حدود 70-45% عرض نمونه است. اين شکاف توسط دستگاهي درون نمونه تعبيه مي شود تا هنگام اعمال نيروهاي دوره اي ترک از آن منشاء گيرد. طي آزمايش مقاومت شکست نيرو به نمونه ها وارد مي شود و Loading Rate و ميزان جابجايي نمونه به همراه دما ثبت مي شوند. يکي از اين جابجايي ها ميزان باز شدن دهانه ي ترک مي باشد که با يک گيج اندازه گيري مي شود. از اين آزمايش چند پارامتر مقاومت شکست بدست مي آيد از جمله:
• K (فاکتور شدت استرس) که برآوردي از مقاومت شکست بر مبناي نيرو مي باشد و از تابعي که بستگي به نيروي اعمال شده هنگام شکست دارد محاسبه مي شود.
• CTOD (ميزان باز شدن دهانه ي ترک) که برآوردي از مقاومت شکست بر مبناي strain است و مي توان آن را به دو جزء الاستيک و پلاستيک تقسيم کرد که جزء الاستيک آن از K محاسبه مي شود. جزء پلاستيک از ميزان باز شدن دهانه ي ترک (که با گيج اندازه گيري مي شود) محاسبه مي گردد. روش هاي ديگري هم براي محاسبه يCTOD هست.
• J (اينتگرال J) که برآوردي از مقاومت شکست بر مبناي انرژي مي باشد. مي توان آن را به دو جزء الاستيک و پلاستيک تقسيم کرد. همانند CTOD جزء پلاستيک از ناحيه ي پلاستيک زير منحني نيرو- جابجايي مشتق مي شود.(36)
نيروها و استرس جويدن :
اندازه گيري استرس هاي ناشي از جويدن بدليل ماهيت ديناميک آنها کار مشکلي است. تاکنون تعدادي مطالعه به منظور مشخص کردن نيروهاي جويدن انجام شده است. ميانگين ماگزيمم نيروي جويدن، حدود 756 نيوتن (170 پوند) است. در هر حال محدوده ي اين نيرو بطور قابل توجهي از يک ناحيه ي دهان تا ناحيه اي ديگر و از فردي به فرد ديگر متفاوت است. مقادير اين نيرو در ناحيه ي مولر، بين 890-400 نيوتن (200-90 پوند)؛ در ناحيه ي پرمولر، بين 445-22 نيوتن (100-50 پوند)؛ در ناحيه ي کانين، بين 334-133 نيوتن (75-30 پوند)؛ و در ناحيه ي انسيزور، بين 110-89 نيوتن (55-20 پوند) متغيير است.
نيروي جويدن عموما در آقايان بيش از خانم ها و در جوانان بيش از کودکان مي باشد. هر چند مقادير بدست آمده همپوشاني قابل توجهي دارد.
بطور معمول انرژي جويدن توسط لقمه ي غذايي دندان ليگامان پريودنتال و استخوان جذب مي شود. با اين وجود ساختمان دندان داراي نوعي مهندسي شگفت انگيز است که دندان را قادر به جذب انرژي هاي قابل توجه استاتيک و ديناميک مي نمايد. انعطاف پذيري عاج بيش از مينا ست، بنابراين بهتر مي تواند انرژي هاي بالا را جذب کند. مينا ماده اي شکننده با ضريب الاستيک بالا و حد نسبي پايين براي نيروهاي کششي و انعطاف پذيري کم است. در هر حال، اگرچه مينا توسط عاجي ساپورت مي شود که قابليت تغيير شکل الاستيک قابل توجه دارد، باز هم بندرت پيش مي آيد که دندان ها تحت نيروهاي نرمال اکلوژن دچار شکست شوند.(40)
مروري بر مقالات
کامپوزيت واستحکام شکست دندان:
Eakle در سال 1986 در يک مطالعه ي آزمايشگاهي به بررسي ميزان مقاومت به شکست دندان هاي داراي حفرات کلاس دو که با کامپوزيت رزين باند شده به مينا يا باند شده به عاج و مينا ترميم شده بودند، پرداخت.
او با مقايسه ي ميانگين نيروهاي مورد نياز براي شکستن دندان ها، به اين نتيجه رسيد که دندان هايي که با کامپوزيت رزين باند شده به مينا و عاج ترميم شده بودند، به شکل معني داري مقاومت شکست بيشتري در مقايسه با گروه باند شده به مينا و گروه مشابه ترميم نشده نشان دادند. اين درحالي است که تفاوت شاخصي بين گروه باند شده به مينا و گروه ترميم نشده مشاهده نشد.(41)
Purk و همکاران در سال 1990 يک بررسي آزمايشگاهي جهت مقايسه ي مقاومت شکست ترميم هاي کلاس يک با کلاس دو در ناحيه ي مارجينال ريج انجام دادند.
آن ها تعدادي پرمولرهاي ماگزيلاري را با حفرات کلاس يک و کلاس دو آماده کرده و گروهي از آن ها را با آمالگام و گروهي را با کامپوزيت رزين ترميم کردند. سپس نمونه ها از ناحيه ي مارجينال ريج تحت لود سنتريک قرارگرفتند تا شکست رخ دهد.
بررسي هاي آماري نشان داد که حفرات ترميمي کلاس يک به طور معني داري ضعيف تر از کلاس دو بودند. همچنين تفاوت معني داري بين دو نوع ماده ي ترميمي (آمالگام و کامپوزيت رزين) و تاثير متقابل (نوع حفره * نوع ماده) ملاحظه نشد.
الگوهاي شکست بررسي شده در زير ميکروسکوپ الکتروني نشان داد که شکستگي در گروه کلاس يک و دو کامپوزيت رزين و کلاس يک آمالگام به داخل مينا و ماده ي ترميمي گسترش يافت. در حفرات کلاس دو آمالگام، شکستگي تنها محدود به ماده ي ترميمي بود.(42)
Collins و همکاران در سال 1998 طييک بررسي باليني هشت ساله، به ارزيابي کامپوزيت رزين هاي خلفي پرداختند. در اين بررسي، 330 عدد حفره ي کلاس يک و کلاس دو با کامپوزيت هاي ميکروفيل، هيبريد با ذرات ريز، هيبريد با ذرات خشن و يک گروه کنترل نيز با آمالگام ترميم شدند.
پس از ارزيابي 8 ساله ي دندان ها، مشخص شد که ترميم هاي رزين کامپوزيت، 2 تا 3 برابر بيشتر از ترميم هاي آمالگام دچار شکست شدند. شايع ترين علل شکستگي هاي ترميم هاي کامپوزيتي، شکستگي توده اي ترميم و پوسيدگي ثانويه در لبه ي ترميم ها بوده است.(43)
Yap و همکاران در سال 2000 تاثير ميزان عمق حفره و مدت زمان نوردهي را بر کارايي پلي مريزاسيون در ترميم هاي توده اي، به طور غير مستقيم و با آزمون سختي سنجي مورد بررسي قرار داد. او به اين نتيجه رسيد که کارايي پليمريزاسيون بدون توجه به زمان نوردهي، با افزايش عمق حفره به طور معني داري کاهش يافت. همچنين افزايش زمان نوردهي، وسعت پليمريزاسيون را در عمق 3 تا 4 ميلي متري حفره افزايش داد. طبق اين نتايج لايه هاي کامپوزيتي به منظور ايجاد پلي مريزاسيون يکنواخت و با حداکثر ميزان، نبايد از 2 ميلي متر بيشتر مي بود.(44)
Bhradwaj در سال 2002 مقاوت شکست دندان ها را با سه روش مختلف قراردهي کامپوزيت به شرح اينسرت هاي بتاکوارتز، لايه هاي افقي و لايه هاي مايل مورد بررسي قرار داد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد که دندان هاي ترميم شده با لايه هاي مايل، حداکثر مقاومت شکست را بين گروه هاي ترميم شده و نزديک ترين مقادير را به دندان هاي سالم داشتند. همچنين اينسرت هاي بتاکوارتز انقباض پليمريزيشن را کاهش داده و سبب بهبود مقاومت شکست نسبت به کامپوزيت هاي معمولي شدند. تهيه حفره نيز مقاومت دندان را به طرز چشمگيري کاهش داد.(45)
Freitas و همکاران در سال 2002 به مقايسه ي مقاومت شکست پرمولرهاي سالم ماگزيلاري با انواع ترميم شده با ترميم هاي کلاس دو کامپوزيت رزين يا سرومر پرداختند.
پس از آناليزهاي آماري اين سه گروه ده تايي مشخص شد که مقاومت شکست گروه ترميم شده به روش غيرمستقيم با سرومر، بيشتر از گروه ترميم نشده (سالم) بود. همچنين بين گروه ترميم نشده و گروه ترميم شده با کامپوزيت رزين مستقيم تفاوت معني داري مشاهده نشد.(46)
Reis و همکاران در سال 2003 تاثير روش پر کردن، مشخصات حفره و استفاده از لاينر کامپوزيتي با ويسکوزيته ي کم را بر قدرت باند به عاج در کف جينجيوال حفرات کلاس دو و شکست نمونه ها مورد بررسي قرار دادند.
در اين مطالعه ي آزمايشگاهي، حفرات کلاس دو استاندارد بر روي مولرهاي سوم تازه کشيده شده تراشيده شده و سپس نمونه ها به 10 گروه تقسيم شدند. تمام نمونه ها اچ شده و با ادهزيو سينگل باند و کامپوزيت TPH ترميم شدند.گروه 1و2 با لايه هاي افقي کامپوزيت پر شدند، گروه 3و4 با لايه هاي فاسيولينگوال، گروه 5و6 با لايه هاي ابليک، گروه 7و8 با روش توده اي و گروه 9و10 بعنوان گروه کنترل (با سطح عاجي صاف) در نظر گرفته شدند.نمونه ها با و بدون لاينر با ويسکوزيته ي کم (Tetric Flow Chroma) تست شدند. پس از 24 ساعت نگهداري در آب، نمونه ها در ضخامت mm 8/0 برش عمودي خوردند. هر برش به نحوي ترميم شد که يک شکل ساعت شني با مساحت mm28/0 در ناحيه ي عاج کف جينجيوال با رزين ايجاد شود. سپس نمونه ها تحت نيروي فشاري با سرعت mm/min 5/0 قرار گرفتند تا دچار شکست شدند. نمونه هاي شکسته شده جهت مشاهده ي حالت هاي شکست، در زير SEM مورد بررسي قرار گرفتند. آناليز آمارييافته ها چنين نشان داد که تفاوت معني داري بين گروه هاي داراي لاينر و بدون لاينر وجود ندارد. در ميان روش هاي پر کردن، گروهي که به روش توده اي پر شده بودند، کمترين قدرت باند (05/0P< ) را داشته و گروه هاي لايه اي هيچگونه تفاوت آماري معني داري با گروه کنترل نداشتند. نوع شکست در گروه هاي با و بدون لاينر، تفاوت هاي شاخصي با يکديگر داشت. طبق اين يافته ها، لاينر کامپوزيتي با ويسکوزيته ي کم ، تاثيري بر قدرت باند ندارد اما بر نوع شکست موثر است و روش هاي قدرت باند را بالا مي برند.(47)
Poskus و همکاران در سال 2004 اثر دو روش قراردهي کامپوزيت (توده اي و لايه اي) را بر سختيKnoop و Vickers در حفرات کلاس دو ترميم شده با کامپوزيت هاي (A.L.E.R.T ,Solitaire 2 ,SureFil) Packable، ميکروفيلد معمولي( Filtek A110 ) و هيبريد Filtek Z250)) را مورد بررسي قرار دادند.
در اين مطالعه ي آزمايشگاهي 50 حفره ي کلاس دو استاندارد بر روي پره مولرهاي انساني تراشيده شد و سپس نمونه ها به دو گروه 5 تايي با توجه به نوع کامپوزيت (Z250, Filtek A110, SureFil, Solitaire2, A.L.E.R.T) و روش کامپوزيت گذاري (توده اي يا لايه اي) تقسيم شدند. پس از ترميم و ترموسايکل، نمونه ها به صورت طولي برش خوردند. يک برش از هر نمونه براي آزمون سختي سنجي مانت و پاليش شد. شانزده دندانه روي هر ترميم ايجاد شد طوريکه 8 عدد روي سطح اکلوزال و 8 عدد روي سطح سرويکال قرار گرفتند.
بررسي آماري نتايج چنين نشان داد که تمام مواد وقتي به صورت توده اي پر شدند سختي کمتري در ناحيه ي سرويکال نسبت به سطح اکلوزال دارند، در حالي که چنين نتيجه اي با روش لايه اي ديده نشد. تست همبستگي پيرسون، همبستگي مثبتي بين اعداد سختيKnoop و Vickers نشان داد.(48)
Franca و همکاران در سال 2005 مقاومت شکست پرمولرهاي داراي حفرات وسيع MOD که با کامپوزيت رزين و با روشهاي متفاوت لايه اي ترميم شده بودند را مورد بررسي قرار دادند.
در اين بررسي آزمايشگاهي، تعداد 40 عدد پره مولر ماگزيلاري با حفرات کلاس دو MOD تهيه شدند به طوري که عرض ايسموس حفره 3/1 فاصله ي بين نوک کاسپ ها و 4/3 ارتفاع تاج بود.نمونه ها به 4 گروه 10 تايي تقسيم شدند. گروه اول به عنوان گروه کنترل ترميم نشدند. گروه دوم با سه لايه ي عمودي؛ گروه سوم با سه لايه ي افقي و گروه چهارم با لايه هاي مورب ترميم شدند. کامپوزيت به کار رفته از نوع P60 و ادهزيو مربوطه Single bond بود.
يک کره ي استيلي به قطر mm 4 و سرعت mm/min 5/0 با کاسپ هاي باکال و لينگوال دندان ها تماس يافت تا زماني که شکست رخ دهد. پس از آناليز آماري داده ها، مشخص شد که کمترين ميانگين مقاومت شکست مربوط به گروه اول (ترميم نشده) بوده و تفوت آماري معني داري بين نتايج گروه هاي 2، 3 و 4 مشاهده نشد. بنابر يافته هاي مطالعه ي فوق، در ترميم هاي وسيع MOD روش هاي مختلف ترميم



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید